بوستان سعدی - 053 - باب دوم - یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت episode artwork

EPISODE · Oct 22, 2021 · 3 MIN

بوستان سعدی - 053 - باب دوم - یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت

from بهاریه

یکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتنه خوردی، که خاطر بر آسایدشنه دادی، که فردا بکار آیدششب و روز در بند زر بود و سیمزر و سیم در بند مرد لئیمبدانست روزی پسر در کمینکه ممسک کجا کرد زر در زمینز خاکش بر آورد و بر باد دادشنیدم که سنگی در آن جا نهادجوانمرد را زر بقائی نکردبه یک دستش آمد، به دیگر بخوردکز این کم زنی بود ناپا کروکلاهش به بازار و میزر گرونهاده پدر چنگ در نای خویشپسر چنگی و نایی آورده پیشپدر زار و گریان همه شب نخفتپسر بامدادان بخندید و گفتزر از بهر خوردن بود ای پدرز بهر نهادن چه سنگ و چه زرزر از سنگ خارا برون آورندکه با دوستان و عزیزان خورندزر اندر کف مرد دنیا پرستهنوز ای برادر به سنگ اندرستچو در زندگانی بدی با عیالگرت مرگ خواهند، از ایشان منالچو چشمار و آنگه خورند از تو سیرکه از بام پنجه گز افتی به زیربخیل توانگر به دینار و سیمطلسمی است بالای گنجی مقیماز آن سالها می‌بماند زرشکه لرزد طلسمی چنین بر سرشبه سنگ اجل ناگهش بشکنندبه اسودگی گنج قسمت کنندپس از بردن و گرد کردن چو موربخور پیش از آن کت خورد کرم گورسخنهای سعدی مثال است و پندبکار آیدت گر شوی کار بنددریغ است از این روی برتافتنکز این روی دولت توان یافتنسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

یکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتنه خوردی، که خاطر بر آسایدشنه دادی، که فردا بکار آیدششب و روز در بند زر بود و سیمزر و سیم در بند مرد لئیمبدانست روزی پسر در کمینکه ممسک کجا کرد زر در زمینز خاکش بر آورد و بر باد دادشنیدم که سنگی در آن جا نهادجوانمرد را زر بقائی نکردبه یک دستش آمد، به دیگر بخوردکز این کم زنی بود ناپا کروکلاهش به بازار و میزر گرونهاده پدر چنگ در نای خویشپسر چنگی و نایی آورده پیشپدر زار و گریان همه شب نخفتپسر بامدادان بخندید و گفتزر از بهر خوردن بود ای پدرز بهر نهادن چه سنگ و چه زرزر از سنگ خارا برون آورندکه با دوستان و عزیزان خورندزر اندر کف مرد دنیا پرستهنوز ای برادر به سنگ اندرستچو در زندگانی بدی با عیالگرت مرگ خواهند، از ایشان منالچو چشمار و آنگه خورند از تو سیرکه از بام پنجه گز افتی به زیربخیل توانگر به دینار و سیمطلسمی است بالای گنجی مقیماز آن سالها می‌بماند زرشکه لرزد طلسمی چنین بر سرشبه سنگ اجل ناگهش بشکنندبه اسودگی گنج قسمت کنندپس از بردن و گرد کردن چو موربخور پیش از آن کت خورد کرم گورسخنهای سعدی مثال است و پندبکار آیدت گر شوی کار بنددریغ است از این روی برتافتنکز این روی دولت توان یافتنسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

NOW PLAYING

بوستان سعدی - 053 - باب دوم - یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت

0:00 3:09

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 3 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on October 22, 2021.

What is this episode about?

یکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتنه خوردی، که خاطر بر آسایدشنه دادی، که فردا بکار آیدششب و روز در بند زر بود و سیمزر و سیم در بند مرد لئیمبدانست روزی پسر در کمینکه ممسک کجا کرد زر در زمینز خاکش بر آورد و بر باد دادشنیدم که سنگی در...

Can I download this بهاریه episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!