EPISODE · Oct 7, 2021 · 1 MIN
دیوان حافظ 402- چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
from بهاریه
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز منروی رنگین را به هر کس مینماید همچو گلور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز منچشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببینگفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز مناو به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شودکام بستانم از او یا داد بستاند ز منگر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیستبس حکایتهای شیرین باز میماند ز منگر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شودور برنجم خاطر نازک برنجاند ز مندوستان جان دادهام بهر دهانش بنگریدکو به چیزی مختصر چون باز میماند ز منصبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غمعشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز منحافظ, غزلیاتحافظ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز منروی رنگین را به هر کس مینماید همچو گلور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز منچشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببینگفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز مناو به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شودکام بستانم از او یا داد بستاند ز منگر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیستبس حکایتهای شیرین باز میماند ز منگر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شودور برنجم خاطر نازک برنجاند ز مندوستان جان دادهام بهر دهانش بنگریدکو به چیزی مختصر چون باز میماند ز منصبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غمعشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز منحافظ, غزلیاتحافظ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
دیوان حافظ 402- چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.