EPISODE · Mar 9, 2023 · 16 MIN
کلمه جسم گردید ۲
from Khabar Khush خبر خوش · host شبکه کلیسای خانگی افغانستان
یوحنا ۱:۱-۱۸در ابتدا، کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همهچیز به واسطۀ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت.شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود. او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به وسیلۀ او ایمان آورند. او آن نور نبود، بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد. آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود. او در جهان بود و جهان به واسطۀ او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافتند و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پر از فیض و راستی، و جلال او را دیدیم، جلالی شایستۀ پسرِ یگانۀ پدر و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده میگفت: «این است آن که دربارۀ او گفتم، آن که بعد از من میآید پیش از من شده است، زیرا که بر من مقدم بود.» و از پُریِ او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض، زیرا شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید. خدا را هرگز کسی ندیده است، پسر یگانهای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد.در بهار سال ۱۹۷۴ که تحصیلاتم را در کشور آلمان به پایان میرساندم استاد اصلیام از دنیا رفت. به همین دلیل، یکی از برجستهترین محققان عهدجدید، به نام اُسکار کالمن، از شهر بازل به مونیخ آمد تا تدریس در یکی از کلاسهای او را به عهده بگیرد. او انجیل یوحنا را تدریس مینمود و تا آنجا که یادم میآید، در سیزده هفتۀ اول از کل هجده هفته، فقط توانستیم چهارده آیۀ اولِ این انجیل را مطالعه نماییم. این آیات اینچنین غنی و پربارند.پیغام کریسمس: حقایق خاص دربارۀ مسیححال، من با ترس و لرز به سراغ این آیهها آمدهام، ترس و لرز از اینکه مبادا بیانصافی باشد که فقط یک موعظه را به این آیات اختصاص دهم. ولی به دو دلیل آنها را انتخاب کردم. یکی اینکه، این متن یکی از بهترین پیغامهایی است که میتوان برای کریسمس آماده نمود. آیۀ ۱۴ آن آیۀ اصلی است که کریسمس را میشناساند: «و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد.» این معنای کریسمس است. خدا در شخص عیسی مسیح از باکره متولد شد و به جهان آمد. دومین دلیل انتخابم این است که متن نامبرده مملو از حقایقی خاص دربارۀ عیسی مسیح است، حقایقی که ما به شدت نیازمند دانستن و پذیرفتن آنها هستیم.امروز، این پیغام از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که حتی مذاهب اصلی دنیا، که مسیحی نیستند، این روزها به شکلی صحبت میکنند که گویی عیسی را احترام و حرمت مینهند و گویی به او ایمان دارند. به خصوص این روزها رهبران مسلمانان انگار قصد دارند این باور را بپرورانند که حتی بیشتر از ما عیسی را حرمت میدهند، چرا که آنها باور ندارند که خدا اجازه داده است عیسی آنچنان ننگآور و چون یک مجرم مرگ بر صلیب را متحمل گردد. از اینرو، بسیار لازم و حیاتی است که مسیحیان عیسی مسیح را به خوبی بشناسند و قادر باشند تفاوت میان مسیحی که در کتابمقدس معرفی میشود و مسیحی را که سایر مذاهب مدعی احترام به او هستند بیان کنند.پس آنچه مایلم در خصوص این پاراگرافِ عالی مطرح کنم، پاراگرافی که دربارۀ عیسی مسیح است و به قلم یوحنای رسول نوشته شده است که او را بیش از هر شخص دیگری در این دنیا صمیمانه میشناخت، این است که در خصوص «کلمه جسم گردید» به پنج حقیقت اشاره نمایم و در خصوص آن توضیح دهم و در آن وجد و شادی نمایم. سپس، دو واکنش کاملاً متفاوتی را که ممکن است نسبت به او از خود نشان دهید با یکدیگر مقایسه کنم. هدف من این است که عیسی را آن کسی که هست ببینید و به آن جهت روید که او را چون خداوند و خدایتان و بالاترین گنجینهتان پذیرا باشید. اگر هم اکنون به او ایمان دارید، دعایم این است که به او بچسبید و او را عزیز شمارید و در او شادی کنید و او را پیروی نمایید و بیش از همیشه او را عیان سازید.در این پیغام، به آن پنج حقیقت دربارۀ «کلمه جسم گردید» اشاره مینماییم.نامِ کلمه جسم گردید در این دنیا عیسی مسیح است.