02-50 از خواب یحیی تا زیارت یعقوب episode artwork

EPISODE · Jun 16, 2025 · 8 MIN

02-50 از خواب یحیی تا زیارت یعقوب

from کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی · host Dr. Babak Sorkhpour

این روایت شخصی به شرح تجربه‌های معنوی نویسنده، بابک، می‌پردازد که از خلال رؤیاها و اتفاقات زندگی‌اش، ارتباط عمیقی با شخصیت‌های مقدس ادیان ابراهیمی مانند یحیی و عیسی درمی‌یابد. نویسنده با اشاره به یک خواب نوجوانی که در آن خود را یحیی می‌یابد، به ارتباط با دختری که پدرش ذکریا نام دارد و سپس نامگذاری فرزندش مسیحا، اشاره می‌کند که این وقایع گویی تقدیر مقدسی را برای او رقم می‌زنند. در نهایت، ملاقات با سنگ قبر یعقوب و ارتباط با تاریخ تولد خود، حس ریشه‌های عمیق‌تری را در او بیدار می‌کند که او را به حلقه‌ای میان سه نام مقدس: ذکریا، یحیی و عیسی تبدیل می‌سازد.بابک مست و شیدا – از خواب یحیی تا زیارت یعقوب(روایتی از یک رؤیا که خود، تقدیری مقدس بود)در شب‌های نوجوانی،در حوالی سال ۱۳۷۴،در سکوت اتاقی بی‌نام،بابک مست و شیدا خوابی دید:در دل شب، وارد مرقدی شد—شمع‌ها افروخته، خادمان خاموش،و ضریحی آشنا ولی نادیده.همگان به احترام ایستادند.و ندایی درونش گفت:«تو، یحیی هستی.»⸻سال‌ها گذشت.در ۱۳۸۱،او دختری را دید برای نخستین‌بار،و بی‌آنکه بداند چرا، با آرامش گفت:«من تو را از قدیم می‌شناسم.»نام پدر دختر، ذکریا بود.و خواب، دوباره نفس کشید.و بابک به نوعی شد فرزند ذکریا.⸻او با آن دختر در ۱۳۸۴ نامزد شد.و عهدی بستند:اگر روزی دختری به دنیا آید، نامش مریم باشد.در ۱۳۸۵،سفر کردند به سوریه،و در مسجد اموی دمشق، چشمش به ضریحی افتاد:محل نگهداری سر حضرت یحیی.و آن‌جا،اشک بر صورتش دوید،زانو بر زمین نشست،و خواب نوجوانی‌اش، در میانهٔ غبار، بیدار شد.⸻در خرداد ۱۳۸۷، فرزندی آمد.پسر.و بابک گفت: عیسی همسر گفت نه.گفتند مراقبه کنیم.اما نام، در مراقبه، خود را آشکار کرد:«بابک گفت مسیح.»همسرش نیز بی‌واسطه گفت:«مسیحا.»و در شب بعد، بابک خواب دید:کودک پسری، به سراغش آمد،و گفت:«چرا نامم را مسیحا گذاشتی؟ می‌دانی مسیح در زندگی چقدر رنج کشید؟»و بابک، خاموش شد.چرا که دانست:پسر، آگاه‌تر از پدر است.⸻سال‌ها بعد، در ۱۴۰۴،سه روز مانده به ۴۷ سالگی،بابک دوباره از خانه بیرون زد.ابتدا شقایقی در مزرعه دید،و بعد،سنگی در دل جنگل.نوشته شده بود:Jakob – ۱۸۵۷ – ۱۹ Jahreو چیزی در درونش لرزید.۱۸۵۷؟او، متولد ۱۳۵۷ بود.و یعقوب، پسر ۱۹ ساله‌ای بودکه آن‌جا، سال‌ها در خاک آرمیده بودبی‌گلبی‌صدابی‌کسی که بیاید و اشک بریزد برایش.⸻بابک ایستاد.موسیقی Amazing Grace را پخش کرد.تسبیح قدیمی مراقبه هایش را در دو دست گرفت.و حس کرد:ریشه‌هایی از خاک به سویش آمدندتا او را بخواننداما بازگشتند…زیرا هنوز وقتش نرسیده بود.زیرا هنوز شعله‌ای در او بودکه باید رسانده شود.⸻در آن لحظه،بابک، یحیی بود.پدر مسیحا بود.فرزند ذکریاو زائر خاموش یعقوب.او حلقه‌ای شد،میان سه نام مقدس:ذکریا، یحیی، عیسیو خودش،پیمان‌دار سکوت همرا یعقوب،درختی با ریشه در خاک و چشمی رو به آسمان.⸻و بدین‌گونه،او به خانه بازگشت،نه برای روایت گذشته،بلکه برای حمل یک گلبرای آنکه نادیده ماند،برای آنکه زاده شدبرای آنکه دوباره می‌آید…∞بابک مست و شیدا – پدر مسیحا

