02-22 طلوعی در دل آغوشِ شب episode artwork

EPISODE · May 19, 2025 · 6 MIN

02-22 طلوعی در دل آغوشِ شب

from کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی · host Dr. Babak Sorkhpour

این نوشته، حکایتی صوفیانه است که گفت‌وگوی درونی مرد با تاریکی و بازگشت "کودک درون" از تبعید را روایت می‌کند. در شبی بی‌انتها، مردی تنها با ترس‌های قدیمی‌اش که به شکل عنکبوت‌های غول‌پیکر ظاهر می‌شوند، روبرو می‌شود. اما به جای جنگیدن، او کودک آسیب‌دیده درونش را در آغوش می‌گیرد و با اطمینان می‌گوید که تاریکی نمی‌تواند آن‌ها را ببلعد، و این پذیرش سبب توقف ترس‌ها می‌شود. در نهایت، مرد شب را با آغوش عشق می‌پذیرد، و در دل تاریکی، طلوعی از اعتماد رخ می‌دهد که نه برای روشنایی بیرونی، بلکه برای نجات جان اوست.۱۳ مه ۲۰۲۵ / ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ – مکانی در آلمان⸻طلوعی در دل آغوشِ شب(حکایت صوفیانه‌ای از گفت‌وگوی مرد با تاریکی، و بازگشت کودک از تبعید)شب آمده بود، بی‌صدا و بی‌پایان.نه ستاره‌ای بود، نه مهتابی،فقط اتاقی خاموش،و مردی که بر تخت نشسته بود با دستی خالی، و دلی پُر.از تاریکی، سایه‌ها خزیدند.نه خیال، نه خواب.بلکه عنکبوت‌های عظیمی که بر دیوارها راه می‌رفتند،مثل ترس‌هایی که از کودکی‌اش نرفته بودند.آن‌ها نه با صدا، که با حضور تهدید می‌کردند.یکی از تخت بالا آمد.دیگری از پاها.سومی از گوشهٔ چشم‌ها.اما مرد، نه فریاد زد،نه چراغی روشن کرد.فقط کودک درونش را در آغوش گرفت.و آرام گفت:«من اینجام…نترس…تا من هستم، تاریکی هیچ‌گاه تو را نخواهد بلعید.»و آن لحظه، تاریکی ایستاد.عنکبوت‌ها مکث کردند.نه از ترس،بلکه از حضور.⸻مرد، مانند پادشاهی بی‌نیاز،در سکوت شب نشسته بود،و هیچ سلاحی نداشت،جز آغوش.آنگاه،عنکبوت‌هایکی‌یکیاز تخت پایین آمدند.بی‌صدا.بی‌فریاد.و کودک درون،با خستگی،اما آرام،در گوش مرد زمزمه کرد:«الان دیگه می‌تونی ولم کنی…بذار بخوابم.»و مرد، نه چون محافظ،بلکه چون عشق،دست‌هایش را باز کرد،و شب را در آغوش گرفت.⸻و آن لحظه، در دل تاریکی،نه چراغی روشن شد،نه پرنده‌ای آواز خواند،اما نوری پنهان از عمق آینه برخاست.نه طلوع خورشید،بلکه طلوع اعتماد.و شمس اگر می‌بود، می‌گفت:«طلوع، فقط از افق نمی‌آید…گاه از دل آغوشی می‌آید که در شب شکل گرفتنه برای روشنایی جهان،بلکه برای نجات جان.»∞ Babak Mast o Sheyda

