PODCAST · history
داستانهای تاریخی
by فرهاد مهرآبادی
پادکست داستانهای تاریخی، به دنبال سه کلمهی گمشده است؛ «شناخت» و «اخلاق» و «نتیجه». در اصل میخواهیم در کنارهم با شناسایی خلقیات اجتماعی نتایج مفیدی کسب کنیم.Website : www.Qajartime.cominstagram : @QajarTimeSupport Email : [email protected].
-
79
قلم سرنوشت؛ ضعف و قوت، ۵ از ۲۵
خلاصهی اپیزود پنجم از قلم سرنوشت؛ نویسنده همچنان از ناهنجاریهای اجتماعی در مشاغل موجود فراریست. او با دو پیرمردِ دنیادیده و عجیب آشنا میشود که هرکدام ماجرای خود را دارند. گویی گذشتهی شیخقربان و سخنانش دلچسبتر است، مخصوصاً تیزفهمیهایش. به همین دلیل، نویسنده از علاقه و البته ناچاری، در کنار آنها مشغول به کارِ کفاشی میشود…! نویسنده؛ جعفر شهریباف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادهی محترم خود به اشتراک بگذارید. سپاسگزاریم. برای دیدن مطالب و دیگر پادکستهای ما به وبسایت و اینستاگرام و تلگرام «قجرتایم» بپیوندید.
-
78
گزنه؛ آتشِ سردِ عشق، یازده از یازده (پایان)
چکیدهی اپیزود یازدهم از گزنه (پایانی)؛ زمان دلکندن از کسب تجربه است. پدر نویسندهی نوجوان او را مجاب میکند تا بهتهران برگردد؛ چرا که خودش در فکر تغییراتی است. دلکندن نه از کار و شهر، بلکه از عشق دوران نوجوانیش اصلاً کار آسانی نیست، اما بیچون و چرا باید دستور پدر را اطاعت کند. تو گویی تلخیها را پایانی نیست…! در آینده چه میشود؟ همراه قجرتایم باشید. خودمرو از اونچه که بودم، حقیرتر و ناچیزتر تصور کردم…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
77
گزنه؛ حکومتِ فهم یا جهل، نه از یازده
چکیدهی اپیزود نهم از گزنه؛ احوال نویسندهی نوجوان بهتر شد و سرِکار برگشت، اما دکان نانوایی نیز بر اثر اعمال گذشتهی پدر از بین میرود و بدهی بالا میآید. او دوستانی نیز در اراک و محل سکونت پیدا کرده که یکی از آنها ازدواج میکند، اما آداب شب زفاف را نمیداند و از همهچیز بیاطلاع است. نویسندهی نوجوان نیز قواعد سنتی را بهخوبی بهاو آموزش میدهد، اما…! چی میشد اگر از بینِ فهم یا جهل، یکیشون حکومتِ مطلق میکرد…؟! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
76
گزنه؛ دائماً یکسان نماند، هشت از یازده
چکیدهی اپیزود هشتم از گزنه؛ از آنجایی که پدر نویسندهی نوجوان قول سپردن دکان بقالی در اراک را بهاو داده، امور فروشندگی و دیگر وظایف را برایش شرح میدهد، اما پدرش چندان مایل بهپذیرش مسئولیت نیست و همچنان مانند دوران جوانیاش رفتار میکند. بههمین دلیل پس از ورشکستگیِ بقالی، یک نانوایی باز میکند که آنهم چندان جالب از کار درنمیآید و …! دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت/دائماً یکسان نماند حال دوران غم مخور…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
75
گزنه؛ پول و بَدنامی، پنج از یازده
چکیدهی اپیزود پنجم از گزنه؛ زندگیِ مادر نویسندهی نوجوان پس از شوهر اول، با شوهر دوم نیز بر همان منوال میباشد، اما با توجه به اخلاق این زن، سعی در رفع مشکلات دارد. فرزندش نیز باید کار کند و منتِ نانِ سفرهی ناپدری را نپذیرد. از همین رو، او را بهکبابی گذاشتند و در این شغل هم مشکلاتی وجود داشت که در آینده وارد چالشهای سختی خواهد شد…! مگرنه اینکه پول؛ پردهپوش تمام بدنامیهاست؟ آدم بدنام و بیآبرو، سرش بهدنیا نباشه بهتره…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
74
گزنه؛ اطاعت از والدین، دو از یازده
چکیدهی اپیزود دوم از گزنه؛ نامادری مدرسه را برایش در نوجوانی ممنوع کرده و دستور بهکار داده بود. او را بهیک حلبیساز سپردند و کنجکاویهای بچهگانهاش از کار بیکارش ساخت. پس از این نیز باید گونی بهدست میگرفت و پشگل و پِهِن و پوست انار جمع میکرد، هرچند که آسان نبود و مشکلاتی را برای او به وجود آورد. بعد از این در دکان پسرِ نامادری مشغول بهکار شد، اما…! تکلیف سختی بهمن تحمیل کرد؛ باید مجازات میشدم…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
73
شکر تلخ؛ فصل پنجم – قسمت ششم (پایان)
چکیدهی اپیزود ششم از فصل پنجم (قسمت پایانی شکر تلخ): وقت تصمیم نهایی رسیدهاست. کبری یا باید بهمیرزاباقر بپیوندد و زن دوم را تحمل کند، یا طلاق و جدایی از هر دو فرزند را تجربه کند. او با تصمیمی راسخ بهسوی خانهی جواهر رفت، اما گویی پاهایش حرکت نمیکرد و افکار تلخ بسیاری پریشانش ساختهبود، اما پایان این داستان چه میشود…؟! در فصل دوم همراه قجرتایم باشید. نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
72
شکر تلخ؛ فصل پنجم – قسمت چهارم
چکیدهی اپیزود چهارم از فصل پنجم؛ میرزاباقر و کبری دوباره آشتی کردهاند و او از رابطه با جواهر بهشدت پرهیز میکند و دوری میجوید. همین امر موجب شد تا جواهر رو بهخانهی کبری بیاورد و آبروریزی بهراه اندازد. دعوا و جنجال هَووها ماجراهایی بهراه انداخت که میرزاباقر بسیار عصبانی شد و تصمیم گرفت با کبری تسویه حساب کند…! اما چه تسویه حسابی…؟ نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
-
71
شکر تلخ؛ فصل سوم – قسمت دوم
چکیدهی اپیزود دوم از فصل سوم؛ کبری با وجود تمام مشکلات از سوی میرزاباقر، همچنان یار و یاور اوست. او نیز بهخودش آمده و میخواهد طعم دلنشین خانواده و مسئولیتپذیری را بچشد. برای همین وارد کارِ بنّایی میشود و نسبت بهقبل، شرایط فوقالعادهای رقم میزند، اما مشکل و دلیل جدیدی که سرِ آنها و کانون گرمشان قرار میگیرد، جوش بزرگ در سرِ جواد است…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکستهای ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
پادکست داستانهای تاریخی، به دنبال سه کلمهی گمشده است؛ «شناخت» و «اخلاق» و «نتیجه». در اصل میخواهیم در کنارهم با شناسایی خلقیات اجتماعی نتایج مفیدی کسب کنیم.Website : www.Qajartime.cominstagram : @QajarTimeSupport Email : [email protected].
HOSTED BY
فرهاد مهرآبادی
CATEGORIES
Loading similar podcasts...