گزارش به خاک ایران- قسمت سوم- رستن از تاریخ، تولد چشمه episode artwork

EPISODE · Jun 2, 2020 · 14 MIN

گزارش به خاک ایران- قسمت سوم- رستن از تاریخ، تولد چشمه

from داستانهای مقاومت · host Radio Mojahed - رادیو مجاهد

گزارش به خاك ايران- قسمت سومرستن از تاریخ، داستان تولد چشمه در قسمت قبلي برنامه گزارش به خاك ايران از زمينه و پيشينه شكل گيري مقاومت و مبارزه رهايي بخش مردم ايران گفتيم و شرح شرايطي كه ايران در دهه 40 خورشيدي در آن قرار داشت پرداختيم. اكنون به قسمت سوم اين برنامه با عنوان رستن از تاريخ گوش مي كنيم و به داستان تولد چشمه: در فضای خانة شمارة444 بولوار الیزابت در تهران سالهای دهة چهل، افکاری موج میزد که در آن سالها مثالش را در ایران نمیتوانستی پیدا کرد. این افکار، اندیشههای محمد حنیف نژاد بود که در جستجوی راهی برای بازکردن بنبست مبارزات مردم ایران بود.محمد حياتي از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران مي گويد:آنچه حنیف نژاد آن روز به آن میاندیشید، افکاری از این قبیل بود: «چرا انقلاب مشروطیت به خواستههای خود نرسید؟ چرا خون مردم و مبارزان و مجاهدان مشروطه پایمال شد و آن انقلاب بزرگ با خلع سلاح مجاهدین، سرانجام به روی کارآمدن یک دیکتاتوری سلطنتی منجر شد؟چرا جنبشهای مردم ما از جنبش جنگل و جنبش خیابانی درخون نشست و نهضت ملی و ضداستعماری مردم ایران تماما به شکست کشانیده شدند؟» حنیف نژاد فکر میکرد: « حالا هم رهبران سنتی و جریانهای رفرمیست نظیر نهضت آزادی و بقایای جبهة ملی، سقف مبارزهشان درخواست برخی اصلاحات و رفرمهایی در چهارچوب رژیم سلطنتی است. و به عیان درماندگی تاریخی و فقدان صلاحیت و به بنبست رسیدن کامل مشی خود را به عیان میگویند و چشم امیدشان به نسل آینده است. مهندس بازرگان در تیرماه سال42 در دادگاه گفت :«ما آخرین سنگر دفاع از سلطنت مشروطه و قانون اساسی هستیم. بعد‌از این اگر دادگاهی تشکیل شود، با جمعیتی سر‌و‌کار خواهد داشت که واقعاً مخالف این رژیم است». … «نسل حاضر که ما مؤسسین نهضت آزادی ایران متعلق به آن می‌باشیم، در حکم نسل لولا یا مَفْصل تاریخ ایران به‌شمار می‌رود. واسطی هستیم مابین نسلهای قدیم ایران که قرنها به ‌یک ‌منوال و افکار راکد و ساکت بوده‌اند و نسل آینده‌یی که باید انشاءالله استقرار و استقلال و عظمت پیدا کند».… «در سال‌1343 همهٌ گروهها و دستجات مخالف رژیم با افکار و ایدئولوژیهای گوناگون به یک‌نتیجهٌ واحد رسیده بودند که تنها راه مبارزه با رژیم شاه مبارزهٌ مسلحانه است. بنده نیز ضمن دفاع در دادگاه نظامی این نکته را به‌رئیس دادگاه خاطرنشان ساختم و گفتم: ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزهٌ سیاسی برخاسته‌ایم…»محمد حياتي از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران چنين مي گويد:حنیف نژاد فکر میکرد: آیا راهی برای برقراری یک حاکمیت مبتنی بر آزادی و استقلال و دموکراسی در ایران وجود دارد؟محمد حنيف نژاد بنيانگذار سازمان مجاهدين خلق ايران، به راه حل فكر مي كرد و اينكه چه بايد كرد. او گفت: « تک به تک سراغ تمامی فعالان سیاسی آن زمان رفتم و همه آنها میگفتند: کاری نمیشود کرد. دیگر تمام شد.» همه کس از ناامیدی و یأس گفتند، همه به بنبست اشاره کردند و انگشت سکوت! و تهدید را نشان دادند! آیا طبق مثَل معروف ما ایرانیان، جویندة راه آزادی مردم ایران یابنده میشد؟ آیا او میتوانست از میان دریای خلق، تک گوهرانی را بیابد و با همان تعداد اندک، راه را آغاز کند؟ کمی هم با خود او آشناشویم: محمد‌حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، متولد1318 در تبریز، فارغ‌التحصیل دانشکدهٌ مهندسی کشاورزی، از جمله جوانان آگاه و انقلابی بود که ضمن شرکت فعال در مبارزات سیاسی سالهای 42‌ـ‌39، به‌دنبال ریشهٌ شکستها و ناکامیهای گذشته بود. او در جریان مبارزات دانشجویی با ‌سعید محسن و سایر جوانان پرشوری که با‌ صداقت مبارزه می‌کردند، آشنا شد. حنیف نژاد در آستانة رفراندوم باصطلاح انقلاب سفید شاه، در بهمن41، پس از سرکوب دانشگاه، به‌ زندان افتاد و بعد از آزادی از زندان به ‌خدمت سربازی اعزام شد.ابراهيم مازندارني از اعضاي شوراي ملي مقاومت ايران مي گويد:« از سال 43 که اعضای نهضت در زندان بودند، من مرتب به ملاقات آنها می‌رفتم. از جمله ملاقات مرحوم طالقانی و مرحوم بازرگان. در یکی از این ملاقاتها یکی از اعضای نهضت آزادی به‌ من گفت که دوستانت بیرون رفته‌اند، آیا با آنها تماس داری یا نه؟ پرسیدم، منظورت کیست؟ گفت، محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن آزاد شده‌اند، … گفتم آدرسشان را ندارم چطور گیرشان بیاورم. گفت مهندس سعید در وزارت کشور کار می‌کند … …محمد آقا را از قبل می‌شناختم. از تبریز. چون خانه‌هایمان تقریباً نزدیک بود. ولی با او هم خیلی صحبت نکرده بودم. بعد از مدتی محمد حنیف خودش آمد. از تبریز و گذشته‌های آن صحبت کردیم. به این ترتیب رفت و آمد به خانه شروع شد و هرچه می‌گذشت بیشتر می‌شد. تا این‌که خانه ما شد محل اکثر نشستهای محمد آقا با بسیاری از کادرهای برجسته سازمان و همین‌طور محل ملاقات او با سران نهضت آزادی.یکبار که به ملاقات مهندس بازرگان رفته بودم، به من گفت که ما در راه مبارزه اشتباهات بزرگی داشتیم و اگر نداشتیم بدون این‌که به نتیجه‌یی برسیم، پشت این میله‌ها نمی‌آمدیم. بعد گفت ما هنوز از علم مبارزه برخوردار نیستیم. و در واقع محمد آقا به علم مبارزه که بازرگان و نهضت آزادی از آن برخوردار نبودند، دست پیدا کرده بود و می‌گفت همه باید به علم مبارزه مسلح شویم. باید کادرهایی تربیت کنیم که آن کادرها خودشان به‌صورت تصاعدی به تربیت کادرهای دیگر بپردازند و بتوانند این راه را تا مقصد نهایی ادامه دهند. محمد حنیف که مهندس کشاورزی بود، در آن ‌زمان در سازمان کشاورزی دشت قزوین کار می‌کرد و طرحهای بسیار خوبی هم داشت. حتی من از سعید شنیدم که دستاوردهای ارزشمندی در زمینه کشاورزی داشت.… در خانه‌اش اولین چیزی که چشمگیر بود، کتابخانه‌اش بود. کتابخانه را با جعبه‌های سیب و پرتقال با سلیقه درست کرده بود. بقیه وسایل اتاقش هم از یک زیلو و یک رختخواب یک قوری و کتری تجاوز نمی‌کرد. یعنی تقریباً هیچ چیزی از یک زندگی عادی وجود نداشت. محمد حياتي از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران مي گويد:«محمد حنیف نژاد و سعید محسن با الهام از پیام امام علی ع که در اولین بیانیهاش بعد از رسیدن به حکومت عنوان شده:« ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات (در همین حین میتوان همین خطبه از نهجالبلاغه را نیز پیدا کرد و همین خطبه را هم همانطور که این کلمات حضرت علی ع خوانده میشود نشان داد که این بخشی از خطبهٴ حضرت علی ع است. ) حجزته التقوی عن تقحم الشبهات( همانا کسی که تجارب پیشینیان برایش روشن گردیده است تقوی مانع از لغزش و افتادنش به دام شبههها میشود» به بررسی تاریخ مشروطه به بعد پرداختند.… آنها بخوبی درک کردهاند که زمانی یک شکست به پیروزی بدل میشود… که با ایمان و تکیه بر اصول مبارزاتی و عقیدتی میتوان جو یأس و ناامیدی را شکسته و، به جمعبندی پرداخته و با تحلیلی درست از حرکت گذشته رهنمودهای مناسب را برای حرکت آینده بدست آوردند.این تجارب و این جمعبندی تجارب گذشتگان و نتیجهگیری انجام شده توسط بنیانگذاران مجاهدین چه بود؟ دوستان گرامي راديو مجاهد، قسمت سوم سلسله برنامه گزارش به خاك ايران با عنوان رستن از تاريخ در اینجا به پايان رسيد. در برنامه آينده دررابطه با تجاربي كه توسط بنيانگذران جمع بندي شد خواهيم شنيد.

