EPISODE · Jun 30, 2024 · 37 MIN
فریاب خرد «۱۴» معنا و زیبایی
from فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran · host DADAR
دوستان . . . اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است / ز اندیشهای احسن تند هر صورتی احسن شده (مولوی) معنای زیبا، منشأ چهرهی زیباست. اصل زیبایی در ایران خرّم است. وای=باد نیکو ، پرنیان=پرندنیکان=نخستین عنصر نهفته در هر انسانی ، واژهی هستی=به هم بافته ، هر صورتی پروردهای معنی است لیک افسردهای / صورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده ، با دیدین زیبایی، معنای نهفته در زیبایی شدن! معنا (چیم)، منجمد و ثابت نیست، بلکه روان و جاریست، که به آن تازان میگفتند، یعنی همیشه تازه شونده. به زیبایی دیدنی و ناگرفتنی، آذرخشی گویند. در فرهنگ ایران بر خلاف ادیان نوری، انسان دو لایه (جسم و روح) نیست، بلکه هر جانی سه لایه است. قشر فرازین تن است، قشر زیرین جان است، و قشر زیر زیرین جانان یا بهمن است. فلسفهی ایران که بر شالوده دگرگونی یکی به دیگری استوار است، سازگار با فلسفه غرب یا شبه فلسفه اسلامی نیست. کلمهی فطرت که با مخلوق خالق کار دارد، مسخ شدهی افتار ایرانی است که در اصل از دگرگون شدن بن یا خدا به انسان میآید! جام جم=جام جهانبین=بهمنی که در همه هست. عطار میگوید؛ من چرا گرد جهان گردم چو دوست / در میان جان شیرین من است ، مسئلهی انسان، در خود جستن، و در خود یافتن، و در خود دگرگون شدن از انگیزههای زیبایی است. حافظ میگوید؛ تو نیک و بد خود هم از خود بپرس / چرا بایدت دیگری محتسب ، تن=زهدان ، هر انسانی در اندیشهی ایرانی، زن است. زن هم به معنای زادن، و هم شناختن است. چون بینش از تن زاده میشود. از تاریکی است که روشنی پیدا میشود. حس کردن در فرهنگ ایران، آمیختن با پدیدههاست. جایی که ترس هست، انسان دیگر راست نیست! و آنجا (مخلوقان الاهان نوری) که راستی پایان مییابد، چشم دیگر نمیبیند
What this episode covers
دوستان . . . اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است / ز اندیشهای احسن تند هر صورتی احسن شده (مولوی) معنای زیبا، منشأ چهرهی زیباست. اصل زیبایی در ایران خرّم است. وای=باد نیکو ، پرنیان=پرندنیکان=نخستین عنصر نهفته در هر انسانی ، واژهی هستی=به هم بافته ، هر صورتی پروردهای معنی است لیک افسردهای / صورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده ، با دیدین زیبایی، معنای نهفته در زیبایی شدن! معنا (چیم)، منجمد و ثابت نیست، بلکه روان و جاریست، که به آن تازان میگفتند، یعنی همیشه تازه شونده. به زیبایی دیدنی و ناگرفتنی، آذرخشی گویند. در فرهنگ ایران بر خلاف ادیان نوری، انسان دو لایه (جسم و روح) نیست، بلکه هر جانی سه لایه است. قشر فرازین تن است، قشر زیرین جان است، و قشر زیر زیرین جانان یا بهمن است. فلسفهی ایران که بر شالوده دگرگونی یکی به دیگری استوار است، سازگار با فلسفه غرب یا شبه فلسفه اسلامی نیست. کلمهی فطرت که با مخلوق خالق کار دارد، مسخ شدهی افتار ایرانی است که در اصل از دگرگون شدن بن یا خدا به انسان میآید! جام جم=جام جهانبین=بهمنی که در همه هست. عطار میگوید؛ من چرا گرد جهان گردم چو دوست / در میان جان شیرین من است ، مسئلهی انسان، در خود جستن، و در خود یافتن، و در خود دگرگون شدن از انگیزههای زیبایی است. حافظ میگوید؛ تو نیک و بد خود هم از خود بپرس / چرا بایدت دیگری محتسب ، تن=زهدان ، هر انسانی در اندیشهی ایرانی، زن است. زن هم به معنای زادن، و هم شناختن است. چون بینش از تن زاده میشود. از تاریکی است که روشنی پیدا میشود. حس کردن در فرهنگ ایران، آمیختن با پدیدههاست. جایی که ترس هست، انسان دیگر راست نیست! و آنجا (مخلوقان الاهان نوری) که راستی پایان مییابد، چشم دیگر نمیبیند
NOW PLAYING
فریاب خرد «۱۴» معنا و زیبایی
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Dec 5, 2025 ·50m
Oct 9, 2025 ·33m
Oct 3, 2025 ·40m
Sep 11, 2025 ·31m
Aug 27, 2025 ·39m
Aug 18, 2025 ·54m