EPISODE · Feb 2, 2025 · 21 MIN
مردمشاهی ۲ (جمهوری ایرانی)
from فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran · host DADAR
فرهنگشهر . . . هدهد، سبک شده هوتهوتک/هوتوتک است. (هو=بِه + توتک=نی) = نایبه=سیمرغ ، که تخمی جوینده، نهفته در همگان باشد، همان اصل جستجو و آزمایش و پژوهش و پرسش. پیدایش حکومت(سامانده) از ملت، یا همان پدیدهی دولت-ملت! چرا شاه در فرهنگ گوهری ایران، نام خود ملت بوده است؟ بلوچهای ایران، هنوز مانای بنیادی پیدایش را که زایش باشد، نگاه داشتهاند. در شاهنامه، آفرینش گیتی، پیدایشی است و دنیا خلق نمیشود. همچنین فرهنگ سیاسی ایران، که ایرانی بدان جهانآرایی میگفت، بر پایهی پیدایش بوده است. واژهی گیتیآرایی از آراستن، رادنیتن، راد، از ارتا که سیمرغ باشد میآید که در گوهر هر آدمی هست. خود واژهی آراستن، با نظم و زیبایی کار دارد که باهم هارمونی داشته باشند. واژهی سامان از نی میآید، و به همین دلیل هخامنشیان به رهبری کردن و حکومت(ساماندهی) نیاییدن میگفتند. حکومت کردن بایستی مانند نواختن نی(موسیقی)، همراهی با کشش باشد، نه با زور و قدرت! ما سیمرغ را نایبه و نخستین پیدایش او را که دخترش رام(رام نی نواز) باشد، وایبه مینامیدیم. خدایان ایران جفت گوهر بودهاند، هم نرینه و هم مادینه، دو اصل متفاوت را به گونهی ترکیبی در خود داشتند، این تصویر ذهنی نیاکان ما بوده است، که زرتشتیان برای مسخ و نابودی فرهنگ نخستین، بن مادینگی رام را حذف و به طور کلی نرینه ساخته بودند! از آنجایی که زن در ایران باستان با نای اینهمانی داشته است، زایش پارهای از پارهی دیگر در آفرینش، بدینسان نای که کانیا یا گانیا باشد، نام میتراکانا، همان زنخدای مهر است که جشن مهرگان ما هم به آن برمیگردد. واژهی کنیز و کنشت و کنیسه که یهودیان بکار میبرند، از همین ریشه مشتق شدهاند که به مانای نیایشگاه و جشنگاه این زنخداست. فریدالدین عطار نیز این سراندیشه(ایده) پیدایش حکومت از ملت را در منطقالطیر زنده نگه داشته است، که بر خلاف تصور ادبیاتچیها و ایران نشناسان و فشلسفه دانان ما! که چیزی بجز تئولوژی و خزعبلات.. در بیهودگی عرفان ایرانی نمیبینند!؟ این توهم و ابهام و ایهام زدگان، چون بنمایهها را نمیدانند، نمیتوانند درک کنند که عرفان ایران یک جنبش خرّمدینی(سیمرغی) بوده است، که در پوشش جبر اسلامی حاکم، به شیوهای که میتوانستهاند، فرهنگ ایران را پاس و نگاه داشتهاند. ناتوانایی در اندیشیدن، دلیل نرسیدن به ژرفای فرهنگ گوهری ایران شده است، و به طبع پی نبردن به سراندیشههای فلسفی و اجتماعی و سیاسی... گذشتگان ما در سرودهها و داستانهاست که این حضرات پروفسور و دکتر و استاد! آنها را افسانه و اسطوره و هیچ و پوچ شاعرانه میانگارند! فلسفهی سهتا یکتایی(ترینیتی ایرانی)، وحدت را در ایمان نمیداند، بلکه در یکی شدن کثرت در هماهنگی باهم، و هیچگاه کثرت را قربانی واحد نمیکند و از بین نمیبرد
What this episode covers
