EPISODE · Feb 28, 2025 · 5 MIN
حسین منزوی | ایران صدای خستهام را بشنو ای ایران
from حسین منزوی | با صدای خودش
▨ نام شعر: ایران صدای خستهام را بشنو ای ایران▨ شاعر: حسین منزوی▨ با صدای: حسین منزوی▨ پالایش و تنظیم: شهروز___________ایران! صدای خستهام را بشنو ای ایرانشِکوای نای خستهام را بشنو ای ایرانمن از«دماوند»و«سهندت» قصّه میگویماز کوههای سربلندت قصّه میگویماز رودهایت، اشکهای غرقه در خونتاز رودرودِ«کرخه»، زاریهای«کارونت»از«بیستون» کن عاشقانِ تیشهدارانتوآن نقشهای بیگزند از باد و بارانتاز دفتر فال و تماشایی که در «شیراز»«حافظ»رقم زد، جاودان در رنگ و در پردازاز«اصفهان»باغِ خزاننشناسی از کاشیاز «میر» و از«بهزاد» یعنی خط و نقاشیاز نبض بی مرگ«امیر» و، خونِ جوشانشکه میزند بیرون هنوز از «فین کاشانش»ایران من! آه ای کتابِ شور و شیداییهر برگی از تاریخ تو فصلی تماشایی (معمایی)فصلی همه تقدیرِ سرخ مرزدارانتفصلی همه تصویرِ سبزِ سر بهدارانتفصل ستونهای بلندِ «تخت جمشیدت»در سر بلندی برده بالاتر ز خورشیدتاز سرخجامه چون کفنپوشندگانِ تووز خونِ دامنگیرِ «بابک »در رگانِ توآوازِ من هر چند ایرانم! غمانگیز استبا این همه از عشق؛ از عشقِ تو لبریز استدیگر چه جای باغهای چون بهشتِ توای در خزان هم سبز بودن سرنوشت تودر ذهنِ من ریگِ روانت نیز سرسبز استحتا کویرت نیز در پاییز سرسبز استمیدانمت جای به مرداب اوفتادن نیستمیدانمت ایثار هست و ایستادن نیستگاهیت اگر غمگین اگر نومید میبینیمناچار ما هم با تو نومیدیم و غمگینیمبا این همه خونی که از آیینهات جاری استرودی که از زخمِ عمیقِ سینهات جاری استمیشوید از دلهای ما زنگارِ غمها راهمراهِ تو با خود به دریا میبرد ما را.▨ حسین منزویخوانش این شعر به تاریخ نوزدهم آذرماه ۱۳۸۱ در دانشگاه زنجان انجام شده
What this episode covers
▨ نام شعر: ایران صدای خستهام را بشنو ای ایران▨ شاعر: حسین منزوی▨ با صدای: حسین منزوی▨ پالایش و تنظیم: شهروز___________ایران! صدای خستهام را بشنو ای ایرانشِکوای نای خستهام را بشنو ای ایرانمن از«دماوند»و«سهندت» قصّه میگویماز کوههای سربلندت قصّه میگویماز رودهایت، اشکهای غرقه در خونتاز رودرودِ«کرخه»، زاریهای«کارونت»از«بیستون» کن عاشقانِ تیشهدارانتوآن نقشهای بیگزند از باد و بارانتاز دفتر فال و تماشایی که در «شیراز»«حافظ»رقم زد، جاودان در رنگ و در پردازاز«اصفهان»باغِ خزاننشناسی از کاشیاز «میر» و از«بهزاد» یعنی خط و نقاشیاز نبض بی مرگ«امیر» و، خونِ جوشانشکه میزند بیرون هنوز از «فین کاشانش»ایران من! آه ای کتابِ شور و شیداییهر برگی از تاریخ تو فصلی تماشایی (معمایی)فصلی همه تقدیرِ سرخ مرزدارانتفصلی همه تصویرِ سبزِ سر بهدارانتفصل ستونهای بلندِ «تخت جمشیدت»در سر بلندی برده بالاتر ز خورشیدتاز سرخجامه چون کفنپوشندگانِ تووز خونِ دامنگیرِ «بابک »در رگانِ توآوازِ من هر چند ایرانم! غمانگیز استبا این همه از عشق؛ از عشقِ تو لبریز استدیگر چه جای باغهای چون بهشتِ توای در خزان هم سبز بودن سرنوشت تودر ذهنِ من ریگِ روانت نیز سرسبز استحتا کویرت نیز در پاییز سرسبز استمیدانمت جای به مرداب اوفتادن نیستمیدانمت ایثار هست و ایستادن نیستگاهیت اگر غمگین اگر نومید میبینیمناچار ما هم با تو نومیدیم و غمگینیمبا این همه خونی که از آیینهات جاری استرودی که از زخمِ عمیقِ سینهات جاری استمیشوید از دلهای ما زنگارِ غمها راهمراهِ تو با خود به دریا میبرد ما را.▨ حسین منزویخوانش این شعر به تاریخ نوزدهم آذرماه ۱۳۸۱ در دانشگاه زنجان انجام شده
NOW PLAYING
حسین منزوی | ایران صدای خستهام را بشنو ای ایران
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 26, 2026 ·16m
Jun 26, 2026 ·5m
Jun 25, 2026 ·6m