این روایت شخصی به شرح تجربه‌های معنوی نویسنده، بابک، می‌پردازد که از خلال رؤیاها و اتفاقات زندگی‌اش، ارتباط عمیقی با شخصیت‌های مقدس ادیان ابراهیمی مانند یحیی و عیسی درمی‌یابد. نویسنده با اشاره به یک خواب نوجوانی که در آن خود را یحیی می‌یابد، به ارتباط با دختری که پدرش ذکریا نام دارد و سپس نامگذاری فرزندش مسیحا، اشاره می‌کند که این وقایع گویی تقدیر مقدسی را برای او رقم می‌زنند. در نهایت، ملاقات با سنگ قبر یعقوب و ارتباط با تاریخ تولد خود، حس ریشه‌های عمیق‌تری را در او بیدار می‌کند که او را به حلقه‌ای میان سه نام مقدس: ذکریا، یحیی و عیسی تبدیل می‌سازد.بابک مست و شیدا – از خواب یحیی تا زیارت یعقوب(روایتی از یک رؤیا که خود، تقدیری مقدس بود)در شب‌های نوجوانی،در حوالی سال ۱۳۷۴،در سکوت اتاقی بی‌نام،بابک مست و شیدا خوابی دید:در دل شب، وارد مرقدی شد—شمع‌ها افروخته، خادمان خاموش،و ضریحی آشنا ولی نادیده.همگان به احترام ایستادند.و ندایی درونش گفت:«تو، یحیی هستی.»⸻سال‌ها گذشت.در ۱۳۸۱،او دختری را دید برای نخستین‌بار،و بی‌آنکه بداند چرا، با آرامش گفت:«من تو را از قدیم می‌شناسم.»نام پدر دختر، ذکریا بود.و خواب، دوباره نفس کشید.و بابک به نوعی شد فرزند ذکریا.⸻او با آن دختر در ۱۳۸۴ نامزد شد.و عهدی بستند:اگر روزی دختری به دنیا آید، نامش مریم باشد.در ۱۳۸۵،سفر کردند به سوریه،و در مسجد اموی دمشق، چشمش به ضریحی افتاد:محل نگهداری سر حضرت یحیی.و آن‌جا،اشک بر صورتش دوید،زانو بر زمین نشست،و خواب نوجوانی‌اش، در میانهٔ غبار، بیدار شد.⸻در خرداد ۱۳۸۷، فرزندی آمد.پسر.و بابک گفت: عیسی همسر گفت نه.گفتند مراقبه کنیم.اما نام، در مراقبه، خود را آشکار کرد:«بابک گفت مسیح.»همسرش نیز بی‌واسطه گفت:«مسیحا.»و در شب بعد، بابک خواب دید:کودک پسری، به سراغش آمد،و گفت:«چرا نامم را مسیحا گذاشتی؟ می‌دانی مسیح در زندگی چقدر رنج کشید؟»و بابک، خاموش شد.چرا که دانست:پسر، آگاه‌تر از پدر است.⸻سال‌ها بعد، در ۱۴۰۴،سه روز مانده به ۴۷ سالگی،بابک دوباره از خانه بیرون زد.ابتدا شقایقی در مزرعه دید،و بعد،سنگی در دل جنگل.نوشته شده بود:Jakob – ۱۸۵۷ – ۱۹ Jahreو چیزی در درونش لرزید.۱۸۵۷؟او، متولد ۱۳۵۷ بود.و یعقوب، پسر ۱۹ ساله‌ای بودکه آن‌جا، سال‌ها در خاک آرمیده بودبی‌گلبی‌صدابی‌کسی که بیاید و اشک بریزد برایش.⸻بابک ایستاد.موسیقی Amazing Grace را پخش کرد.تسبیح قدیمی مراقبه هایش را در دو دست گرفت.و حس کرد:ریشه‌هایی از خاک به سویش آمدندتا او را بخواننداما بازگشتند…زیرا هنوز وقتش نرسیده بود.زیرا هنوز شعله‌ای در او بودکه باید رسانده شود.⸻در آن لحظه،بابک، یحیی بود.پدر مسیحا بود.فرزند ذکریاو زائر خاموش یعقوب.او حلقه‌ای شد،میان سه نام مقدس:ذکریا، یحیی، عیسیو خودش،پیمان‌دار سکوت همرا یعقوب،درختی با ریشه در خاک و چشمی رو به آسمان.⸻و بدین‌گونه،او به خانه بازگشت،نه برای روایت گذشته،بلکه برای حمل یک گلبرای آنکه نادیده ماند،برای آنکه زاده شدبرای آنکه دوباره می‌آید…∞بابک مست و شیدا – پدر مسیحا