آیۀ ۱۷: «شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید.»فرشتۀ خداوند به یوسف گفت که آن کودک را «عیسی» نام گذار، زیرا که معنایش «نجاتدهنده» میباشد. فرشتۀ خداوند در رویا به وی ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خویش، مریم، مترس، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روحالقدس است و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.»«مسیح» لقبی بود که به آن پادشاهی اشاره مینمود که یهودیان زمانی طولانی چشمانتظارش بودند تا قوم خویش را پیروزی بخشد و حکومت جهان را بر دوش خود گیرد. وقتی آندریاس، برادر پطرس، به او گفت که عیسی را یافته است، انجیل یوحنا ۱:۴۱ چنین میگوید: «ماشیح را یافتیم» [و یوحنا میافزاید] ماشیح به معنای مسیح است.بنابراین، شخصی که ما در این آیات دربارهاش صحبت میکنیم، در کتابمقدس و در سراسر دنیا، به «عیسی مسیح» معروف است و هر یک از این دو نام از معنایی عالی برخوردارند: او نجاتدهنده و پادشاه است.«کلمه جسم گردید» پیش از آنکه چون یک انسان متولد شود و به جهان بیاید خدا بود و نزد خدا بود.آیۀ ۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»همواره فرقههایی وجود داشتهاند که با سرّی که در این دو عبارت نهفته است سر ناسازگاری گذاشته و با آن مخالفت ورزیدهاند: «کلمه نزد خدا بود» و «کلمه خدا بود.» آنها که صرفاً در تفکر انسانیشان اسیرند میگویند که «نمیتواند هر دو حالت وجود داشته باشد. عیسی یا خدا بود یا نزد خدا بود. اگر او نزد خدا بود، پس او خدا نبود و اگر او خدا بود، نزد خدا نبود.» این افراد برای فرار از حقیقتِ این دو جمله، گاه، ترجمه را نیز تغییر میدهند (همانگونه که شاهدان یهوه چنین میکنند) و در نتیجه اینطور میخوانند: «کلمه نزد خدا بود و کلمه یکی از خدایان بود.» اما، هم از نظر دستور زبان و هم از نظر محتوا، میتوان از سایر آیاتِ انجیل یوحنا و سایر کتابهای کتابمقدس به خوبی دلیل آورد که چرا کلیسای مسیحی هرگز چنین تعالیمی را صحیح و راستین ندانسته است.حقیقتی که آیۀ اول تعلیم میدهد این است که آن کسی که او را عیسی مسیح میدانیم، پیش از آنکه جسم گردد، خدا بود و پدر نیز خدا بود. یک خدا در دو شخص. این جزیی از حقیقتی است که ما آن را تثلیث میخوانیم. به این دلیل است که ما عیسی مسیح را میپرستیم و همراه با توما در انجیل یوحنا ۲۰:۲۸ میگوییم: «ای خداوند من و ای خدای من!»پیش از اینکه جسم گردد، یوحنا او را «کلمه» نامید.یوحنا ۱:۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»چرا یوحنا عیسی را «کلمه» نامید؟ یک پاسخ این است: به این بیندیشیم که او میتوانسته عیسی را چه بنامد و چرا هرچه که مینامیده، در مقایسه با «کلمه»، واژهای نابسنده میبوده است؟ برای نمونه، یوحنا میتوانسته او را «کردار» بنامد: «در ابتدا، کردار بود و کردار نزد خدا بود و کردار خدا بود.» یکی از تفاوتهای کردار و کلمه این است که کردار چندان واضح و روشن نیست. اگر تصور میکنیم گاهی اوقات کلاممان مبهم است و چیزهای مختلفی را میتوان از آن برداشت کرد، چقدر بیشتر، کردار ما مبهم و غیر شفاف میباشد. به این دلیل است که اغلب خودمان را با کلمات توضیح میدهیم. کلمات، واضحتر از رفتار و کردار، مفهوم کارمان را میرسانند. خدا اعمال بس قدرتمندی را در تاریخ به ظهور رساند، اما ارجحیت را به کلام بخشید. به گمانم یک دلیلش این است که خدا برای گفتار واضح و شفاف و رسانا ارزش والایی قائل میباشد.مثال دیگر این است که یوحنا میتوانسته عیسی را «پندار» بنامد. «در ابتدا، پندار بود و پندار نزد خدا بود و پندار خدا بود.» اما یکی از تفاوتهای پندار و کلمه این است که کلمه، به طور معمول، وسیلهای است که به منظور ایجاد ارتباط، از سوی پندارنده، ابراز میگردد. به گمانم یوحنا میخواسته ما به این درک برسیم که پسر خدا با پدر در ارتباط بوده است و در تاریخ نیز ظهور نمود تا وسیلۀ ارتباط خدا با ما باشد.و سومین مثال این است که بگوییم یوحنا میتوانسته او را «احساس» بنامد. «در ابتدا، احساس بود و احساس نزد خدا بود و احساس خدا بود.» اما همچنان بر این باورم که احساسات هیچ بار معنایی یا ادراکی و یا مقصود روشن و شفافی را در بر ندارند. احساسات نیز مانند کردار مبهم ه...
