EPISODE · Oct 1, 2021 · 2 MIN
دیوان حافظ 149- دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد
from بهاریه
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیردز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیردخدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گوکه نقشی در خیال ما از این خوشتر نمیگیردبیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگینکه فکری در درون ما از این بهتر نمیگیردصراحی میکشم پنهان و مردم دفتر انگارندعجب گر آتش این زرق در دفتر نمیگیردمن این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزیکه پیر می فروشانش به جامی بر نمیگیرداز آن رو هست یاران را صفاها با می لعلشکه غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمیگیردسر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوزبرو کاین وعظ بیمعنی مرا در سر نمیگیردنصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ استدلش بس تنگ میبینم مگر ساغر نمیگیردمیان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلسزبان آتشینم هست لیکن در نمیگیردچه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت راکه کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیگیردسخن در احتیاج ما و استغنای معشوق استچه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمیگیردمن آن آیینه را روزی به دست آرم سکندرواراگر میگیرد این آتش زمانی ور نمیگیردخدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویتدری دیگر نمیداند رهی دیگر نمیگیردبدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارمکه سر تا پای حافظ را چرا در زر نمیگیردحافظ, غزلیاتحافظ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیردز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیردخدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گوکه نقشی در خیال ما از این خوشتر نمیگیردبیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگینکه فکری در درون ما از این بهتر نمیگیردصراحی میکشم پنهان و مردم دفتر انگارندعجب گر آتش این زرق در دفتر نمیگیردمن این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزیکه پیر می فروشانش به جامی بر نمیگیرداز آن رو هست یاران را صفاها با می لعلشکه غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمیگیردسر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوزبرو کاین وعظ بیمعنی مرا در سر نمیگیردنصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ استدلش بس تنگ میبینم مگر ساغر نمیگیردمیان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلسزبان آتشینم هست لیکن در نمیگیردچه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت راکه کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیگیردسخن در احتیاج ما و استغنای معشوق استچه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمیگیردمن آن آیینه را روزی به دست آرم سکندرواراگر میگیرد این آتش زمانی ور نمیگیردخدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویتدری دیگر نمیداند رهی دیگر نمیگیردبدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارمکه سر تا پای حافظ را چرا در زر نمیگیردحافظ, غزلیاتحافظ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
دیوان حافظ 149- دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.