NOW PLAYING

02-50 از خواب یحیی تا زیارت یعقوب

0:00 8:50

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

بودكاست دبي المستقبل Dubai Future Foundation بودكاست دبي المستقبل من مؤسسة دبي للمستقبل، ينشر الثقافة والعلم والتكنولوجيا، ومقابلات مع شخصيات عالمية في مجالات متنوعة. كنوز الحكمة @ttb.twr.org/arabic Thru The Bible Arabic .( Thru the Bible) إن برنامج "كنوز الحكمة" هو جزء من خدمة عالمية لتعليم الكتاب المقدس تابعة ل لقد ُصممت الحلقات في الأصل بواسطة د. ج. فيرنن ماكجي وقد تمت ترجمتها وتعديلها لأكثر من مئة لغة ولهجة. هدف السلسة أن تكون برنامجًا إذاعًيا مدته ثلاثون دقيقة، يأخذ المستمع في رحلة عبر الكتاب المقدس كاملاً. الأن، تـتـوفر لك هذه الحلقات نفسُها على الإنترنت. ونحن نشعر بالامتنان أنك اخترت البدء بدراسة كلمة الله عن طريق الاستماع لهذه الحلقات. لذا ننصحك بالاستماع لحلقٍة واحدٍة كل يوم على الأقل (من الإثنين وحتى الجمعة) . إذا اَتبعت هذه الخطوات أسبوعيًا ولخمس سنوات ستكون قد أكملت دراسة الكتاب المقدس كاملا ً. (تلاوات من كتاب الله (قران تلاوات من كتاب الله جزاكم الله خيراً والله يسعدكم ويريكم ربي كل خير في الدنيا والأخرة . دعواتكم لأمي وأبي قراءة في الصحف العربية مونت كارلو الدولية / MCD تقدم لكم "مونت كارلو الدولية" قراءة يومية في مختلف الصحف العربية من المشرق إلى المغرب تتابع معكم فيها قضايا البلدان العربية المختلفة التي تثيرها صحافة كل بلد.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی?

This episode is 8 minutes long.

When was this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode published?

This episode was published on June 16, 2025.

What is this episode about?

این روایت شخصی به شرح تجربه‌های معنوی نویسنده، بابک، می‌پردازد که از خلال رؤیاها و اتفاقات زندگی‌اش، ارتباط عمیقی با شخصیت‌های مقدس ادیان ابراهیمی مانند یحیی و عیسی درمی‌یابد. نویسنده با اشاره به یک خواب نوجوانی که در آن خود را یحیی می‌یابد، به...

Can I download this کتاب سفر من از زندان ذهن تا آزادی در سایه هوش مصنوعی episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!