What this episode covers
یوحنا ۱:۱-۱۸در ابتدا، کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همهچیز به واسطۀ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت.شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود. او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به وسیلۀ او ایمان آورند. او آن نور نبود، بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد. آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود. او در جهان بود و جهان به واسطۀ او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافتند و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پر از فیض و راستی، و جلال او را دیدیم، جلالی شایستۀ پسرِ یگانۀ پدر و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده میگفت: «این است آن که دربارۀ او گفتم، آن که بعد از من میآید پیش از من شده است، زیرا که بر من مقدم بود.» و از پُریِ او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض، زیرا شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید. خدا را هرگز کسی ندیده است، پسر یگانهای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد.در بهار سال ۱۹۷۴ که تحصیلاتم را در کشور آلمان به پایان میرساندم استاد اصلیام از دنیا رفت. به همین دلیل، یکی از برجستهترین محققان عهدجدید، به نام اُسکار کالمن، از شهر بازل به مونیخ آمد تا تدریس در یکی از کلاسهای او را به عهده بگیرد. او انجیل یوحنا را تدریس مینمود و تا آنجا که یادم میآید، در سیزده هفتۀ اول از کل هجده هفته، فقط توانستیم چهارده آیۀ اولِ این انجیل را مطالعه نماییم. این آیات اینچنین غنی و پربارند.پیغام کریسمس: حقایق خاص دربارۀ مسیححال، من با ترس و لرز به سراغ این آیهها آمدهام، ترس و لرز از اینکه مبادا بیانصافی باشد که فقط یک موعظه را به این آیات اختصاص دهم. ولی به دو دلیل آنها را انتخاب کردم. یکی اینکه، این متن یکی از بهترین پیغامهایی است که میتوان برای کریسمس آماده نمود. آیۀ ۱۴ آن آیۀ اصلی است که کریسمس را میشناساند: «و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد.» این معنای کریسمس است. خدا در شخص عیسی مسیح از باکره متولد شد و به جهان آمد. دومین دلیل انتخابم این است که متن نامبرده مملو از حقایقی خاص دربارۀ عیسی مسیح است، حقایقی که ما به شدت نیازمند دانستن و پذیرفتن آنها هستیم.امروز، این پیغام از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که حتی مذاهب اصلی دنیا، که مسیحی نیستند، این روزها به شکلی صحبت میکنند که گویی عیسی را احترام و حرمت مینهند و گویی به او ایمان دارند. به خصوص این روزها رهبران مسلمانان انگار قصد دارند این باور را بپرورانند که حتی بیشتر از ما عیسی را حرمت میدهند، چرا که آنها باور ندارند که خدا اجازه داده است عیسی آنچنان ننگآور و چون یک مجرم مرگ بر صلیب را متحمل گردد. از اینرو، بسیار لازم و حیاتی است که مسیحیان عیسی مسیح را به خوبی بشناسند و قادر باشند تفاوت میان مسیحی که در کتابمقدس معرفی میشود و مسیحی را که سایر مذاهب مدعی احترام به او هستند بیان کنند.پس آنچه مایلم در خصوص این پاراگرافِ عالی مطرح کنم، پاراگرافی که دربارۀ عیسی مسیح است و به قلم یوحنای رسول نوشته شده است که او را بیش از هر شخص دیگری در این دنیا صمیمانه میشناخت، این است که در خصوص «کلمه جسم گردید» به پنج حقیقت اشاره نمایم و در خصوص آن توضیح دهم و در آن وجد و شادی نمایم. سپس، دو واکنش کاملاً متفاوتی را که ممکن است نسبت به او از خود نشان دهید با یکدیگر مقایسه کنم. هدف من این است که عیسی را آن کسی که هست ببینید و به آن جهت روید که او را چون خداوند و خدایتان و بالاترین گنجینهتان پذیرا باشید. اگر هم اکنون به او ایمان دارید، دعایم این است که به او بچسبید و او را عزیز شمارید و در او شادی کنید و او را پیروی نمایید و بیش از همیشه او را عیان سازید.در این پیغام، به آن پنج حقیقت دربارۀ «کلمه جسم گردید» اشاره مینماییم.نامِ کلمه جسم گردید در این دنیا عیسی مسیح است.آیۀ ۱۷: «شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید.»