این نوشته، حکایتی صوفیانه است که گفت‌وگوی درونی مرد با تاریکی و بازگشت "کودک درون" از تبعید را روایت می‌کند. در شبی بی‌انتها، مردی تنها با ترس‌های قدیمی‌اش که به شکل عنکبوت‌های غول‌پیکر ظاهر می‌شوند، روبرو می‌شود. اما به جای جنگیدن، او کودک آسیب‌دیده درونش را در آغوش می‌گیرد و با اطمینان می‌گوید که تاریکی نمی‌تواند آن‌ها را ببلعد، و این پذیرش سبب توقف ترس‌ها می‌شود. در نهایت، مرد شب را با آغوش عشق می‌پذیرد، و در دل تاریکی، طلوعی از اعتماد رخ می‌دهد که نه برای روشنایی بیرونی، بلکه برای نجات جان اوست.۱۳ مه ۲۰۲۵ / ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ – مکانی در آلمان⸻طلوعی در دل آغوشِ شب(حکایت صوفیانه‌ای از گفت‌وگوی مرد با تاریکی، و بازگشت کودک از تبعید)شب آمده بود، بی‌صدا و بی‌پایان.نه ستاره‌ای بود، نه مهتابی،فقط اتاقی خاموش،و مردی که بر تخت نشسته بود با دستی خالی، و دلی پُر.از تاریکی، سایه‌ها خزیدند.نه خیال، نه خواب.بلکه عنکبوت‌های عظیمی که بر دیوارها راه می‌رفتند،مثل ترس‌هایی که از کودکی‌اش نرفته بودند.آن‌ها نه با صدا، که با حضور تهدید می‌کردند.یکی از تخت بالا آمد.دیگری از پاها.سومی از گوشهٔ چشم‌ها.اما مرد، نه فریاد زد،نه چراغی روشن کرد.فقط کودک درونش را در آغوش گرفت.و آرام گفت:«من اینجام…نترس…تا من هستم، تاریکی هیچ‌گاه تو را نخواهد بلعید.»و آن لحظه، تاریکی ایستاد.عنکبوت‌ها مکث کردند.نه از ترس،بلکه از حضور.⸻مرد، مانند پادشاهی بی‌نیاز،در سکوت شب نشسته بود،و هیچ سلاحی نداشت،جز آغوش.آنگاه،عنکبوت‌هایکی‌یکیاز تخت پایین آمدند.بی‌صدا.بی‌فریاد.و کودک درون،با خستگی،اما آرام،در گوش مرد زمزمه کرد:«الان دیگه می‌تونی ولم کنی…بذار بخوابم.»و مرد، نه چون محافظ،بلکه چون عشق،دست‌هایش را باز کرد،و شب را در آغوش گرفت.⸻و آن لحظه، در دل تاریکی،نه چراغی روشن شد،نه پرنده‌ای آواز خواند،اما نوری پنهان از عمق آینه برخاست.نه طلوع خورشید،بلکه طلوع اعتماد.و شمس اگر می‌بود، می‌گفت:«طلوع، فقط از افق نمی‌آید…گاه از دل آغوشی می‌آید که در شب شکل گرفتنه برای روشنایی جهان،بلکه برای نجات جان.»∞ Babak Mast o Sheyda

NOW PLAYING

02-22 طلوعی در دل آغوشِ شب

0:00 6:57

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

بودكاست دبي المستقبل Dubai Future Foundation بودكاست دبي المستقبل من مؤسسة دبي للمستقبل، ينشر الثقافة والعلم والتكنولوجيا، ومقابلات مع شخصيات عالمية في مجالات متنوعة. كنوز الحكمة @ttb.twr.org/arabic Thru The Bible Arabic .( Thru the Bible) إن برنامج "كنوز الحكمة" هو جزء من خدمة عالمية لتعليم الكتاب المقدس تابعة ل لقد ُصممت الحلقات في الأصل بواسطة د. ج. فيرنن ماكجي وقد تمت ترجمتها وتعديلها لأكثر من مئة لغة ولهجة. هدف السلسة أن تكون برنامجًا إذاعًيا مدته ثلاثون دقيقة، يأخذ المستمع في رحلة عبر الكتاب المقدس كاملاً. الأن، تـتـوفر لك هذه الحلقات نفسُها على الإنترنت. ونحن نشعر بالامتنان أنك اخترت البدء بدراسة كلمة الله عن طريق الاستماع لهذه الحلقات. لذا ننصحك بالاستماع لحلقٍة واحدٍة كل يوم على الأقل (من الإثنين وحتى الجمعة) . إذا اَتبعت هذه الخطوات أسبوعيًا ولخمس سنوات ستكون قد أكملت دراسة الكتاب المقدس كاملا ً. (تلاوات من كتاب الله (قران تلاوات من كتاب الله جزاكم الله خيراً والله يسعدكم ويريكم ربي كل خير في الدنيا والأخرة . دعواتكم لأمي وأبي قراءة في الصحف العربية مونت كارلو الدولية / MCD تقدم لكم "مونت كارلو الدولية" قراءة يومية في مختلف الصحف العربية من المشرق إلى المغرب تتابع معكم فيها قضايا البلدان العربية المختلفة التي تثيرها صحافة كل بلد.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی?

This episode is 6 minutes long.

When was this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode published?

This episode was published on May 19, 2025.

What is this episode about?

این نوشته، حکایتی صوفیانه است که گفت‌وگوی درونی مرد با تاریکی و بازگشت "کودک درون" از تبعید را روایت می‌کند. در شبی بی‌انتها، مردی تنها با ترس‌های قدیمی‌اش که به شکل عنکبوت‌های غول‌پیکر ظاهر می‌شوند، روبرو می‌شود. اما به جای جنگیدن، او کودک...

Can I download this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!