گزارش به خاك ايران- قسمت سومرستن از تاریخ، داستان تولد چشمه در قسمت قبلي برنامه گزارش به خاك ايران از زمينه و پيشينه شكل گيري مقاومت و مبارزه رهايي بخش مردم ايران گفتيم و شرح شرايطي كه ايران در دهه 40 خورشيدي در آن قرار داشت پرداختيم. اكنون به قسمت سوم اين برنامه با عنوان رستن از تاريخ گوش مي كنيم و به داستان تولد چشمه: در فضای خانة شمارة444 بولوار الیزابت در تهران سالهای دهة چهل، افکاری موج میزد که در آن سالها مثالش را در ایران نمیتوانستی پیدا کرد. این افکار، اندیشههای محمد حنیف نژاد بود که در جستجوی راهی برای بازکردن بنبست مبارزات مردم ایران بود.محمد حياتي از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران مي گويد:آنچه حنیف نژاد آن روز به آن میاندیشید، افکاری از این قبیل بود: «چرا انقلاب مشروطیت به خواستههای خود نرسید؟ چرا خون مردم و مبارزان و مجاهدان مشروطه پایمال شد و آن انقلاب بزرگ با خلع سلاح مجاهدین، سرانجام به روی کارآمدن یک دیکتاتوری سلطنتی منجر شد؟چرا جنبشهای مردم ما از جنبش جنگل و جنبش خیابانی درخون نشست و نهضت ملی و ضداستعماری مردم ایران تماما به شکست کشانیده شدند؟» حنیف نژاد فکر میکرد: « حالا هم رهبران سنتی و جریانهای رفرمیست نظیر نهضت آزادی و بقایای جبهة ملی، سقف مبارزهشان درخواست برخی اصلاحات و رفرمهایی در چهارچوب رژیم سلطنتی است. و به عیان درماندگی تاریخی و فقدان صلاحیت و به بنبست رسیدن کامل مشی خود را به عیان میگویند و چشم امیدشان به نسل آینده است. مهندس بازرگان در تیرماه سال42 در دادگاه گفت :«ما آخرین سنگر دفاع از سلطنت مشروطه و قانون اساسی هستیم. بعد‌از این اگر دادگاهی تشکیل شود، با جمعیتی سر‌و‌کار خواهد داشت که واقعاً مخالف این رژیم است». … «نسل حاضر که ما مؤسسین نهضت آزادی ایران متعلق به آن می‌باشیم، در حکم نسل لولا یا مَفْصل تاریخ ایران به‌شمار می‌رود. واسطی هستیم مابین نسلهای قدیم ایران که قرنها به ‌یک ‌منوال و افکار راکد و ساکت بوده‌اند و نسل آینده‌یی که باید انشاءالله استقرار و استقلال و عظمت پیدا کند».