02-38 من درمیان دونقش episode artwork

EPISODE · Jun 6, 2025 · 6 MIN

02-38 من درمیان دونقش

from کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی · host Dr. Babak Sorkhpour

02-38 من میان دونقشاین قطعه به بررسی بحران هویت مردی می‌پردازد که احساس می‌کند در زیر سنگینی نقش‌های متعددی که در زندگی ایفا کرده، خودش را گم کرده است. او که از صداهای درونی‌اش اشباع شده، به تأمل در مورد ماهیت وجودی خود بدون این نقش‌ها می‌نشیند و در نهایت به این بینش می‌رسد که او فراتر از این پوسته‌ها، دو نیمهٔ اساسی دارد: یکی که به ساختن تمایل دارد و دیگری که خواهان لمس کردن و تجربه است. این دو نیمه، نه دشمن، بلکه دلتنگ یکدیگرند، و در نهایت مرد به بیداری‌ای می‌رسد که در آن خود را نه در قالب نقش‌ها، بلکه به عنوان وجودی یکپارچه و آماده برای هم ساختن و هم لمس کردن درمی‌یابد.مکان: مکانی در آلمانتاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ / ۲۰ مه ۲۰۲۵⸻نام داستان: دو نیمهٔ مندر خلوت یک بعدازظهر خاکستری، جایی میان کافه‌ای نیمه‌خلوت و پنجره‌ای که به حیاطی بی‌برگ باز می‌شد، مردی نشسته بود با دو چشم خسته و دستی که دیگر نه می‌نوشت، نه لمس می‌کرد—فقط روی میز مانده بود، مثل شاخه‌ای که دیگر نمی‌خواست شکوفه بدهد.ساکت بود. نه از آرامش،بلکه از اشباعِ صداهای درونی.سال‌ها نقش بازی کرده بود؛نه نقش دروغ،بل نقش‌هایی که همه از خودش تراوش کرده بودند:نویسنده، راهنما، پدر، عاشق، کوچ، روشن‌بین، زخمی، شفاگر…هرکدام را با صداقتی خالص ساخته بود،اما حالا، هرکدام به جای آن‌که او را نجات دهند،مثل پوست‌هایی خشک، از تنش آویزان بودند.ساکت نشسته بود و با خود می‌گفت:«اگر این‌ها را همه درآورم…اگر دیگر نه کوچ باشم، نه شاعر، نه دیده‌شده،آیا هنوز کسی هست؟یا فقط یک خلأ می‌ماند؟»در همان لحظه، در لایه‌ای پنهان از ذهن،صدایی زمزمه کرد:«تو فقط نقش نبودی…تو دو نیمه‌ای:یکی که می‌خواهد بسازد،یکی که می‌خواهد لمس کند.»مرد چشمانش را بست.در خواب، خودش را دید در دو پیکر:• یکی با لباس رسمی، کیف چرمی، نقشه و هدف و سر رسید،که داشت روی تخته چیزی می‌کشید،اما دستش می‌لرزید.• دیگری با پیراهنی گشاد، چشم‌های خیس، دست‌های باز،که داشت به یک گل بی‌نام نگاه می‌کرد،اما دلش گرسنه بود.هر دو با هم روبه‌رو شدند.نه دشمن،نه رقیب.فقط…دلتنگ یکدیگر.در خواب، یکی گفت:«من بدون تو می‌سازم، اما نمی‌مانم.»دیگری گفت:«من بدون تو می‌مانم، اما نمی‌سازم.»و مرد، میان آن‌ها،اشک ریخت.نه برای ضعف،بلکه برای یادآوری.صبح، وقتی بیدار شد،به پنجره نگاه کرد.نه برای نوشتن، نه برای تحلیل،فقط برای دیدن.و در آن لحظه،نه خودش را کوچ دانست، نه پدر، نه راهنما، نه زخمی.فقط یک مرد بود،که آماده بود هم بسازد، هم لمس کند،اما دیگر،بی‌نقش.⸻بابک مست و شیدا∞در مسیر عبور از نقشو آشتی با تمام خود.

