EPISODE · Jan 20, 2025 · 4 MIN
شهریار | دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
from دکلمه های استاد شهریار | با صدای خودش
▨ نام شعر: دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت▨ شاعر: شهریار▨ با صدای: شهریار▨ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز___________دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتز گرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیستتویی که سوده کمربند کهکشان کلاهتجمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دیدبه روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهتدر انتظار تو میمیرم و در این دم آخردلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهتاگر به باغ تو گل بر دمید من به دل خاکاجازتی که سری بر کنم به جای گیاهتتنور سینه ما را ای آسمان به حذر باشکه روی ماه سیه میکند به دوده آهتکنون که میدمد از مغرب آفتاب نیابتچه کوههای سلاطین که میشود پَر کاهتتویی که پشت و پناه جهادیان خداییکه سر جهاد توی و خداست پشت و پناهتخدا و بال جوانی نهد به گردن پیریتو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت▨سیّد محمّدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار ـــــــــــــــــــــــــ*پینوشت؛در یک بیت از این غزل، درباره جهاد صحبت شده که بندهی حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد؛ اما به رسم امانت آنرا نیز در دکلمه آوردم تا غزل بی کم و کاست به مخاطبان منعکس شود
What this episode covers
▨ نام شعر: دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت▨ شاعر: شهریار▨ با صدای: شهریار▨ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز___________دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتز گرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیستتویی که سوده کمربند کهکشان کلاهتجمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دیدبه روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهتدر انتظار تو میمیرم و در این دم آخردلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهتاگر به باغ تو گل بر دمید من به دل خاکاجازتی که سری بر کنم به جای گیاهتتنور سینه ما را ای آسمان به حذر باشکه روی ماه سیه میکند به دوده آهتکنون که میدمد از مغرب آفتاب نیابتچه کوههای سلاطین که میشود پَر کاهتتویی که پشت و پناه جهادیان خداییکه سر جهاد توی و خداست پشت و پناهتخدا و بال جوانی نهد به گردن پیریتو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت▨سیّد محمّدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار ـــــــــــــــــــــــــ*پینوشت؛در یک بیت از این غزل، درباره جهاد صحبت شده که بندهی حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد؛ اما به رسم امانت آنرا نیز در دکلمه آوردم تا غزل بی کم و کاست به مخاطبان منعکس شود
NOW PLAYING
شهریار | دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 8, 2026 ·4m
Jul 8, 2026 ·12m