… «در سال‌1343 همهٌ گروهها و دستجات مخالف رژیم با افکار و ایدئولوژیهای گوناگون به یک‌نتیجهٌ واحد رسیده بودند که تنها راه مبارزه با رژیم شاه مبارزهٌ مسلحانه است. بنده نیز ضمن دفاع در دادگاه نظامی این نکته را به‌رئیس دادگاه خاطرنشان ساختم و گفتم: ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزهٌ سیاسی برخاسته‌ایم…»محمد حياتي از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران چنين مي گويد:حنیف نژاد فکر میکرد: آیا راهی برای برقراری یک حاکمیت مبتنی بر آزادی و استقلال و دموکراسی در ایران وجود دارد؟محمد حنيف نژاد بنيانگذار سازمان مجاهدين خلق ايران، به راه حل فكر مي كرد و اينكه چه بايد كرد. او گفت: « تک به تک سراغ تمامی فعالان سیاسی آن زمان رفتم و همه آنها میگفتند: کاری نمیشود کرد. دیگر تمام شد.» همه کس از ناامیدی و یأس گفتند، همه به بنبست اشاره کردند و انگشت سکوت! و تهدید را نشان دادند! آیا طبق مثَل معروف ما ایرانیان، جویندة راه آزادی مردم ایران یابنده میشد؟ آیا او میتوانست از میان دریای خلق، تک گوهرانی را بیابد و با همان تعداد اندک، راه را آغاز کند؟ کمی هم با خود او آشناشویم: محمد‌حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، متولد1318 در تبریز، فارغ‌التحصیل دانشکدهٌ مهندسی کشاورزی، از جمله جوانان آگاه و انقلابی بود که ضمن شرکت فعال در مبارزات سیاسی سالهای 42‌ـ‌39، به‌دنبال ریشهٌ شکستها و ناکامیهای گذشته بود. او در جریان مبارزات دانشجویی با ‌سعید محسن و سایر جوانان پرشوری که با‌ صداقت مبارزه می‌کردند، آشنا شد. حنیف نژاد در آستانة رفراندوم باصطلاح انقلاب سفید شاه، در بهمن41، پس از سرکوب دانشگاه، به‌ زندان افتاد و بعد از آزادی از زندان به ‌خدمت سربازی اعزام شد.ابراهيم مازندارني از اعضاي شوراي ملي مقاومت ايران مي گويد:« از سال 43 که اعضای نهضت در زندان بودند، من مرتب به ملاقات آنها می‌رفتم. از جمله ملاقات مرحوم طالقانی و مرحوم بازرگان. در یکی از این ملاقاتها یکی از اعضای نهضت آزادی به‌ من گفت که دوستانت بیرون رفته‌اند، آیا با آنها تماس داری یا نه؟ پرسیدم، منظورت کیست؟ گفت، محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن آزاد شده‌اند، … گفتم آدرسشان را ندارم چطور گیرشان بیاورم. گفت مهندس سعید در وزارت کشور کار می‌کند … …محمد آقا را از قبل می‌شناختم. از تبریز. چون خانه‌هایمان تقریباً نزدیک بود. ولی با او هم خیلی صحبت نکرده بودم. بعد از مدتی محمد حنیف خودش آمد. از تبریز و گذشته‌های آن صحبت کردیم. به این ترتیب رفت و آمد...