02-38 من میان دونقشاین قطعه به بررسی بحران هویت مردی می‌پردازد که احساس می‌کند در زیر سنگینی نقش‌های متعددی که در زندگی ایفا کرده، خودش را گم کرده است. او که از صداهای درونی‌اش اشباع شده، به تأمل در مورد ماهیت وجودی خود بدون این نقش‌ها می‌نشیند و در نهایت به این بینش می‌رسد که او فراتر از این پوسته‌ها، دو نیمهٔ اساسی دارد: یکی که به ساختن تمایل دارد و دیگری که خواهان لمس کردن و تجربه است. این دو نیمه، نه دشمن، بلکه دلتنگ یکدیگرند، و در نهایت مرد به بیداری‌ای می‌رسد که در آن خود را نه در قالب نقش‌ها، بلکه به عنوان وجودی یکپارچه و آماده برای هم ساختن و هم لمس کردن درمی‌یابد.مکان: مکانی در آلمانتاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ / ۲۰ مه ۲۰۲۵⸻نام داستان: دو نیمهٔ مندر خلوت یک بعدازظهر خاکستری، جایی میان کافه‌ای نیمه‌خلوت و پنجره‌ای که به حیاطی بی‌برگ باز می‌شد، مردی نشسته بود با دو چشم خسته و دستی که دیگر نه می‌نوشت، نه لمس می‌کرد—فقط روی میز مانده بود، مثل شاخه‌ای که دیگر نمی‌خواست شکوفه بدهد.ساکت بود. نه از آرامش،بلکه از اشباعِ صداهای درونی.سال‌ها نقش بازی کرده بود؛نه نقش دروغ،بل نقش‌هایی که همه از خودش تراوش کرده بودند:نویسنده، راهنما، پدر، عاشق، کوچ، روشن‌بین، زخمی، شفاگر…هرکدام را با صداقتی خالص ساخته بود،اما حالا، هرکدام به جای آن‌که او را نجات دهند،مثل پوست‌هایی خشک، از تنش آویزان بودند.ساکت نشسته بود و با خود می‌گفت:«اگر این‌ها را همه درآورم…اگر دیگر نه کوچ باشم، نه شاعر، نه دیده‌شده،آیا هنوز کسی هست؟یا فقط یک خلأ می‌ماند؟»در همان لحظه، در لایه‌ای پنهان از ذهن،صدایی زمزمه کرد:«تو فقط نقش نبودی…تو دو نیمه‌ای:یکی که می‌خواهد بسازد،یکی که می‌خواهد لمس کند.»مرد چشمانش را بست.در خواب، خودش را دید در دو پیکر:• یکی با لباس رسمی، کیف چرمی، نقشه و هدف و سر رسید،که داشت روی تخته چیزی می‌کشید،اما دستش می‌لرزید.• دیگری با پیراهنی گشاد، چشم‌های خیس، دست‌های باز،که داشت به یک گل بی‌نام نگاه می‌کرد،اما دلش گرسنه بود.هر دو با هم روبه‌رو شدند.نه دشمن،نه رقیب.فقط…دلتنگ یکدیگر.در خواب، یکی گفت:«من بدون تو می‌سازم، اما نمی‌مانم.»دیگری گفت:«من بدون تو می‌مانم، اما نمی‌سازم.»و مرد، میان آن‌ها،اشک ریخت.نه برای ضعف،بلکه برای یادآوری.صبح، وقتی بیدار شد،به پنجره نگاه کرد.نه برای نوشتن، نه برای تحلیل،فقط برای دیدن.و در آن لحظه،نه خودش را کوچ دانست، نه پدر، نه راهنما، نه زخمی.فقط یک مرد بود،که آماده بود هم بسازد، هم لمس کند،اما دیگر،بی‌نقش.⸻بابک مست و شیدا∞در مسیر عبور از نقشو آشتی با تمام خود.

NOW PLAYING

02-38 من درمیان دونقش

0:00 6:26

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

بودكاست دبي المستقبل Dubai Future Foundation بودكاست دبي المستقبل من مؤسسة دبي للمستقبل، ينشر الثقافة والعلم والتكنولوجيا، ومقابلات مع شخصيات عالمية في مجالات متنوعة. كنوز الحكمة @ttb.twr.org/arabic Thru The Bible Arabic .( Thru the Bible) إن برنامج "كنوز الحكمة" هو جزء من خدمة عالمية لتعليم الكتاب المقدس تابعة ل لقد ُصممت الحلقات في الأصل بواسطة د. ج. فيرنن ماكجي وقد تمت ترجمتها وتعديلها لأكثر من مئة لغة ولهجة. هدف السلسة أن تكون برنامجًا إذاعًيا مدته ثلاثون دقيقة، يأخذ المستمع في رحلة عبر الكتاب المقدس كاملاً. الأن، تـتـوفر لك هذه الحلقات نفسُها على الإنترنت. ونحن نشعر بالامتنان أنك اخترت البدء بدراسة كلمة الله عن طريق الاستماع لهذه الحلقات. لذا ننصحك بالاستماع لحلقٍة واحدٍة كل يوم على الأقل (من الإثنين وحتى الجمعة) . إذا اَتبعت هذه الخطوات أسبوعيًا ولخمس سنوات ستكون قد أكملت دراسة الكتاب المقدس كاملا ً. (تلاوات من كتاب الله (قران تلاوات من كتاب الله جزاكم الله خيراً والله يسعدكم ويريكم ربي كل خير في الدنيا والأخرة . دعواتكم لأمي وأبي قراءة في الصحف العربية مونت كارلو الدولية / MCD تقدم لكم "مونت كارلو الدولية" قراءة يومية في مختلف الصحف العربية من المشرق إلى المغرب تتابع معكم فيها قضايا البلدان العربية المختلفة التي تثيرها صحافة كل بلد.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی?

This episode is 6 minutes long.

When was this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode published?

This episode was published on June 6, 2025.

What is this episode about?

02-38 من میان دونقشاین قطعه به بررسی بحران هویت مردی می‌پردازد که احساس می‌کند در زیر سنگینی نقش‌های متعددی که در زندگی ایفا کرده، خودش را گم کرده است. او که از صداهای درونی‌اش اشباع شده، به تأمل در مورد ماهیت وجودی خود بدون این نقش‌ها می‌نشیند و در...

Can I download this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!