EPISODE · Oct 22, 2021 · 4 MIN
بوستان سعدی - 061 - باب سوم - یکی تشنه میگفت و جان میسپرد
from بهاریه
یکی تشنه میگفت و جان میسپردخنک نیکبختی که در آب مردبدو گفت نابالغی کای عجبچو مردی چه سیراب و چه خشک لببگفتا نه آخر دهان تر کنمکه تا جان شیرینش در سر کنم؟فتد تشنه در آبدان عمیقکه داند که سیراب میرد غریقاگر عاشقی دامن او بگیروگر گویدت جان بده، گو بگیربهشت تن آسانی آنگه خوریکه بر دوزخ نیستی بگذریدل تخم کاران بود رنج کشچو خرمن برآید بخسبند خوشدر این مجلس آن کس به کامی رسیدکه در دور آخر به جامی رسیدسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
یکی تشنه میگفت و جان میسپردخنک نیکبختی که در آب مردبدو گفت نابالغی کای عجبچو مردی چه سیراب و چه خشک لببگفتا نه آخر دهان تر کنمکه تا جان شیرینش در سر کنم؟فتد تشنه در آبدان عمیقکه داند که سیراب میرد غریقاگر عاشقی دامن او بگیروگر گویدت جان بده، گو بگیربهشت تن آسانی آنگه خوریکه بر دوزخ نیستی بگذریدل تخم کاران بود رنج کشچو خرمن برآید بخسبند خوشدر این مجلس آن کس به کامی رسیدکه در دور آخر به جامی رسیدسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
بوستان سعدی - 061 - باب سوم - یکی تشنه میگفت و جان میسپرد
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.