EPISODE · Jan 20, 2025 · 3 MIN
حسین منزوی | ای دوست
from حسین منزوی | با صدای خودش
▨ نام شعر: ای دوست▨ شاعر: حسین منزوی▨ با صدای: حسین منزوی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین شعر، غزلی است که حسین منزوی، برای برادر کوچکترش سروده است. برادرش حسن منزوی، به دلیل فعالیت سیاسی، در سوم آذرماه تیرباران شد و به ضرب چهار گلوله به دیار دیگر پرواز کرد. منزوی در چندین شعر دیگر هم به این غم بزرگ اشاره کرده؛ از جمله در غزل «آخرین دیدار» که آن هم با صدای شاعر موجود است و میتوانید بشنویدــــــــــــــــــــــــای دوست! ای شفق، قدح ِ خونفشان ِتووی لالهزار، زمرهی دُردیکشان ِتوکیخوب میشود؟ به کدامین چهل شفاآن چار زخم ِسوختهی خونفشان ِتوبا سبزهزار ِپیرِهن و لالهزار ِزخمشرمنده از بهار نیامد، خزان ِتواز سرب و خون و آتش و ایثار و عشق و مرگپرداخت قصّهگوی ِ قَدَر، داستان ِتوپیچیدهشد در آتش و خون، چرخ ِ واژگونوقتی گرفت صاعقه در ارغوان توآیا چه دید در دم آخر که باز ماندوقتی نگاه کرد به شب، دیدگان ِتوکآنگونه سرد و یخزده هرگز نبوده بوددر چشمخانهها، نگه ِ مهربان ِتوچون عبهر رها شده بر دشت ِسرخگلدر خون نشسته بود کران تا کران تومیجویدت هنوز؛ که عادت نکرده استچشمم به جای ِخالی ِسرو ِجوان ِتوتا از کدام بید ِتبر خوردهای که سوختدر جنگلی که نیست، بگیرد نشان ِتو
What this episode covers
▨ نام شعر: ای دوست▨ شاعر: حسین منزوی▨ با صدای: حسین منزوی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین شعر، غزلی است که حسین منزوی، برای برادر کوچکترش سروده است. برادرش حسن منزوی، به دلیل فعالیت سیاسی، در سوم آذرماه تیرباران شد و به ضرب چهار گلوله به دیار دیگر پرواز کرد. منزوی در چندین شعر دیگر هم به این غم بزرگ اشاره کرده؛ از جمله در غزل «آخرین دیدار» که آن هم با صدای شاعر موجود است و میتوانید بشنویدــــــــــــــــــــــــای دوست! ای شفق، قدح ِ خونفشان ِتووی لالهزار، زمرهی دُردیکشان ِتوکیخوب میشود؟ به کدامین چهل شفاآن چار زخم ِسوختهی خونفشان ِتوبا سبزهزار ِپیرِهن و لالهزار ِزخمشرمنده از بهار نیامد، خزان ِتواز سرب و خون و آتش و ایثار و عشق و مرگپرداخت قصّهگوی ِ قَدَر، داستان ِتوپیچیدهشد در آتش و خون، چرخ ِ واژگونوقتی گرفت صاعقه در ارغوان توآیا چه دید در دم آخر که باز ماندوقتی نگاه کرد به شب، دیدگان ِتوکآنگونه سرد و یخزده هرگز نبوده بوددر چشمخانهها، نگه ِ مهربان ِتوچون عبهر رها شده بر دشت ِسرخگلدر خون نشسته بود کران تا کران تومیجویدت هنوز؛ که عادت نکرده استچشمم به جای ِخالی ِسرو ِجوان ِتوتا از کدام بید ِتبر خوردهای که سوختدر جنگلی که نیست، بگیرد نشان ِتو
NOW PLAYING
حسین منزوی | ای دوست
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 11, 2026 ·17m
Jun 10, 2026 ·4m