فرهنگشهر . . . هدهد، سبک شده هوتهوتک/هوتوتک است. (هو=بِه + توتک=نی) = نایبه=سیمرغ ، که تخمی جوینده، نهفته در همگان باشد، همان اصل جستجو و آزمایش و پژوهش و پرسش. پیدایش حکومت(سامانده) از ملت، یا همان پدیدهی دولت-ملت! چرا شاه در فرهنگ گوهری ایران، نام خود ملت بوده است؟ بلوچهای ایران، هنوز مانای بنیادی پیدایش را که زایش باشد، نگاه داشتهاند. در شاهنامه، آفرینش گیتی، پیدایشی است و دنیا خلق نمیشود. همچنین فرهنگ سیاسی ایران، که ایرانی بدان جهانآرایی میگفت، بر پایهی پیدایش بوده است. واژهی گیتیآرایی از آراستن، رادنیتن، راد، از ارتا که سیمرغ باشد میآید که در گوهر هر آدمی هست. خود واژهی آراستن، با نظم و زیبایی کار دارد که باهم هارمونی داشته باشند. واژهی سامان از نی میآید، و به همین دلیل هخامنشیان به رهبری کردن و حکومت(ساماندهی) نیاییدن میگفتند. حکومت کردن بایستی مانند نواختن نی(موسیقی)، همراهی با کشش باشد، نه با زور و قدرت! ما سیمرغ را نایبه و نخستین پیدایش او را که دخترش رام(رام نی نواز) باشد، وایبه مینامیدیم. خدایان ایران جفت گوهر بودهاند، هم نرینه و هم مادینه، دو اصل متفاوت را به گونهی ترکیبی در خود داشتند، این تصویر ذهنی نیاکان ما بوده است، که زرتشتیان برای مسخ و نابودی فرهنگ نخستین، بن مادینگی رام را حذف و به طور کلی نرینه ساخته بودند! از آنجایی که زن در ایران باستان با نای اینهمانی داشته است، زایش پارهای از پارهی دیگر در آفرینش، بدینسان نای که کانیا یا گانیا باشد، نام میتراکانا، همان زنخدای مهر است که جشن مهرگان ما هم به آن برمیگردد. واژهی کنیز و کنشت و کنیسه که یهودیان بکار میبرند، از همین ریشه مشتق شدهاند که به مانای نیایشگاه و جشنگاه این زنخداست. فریدالدین عطار نیز این سراندیشه(ایده) پیدایش حکومت از ملت را در منطقالطیر زنده نگه داشته است، که بر خلاف تصور ادبیاتچیها و ایران نشناسان و فشلسفه دانان ما! که چیزی بجز تئولوژی و خزعبلات.. در بیهودگی عرفان ایرانی نمیبینند!؟ این توهم و ابهام و ایهام زدگان، چون بنمایهها را نمیدانند، نمیتوانند درک کنند که عرفان ایران یک جنبش خرّمدینی(سیمرغی) بوده است، که در پوشش جبر اسلامی حاکم، به شیوهای که میتوانستهاند، فرهنگ ایران را پاس و نگاه داشتهاند. ناتوانایی در اندیشیدن، دلیل نرسیدن به ژرفای فرهنگ گوهری ایران شده است، و به طبع پی نبردن به سراندیشههای فلسفی و اجتماعی و سیاسی... گذشتگان ما در سرودهها و داستانهاست که این حضرات پروفسور و دکتر و استاد! آنها را افسانه و اسطوره و هیچ و پوچ شاعرانه میانگارند! فلسفهی سهتا یکتایی(ترینیتی ایرانی)، وحدت را در ایمان نمیداند، بلکه در یکی شدن کثرت در هماهنگی باهم، و هیچگاه کثرت را قربانی واحد نمیکند و از بین نمیبرد
NOW PLAYING
مردمشاهی ۲ (جمهوری ایرانی)
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Dec 5, 2025 ·50m
Oct 9, 2025 ·33m
Oct 3, 2025 ·40m
Sep 11, 2025 ·31m
Aug 27, 2025 ·39m
Aug 18, 2025 ·54m