فرشتۀ خداوند به یوسف گفت که آن کودک را «عیسی» نام گذار، زیرا که معنایش «نجاتدهنده» میباشد. فرشتۀ خداوند در رویا به وی ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خویش، مریم، مترس، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روحالقدس است و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.»«مسیح» لقبی بود که به آن پادشاهی اشاره مینمود که یهودیان زمانی طولانی چشمانتظارش بودند تا قوم خویش را پیروزی بخشد و حکومت جهان را بر دوش خود گیرد. وقتی آندریاس، برادر پطرس، به او گفت که عیسی را یافته است، انجیل یوحنا ۱:۴۱ چنین میگوید: «ماشیح را یافتیم» [و یوحنا میافزاید] ماشیح به معنای مسیح است.بنابراین، شخصی که ما در این آیات دربارهاش صحبت میکنیم، در کتابمقدس و در سراسر دنیا، به «عیسی مسیح» معروف است و هر یک از این دو نام از معنایی عالی برخوردارند: او نجاتدهنده و پادشاه است.«کلمه جسم گردید» پیش از آنکه چون یک انسان متولد شود و به جهان بیاید خدا بود و نزد خدا بود.آیۀ ۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»همواره فرقههایی وجود داشتهاند که با سرّی که در این دو عبارت نهفته است سر ناسازگاری گذاشته و با آن مخالفت ورزیدهاند: «کلمه نزد خدا بود» و «کلمه خدا بود.» آنها که صرفاً در تفکر انسانیشان اسیرند میگویند که «نمیتواند هر دو حالت وجود داشته باشد. عیسی یا خدا بود یا نزد خدا بود. اگر او نزد خدا بود، پس او خدا نبود و اگر او خدا بود، نزد خدا نبود.» این افراد برای فرار از حقیقتِ این دو جمله، گاه، ترجمه را نیز تغییر میدهند (همانگونه که شاهدان یهوه چنین میکنند) و در نتیجه اینطور میخوانند: «کلمه نزد خدا بود و کلمه یکی از خدایان بود.» اما، هم از نظر دستور زبان و هم از نظر محتوا، میتوان از سایر آیاتِ انجیل یوحنا و سایر کتابهای کتابمقدس به خوبی دلیل آورد که چرا کلیسای مسیحی هرگز چنین تعالیمی را صحیح و راستین ندانسته است.حقیقتی که آیۀ اول تعلیم میدهد این است که آن کسی که او را عیسی مسیح میدانیم، پیش از آنکه جسم گردد، خدا بود و پدر نیز خدا بود. یک خدا در دو شخص. این جزیی از حقیقتی است که ما آن را تثلیث میخوانیم. به این دلیل است که ما عیسی مسیح را میپرستیم و همراه با توما در انجیل یوحنا ۲۰:۲۸ میگوییم: «ای خداوند من و ای خدای من!»پیش از اینکه جسم گردد، یوحنا او را «کلمه» نامید.یوحنا ۱:۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»چرا یوحنا عیسی را «کلمه» نامید؟ یک پاسخ این است: به این بیندیشیم که او میتوانسته عیسی را چه بنامد و چرا هرچه که مینامیده، در مقایسه با «کلمه»، واژهای نابسنده میبوده است؟ برای نمونه، یوحنا میتوانسته او را «کردار» بنامد: «در ابتدا، کردار بود و کردار نزد خدا بود و کردار خدا بود.» یکی از تفاوتهای کردار و کلمه این است که کردار چندان واضح و روشن نیست. اگر تصور میکنیم گاهی اوقات کلاممان مبهم است و چیزهای مختلفی را میتوان از آن برداشت کرد، چقدر بیشتر، کردار ما مبهم و غیر شفاف میباشد. به این دلیل است که اغلب خودمان را با کلمات توضیح میدهیم. کلمات، واضحتر از رفتار و کردار، مفهوم کارمان را میرسانند. خدا اعمال بس قدرتمندی را در تاریخ به ظهور رساند، اما ارجحیت را به کلام بخشید. به گمانم یک دلیلش این است که خدا برای گفتار واضح و شفاف و رسانا ارزش والایی قائل میباشد.مثال دیگر این است که یوحنا میتوانسته عیسی را «پندار» بنامد. «در ابتدا، پندار بود و پندار نزد خدا بود و پندار خدا بود.» اما یکی از تفاوتهای پندار و کلمه این است که کلمه، به طور معمول، وسیلهای است که به منظور ایجاد ارتباط، از سوی پندارنده، ابراز میگردد. به گمانم یوحنا میخواسته ما به این درک برسیم که پسر خدا با پدر در ارتباط بوده است و در تاریخ نیز ظهور نمود تا وسیلۀ ارتباط خدا با ما باشد.و سومین مثال این است که بگوییم یوحنا میتوانسته او را «احساس» بنامد. «در ابتدا، احساس بود و احساس نزد خدا بود و احساس خدا بود.» اما همچنان بر این باورم که احساسات هیچ بار معنایی یا ادراکی و یا مقصود روشن و شفافی را در بر ندارند. احساسات نیز مانند کردار مبهم ه...
NOW PLAYING
کلمه جسم گردید ۲
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.