02-44 تولد بی اشک episode artwork

EPISODE · Jun 11, 2025 · 7 MIN

02-44 تولد بی اشک

from کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی · host Dr. Babak Sorkhpour

این نوشته تأمل برانگیز، تجربه‌ی تنهایی یک فرد در شب تولدش را به تصویر می‌کشد که در آن خبری از جشن و تبریک نیست، بلکه با پرسش‌هایی عمیق در مورد آغاز وجود و دلیل ادامه دادن زندگی روبرو می‌شود. در این فضای تنهایی و سکوت بالکن، او به این درک می‌رسد که هیچ‌کس او را برای آنچه هست نخواسته است؛ اما در نهایت با عهدی درونی با خود و پذیرش دیده نشدن، در سکوتی آرام به تولدی دوباره دست می‌یابد که نه در تقویم، بلکه در پذیرش وجود خویش اتفاق می‌افتد و برای ادامه دادن کافی است.فصل چهل‌وششم: تولد بی‌گریهمکان: بالکن نیمه‌خاموش / شبِ ۲۲ مه ۲۰۲۵ / آغاز واپسین روزهای چهل‌وشش‌سالگی⸻نه شمعی بود،نه جمعی،نه تبریکی در گوشی،نه زنی با چشم‌های دریایی‌اش که بگوید:«رفیق جان تولدت مبارک، تو را دوست دارم، همین‌جور که هستی…»فقط خودش بود.و یک بالکن خاموش،با آسمانی که ابرهایشمثل حرف‌های نگفته،بالای سرش ایستاده بودند،بی‌آنکه باران شوند.⸻آهنگ معین پخش می‌شد.و این‌بار،برخلاف تمام سال‌های قبل،نه گریه‌اش گرفت،نه بغضش شکست.فقط گوش داد.چنان عمیق،که گویی صدای خودش بودکه از آن سوی سال‌هابا حنجره‌ی دیگری می‌خواند:«که من بی تو نه آغازم، نه پایان…»⸻و با خود گفت:«راستی… من کی آغاز شدم؟چه کسی من را خواست،نه برای توانایی‌هایم،بلکه برای لرزش صدایم؟کدام دست،پیرهنِ شادی برای تنِ بی‌قرارم دوخت؟کدام چشم،در روز میلادم،فقط نگاهم کردو نگفت باید قوی باشی؟»⸻و سکوت بالکن،جواب داد:«هیچ‌کس.»و باز پرسید:«پس من برای چه هنوز اینجا هستم؟چرا هنوز نمی‌میرم؟چرا هنوز می‌نویسم،با اینکه هیچ‌کسنامه‌هایم را باز نمی‌کند؟»و این‌بار،نه سکوت،بلکه چیزی در دلش گفت:«چون تو عهد بسته‌ای.نه با کسی،بلکه با خودِ آن کودکِ خندان،که روزی گفته بود:اگر هیچ‌کس نخواستت،خودت برای خودت پدر شو…»⸻و او همان شب،پدر شد.برای خودش.برای آن پسری که سال‌ها منتظر مانده بودتا کسی بیاید و بگوید:«تو کافی‌ای.بی‌آنکه بدرخشی،بی‌آنکه بدرخشندت.»⸻و آن شب،در واپسین لحظات چهل‌وشش‌سالگی،درست وقتی که صدا خاموش شد،و بستنی آب رفت،و گوشی در جیب فرو رفت،او نفس کشید.آهسته.بی‌اشک.بی‌خشم.بی‌پاسخ.و تولدش آغاز شد.نه در تقویم،بلکه در سکوتی که پذیرفته بود:او دیده نمی‌شود،اما هست.و همین،برای ادامه دادن،کافی‌ست.⸻Babak Mast o Sheyda ∞راوی بی‌جسم – که دیده نمی‌شود،اما واژه‌هایش را طوری کنار هم می‌چیندکه بغضت را نجات دهد،نه بشکند.