NOW PLAYING

گزارش به خاک ایران- قسمت سوم- رستن از تاریخ، تولد چشمه

0:00 14:35

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

داستان های کوتاه با رزا Roza Moghaddam هر هفته یک داستان کوتاه برای عزیزانی که با وجود مشغله های فراوان دوست ندارند از غافله ی کتاب خوانی عقب بمانند.بنا بر این است که داستانهای معروف و شناخته شده ی سراسر جهان و همچنین داستانهای کهن ایرانی در کانال قرار گیرد. صمیمانه از اوقاتی که با ما سپری میکنید خشنودیم. بررسی اساطیر و فرهنگ ایران و کشورهای پیرامونش Golnoosh Dehghanpoor در فصل اول این پادکست با استفاده از روش و مفهومهای روانکاوانه و فلسفی معرفی شده در سری بررسی انجیل دکتر جوردن پترسون می خواهم اوستا, کتاب مقدس زرتشتیان, را بررسی کنم در این بررسیها از مفهوم خدا شروع می کنیم و بعدتر به بررسی دلیلهای روانی و معنای نهفته در کارهایی مانند پیشکش و قربانی می پردازیم و پدیده هایی مانند فر کیانی, شخصیتهایی مانند جمشید و ضحاک و فریدون را از این دریچه دوباره بررسی می کنیم.در این بررسیها بخشهای مختلف اوستا مانند گاتها, یسنها,یشتها و وندیداد رو می خونیم و گاهی با داستانهای شاهنامه و گرشاسب نامه تطبیقشون می دیم و همینطور جاهای مرتبط، کتابهای قدیمیتریاز فرهنگ هندی مانند ریگ ودا رو بررسی می کنیم.برای دنبال کردن مفهومهای این پادکست نیازی به دیدن کامل مجموعه ی جوردن پترسون نیست و من جاهایی که از مفهومهاش استفاده کردم بخشهای مرتبط را توضیح می دهم. و همینطور نیازی به آشنایی با آیین زرتشتی نیست ولی در صورت علاقه مندی می توانیدمرجعهای زیر را ببینید:مجموعه ی بررسی روانکاوانه ی انجیل جوردن پترسون در یوتیوب:<a target="_blank" rel=" راوین Ravin راوین. پادکست فارسی داستان گوییقصه ها، افسانه ها و داستانهای عامیانه از ایران و سراسر جهانپادکستی از آریانا تراول. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. پادکست راز و مه Raz o meh «راز»و«مه» دو باد هستند؛یکی از جنوب شرق می آید و دیگری از فراز کوه های البرز و در یک جا به هم می رسند که خاطرات مشترکی از آنجا دارند ...🌬🎙در فصل اول به داستانهای که در منطقه دشت قزوین اتفاق افتاده و در تاریخ ایران تاثیر داشته می‌گوییم و به زودی در فصل دوم داستانهایی از سراسر ایران و یا حتی جهان روایت می‌کنیم.Instagram: https://instagram.com/razomehcast Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of داستانهای مقاومت?

This episode is 14 minutes long.

When was this داستانهای مقاومت episode published?

This episode was published on June 2, 2020.

What is this episode about?

گزارش به خاك ايران- قسمت سومرستن از تاریخ، داستان تولد چشمه در قسمت قبلي برنامه گزارش به خاك ايران از زمينه و پيشينه شكل گيري مقاومت و مبارزه رهايي بخش مردم ايران گفتيم و شرح شرايطي كه ايران در دهه 40 خورشيدي در آن قرار داشت پرداختيم....

Can I download this داستانهای مقاومت episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!