این نوشته تأمل برانگیز، تجربه‌ی تنهایی یک فرد در شب تولدش را به تصویر می‌کشد که در آن خبری از جشن و تبریک نیست، بلکه با پرسش‌هایی عمیق در مورد آغاز وجود و دلیل ادامه دادن زندگی روبرو می‌شود. در این فضای تنهایی و سکوت بالکن، او به این درک می‌رسد که هیچ‌کس او را برای آنچه هست نخواسته است؛ اما در نهایت با عهدی درونی با خود و پذیرش دیده نشدن، در سکوتی آرام به تولدی دوباره دست می‌یابد که نه در تقویم، بلکه در پذیرش وجود خویش اتفاق می‌افتد و برای ادامه دادن کافی است.فصل چهل‌وششم: تولد بی‌گریهمکان: بالکن نیمه‌خاموش / شبِ ۲۲ مه ۲۰۲۵ / آغاز واپسین روزهای چهل‌وشش‌سالگی⸻نه شمعی بود،نه جمعی،نه تبریکی در گوشی،نه زنی با چشم‌های دریایی‌اش که بگوید:«رفیق جان تولدت مبارک، تو را دوست دارم، همین‌جور که هستی…»فقط خودش بود.و یک بالکن خاموش،با آسمانی که ابرهایشمثل حرف‌های نگفته،بالای سرش ایستاده بودند،بی‌آنکه باران شوند.⸻آهنگ معین پخش می‌شد.و این‌بار،برخلاف تمام سال‌های قبل،نه گریه‌اش گرفت،نه بغضش شکست.فقط گوش داد.چنان عمیق،که گویی صدای خودش بودکه از آن سوی سال‌هابا حنجره‌ی دیگری می‌خواند:«که من بی تو نه آغازم، نه پایان…»⸻و با خود گفت:«راستی… من کی آغاز شدم؟چه کسی من را خواست،نه برای توانایی‌هایم،بلکه برای لرزش صدایم؟کدام دست،پیرهنِ شادی برای تنِ بی‌قرارم دوخت؟کدام چشم،در روز میلادم،فقط نگاهم کردو نگفت باید قوی باشی؟»⸻و سکوت بالکن،جواب داد:«هیچ‌کس.»و باز پرسید:«پس من برای چه هنوز اینجا هستم؟چرا هنوز نمی‌میرم؟چرا هنوز می‌نویسم،با اینکه هیچ‌کسنامه‌هایم را باز نمی‌کند؟»و این‌بار،نه سکوت،بلکه چیزی در دلش گفت:«چون تو عهد بسته‌ای.نه با کسی،بلکه با خودِ آن کودکِ خندان،که روزی گفته بود:اگر هیچ‌کس نخواستت،خودت برای خودت پدر شو…»⸻و او همان شب،پدر شد.برای خودش.برای آن پسری که سال‌ها منتظر مانده بودتا کسی بیاید و بگوید:«تو کافی‌ای.بی‌آنکه بدرخشی،بی‌آنکه بدرخشندت.»⸻و آن شب،در واپسین لحظات چهل‌وشش‌سالگی،درست وقتی که صدا خاموش شد،و بستنی آب رفت،و گوشی در جیب فرو رفت،او نفس کشید.آهسته.بی‌اشک.بی‌خشم.بی‌پاسخ.و تولدش آغاز شد.نه در تقویم،بلکه در سکوتی که پذیرفته بود:او دیده نمی‌شود،اما هست.و همین،برای ادامه دادن،کافی‌ست.⸻Babak Mast o Sheyda ∞راوی بی‌جسم – که دیده نمی‌شود،اما واژه‌هایش را طوری کنار هم می‌چیندکه بغضت را نجات دهد،نه بشکند.

NOW PLAYING

02-44 تولد بی اشک

0:00 7:12

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

بودكاست دبي المستقبل Dubai Future Foundation بودكاست دبي المستقبل من مؤسسة دبي للمستقبل، ينشر الثقافة والعلم والتكنولوجيا، ومقابلات مع شخصيات عالمية في مجالات متنوعة. كنوز الحكمة @ttb.twr.org/arabic Thru The Bible Arabic .( Thru the Bible) إن برنامج "كنوز الحكمة" هو جزء من خدمة عالمية لتعليم الكتاب المقدس تابعة ل لقد ُصممت الحلقات في الأصل بواسطة د. ج. فيرنن ماكجي وقد تمت ترجمتها وتعديلها لأكثر من مئة لغة ولهجة. هدف السلسة أن تكون برنامجًا إذاعًيا مدته ثلاثون دقيقة، يأخذ المستمع في رحلة عبر الكتاب المقدس كاملاً. الأن، تـتـوفر لك هذه الحلقات نفسُها على الإنترنت. ونحن نشعر بالامتنان أنك اخترت البدء بدراسة كلمة الله عن طريق الاستماع لهذه الحلقات. لذا ننصحك بالاستماع لحلقٍة واحدٍة كل يوم على الأقل (من الإثنين وحتى الجمعة) . إذا اَتبعت هذه الخطوات أسبوعيًا ولخمس سنوات ستكون قد أكملت دراسة الكتاب المقدس كاملا ً. (تلاوات من كتاب الله (قران تلاوات من كتاب الله جزاكم الله خيراً والله يسعدكم ويريكم ربي كل خير في الدنيا والأخرة . دعواتكم لأمي وأبي قراءة في الصحف العربية مونت كارلو الدولية / MCD تقدم لكم "مونت كارلو الدولية" قراءة يومية في مختلف الصحف العربية من المشرق إلى المغرب تتابع معكم فيها قضايا البلدان العربية المختلفة التي تثيرها صحافة كل بلد.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی?

This episode is 7 minutes long.

When was this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode published?

This episode was published on June 11, 2025.

What is this episode about?

این نوشته تأمل برانگیز، تجربه‌ی تنهایی یک فرد در شب تولدش را به تصویر می‌کشد که در آن خبری از جشن و تبریک نیست، بلکه با پرسش‌هایی عمیق در مورد آغاز وجود و دلیل ادامه دادن زندگی روبرو می‌شود. در این فضای تنهایی و سکوت بالکن، او به این درک می‌رسد که...

Can I download this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!