PODCAST · arts
35anj
by 35anj
نشریه الکترونیکی سهپنج که(صدای مستقل ادبیات ایران) خوانده میشود، از بیست و یک آذرماهِ سال هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی برابر با ۱۲دسامبر۲۰۰۷میلادی، مصادف با تولد احمدشاملو شاعر بزرگ ایرانی، فعالیتِ خود را آغاز کرد، سهپنج در نبود نشریات کاغذی و سایتهای مستقل ادبی به وجود آمد. سهپنج آماده تازه دیدن و تازه خواندن است پس دوستانی که احساس میکنند مطالبی خارج از گرایشهای نوشتاری رایج مینویسند سهپنج را خانهی خود بدانند تنها شرط ما یک مسئله است که مخاطب و خالق اثر، باید بتوانند بارها و بارها دچار وسوسهی خواندنش بشوند
-
22
خطر مسمومیت! رژیم پلشت اسلامی در مدارس مشغول کار است | پادکست
دختران ما را مسموم میکنند، دختران ما را زندان میکنند، دختران ما را شکنجه میکنند، به دختران ما تجاوز میکنند، دختران ما را میکُشند. همه اینها را حکومت کثیف آخوندی اسلامی و رهبر الدنگش خامنهای جاکش انجام میدهد ………………………………………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدای اول: توماج صالحی اجرای ترانه اول: گروه رپری «باگز» | این دفعه فرق داره صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور میکس آهنگ پایانی: هنرمندان مبارز در انقلاب ۱۴۰۱
-
21
از روی نعش جمهوری اسلامی رد میشویم | پادکست
این ما بودیم که جسم بیجان و پُر از ساچمه و زخم فرزندانمان را در آغوش کشیدیم، جسم بیجان و پُر از زخم مهسا امینی را، جسم بیجان و پُر از زخم نیکا شاکرمی را، جسم بیجان و پُر از زخم نوید افکاری را، جسم بیجان و پُر از زخم کیان پیرفلک را. این ما هستیم، ما درد، ما رنج، ما ایستادگی، ما شجاعت . ……………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدای اول: مبارزین انقلاب بعد از خاکسپاری محمدمهدی کرمی اجرای ترانه اول: هنرمندان مبارز | من زنم اجرای ترانه دوم: ایلیا | جواب مشت میشه مشت صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای سرود پایانی: هنرمندان مبارز | راه کوچه
-
20
چشم برای آزادی، چشم برای ایران | پادکست
برای ما که یک فصل است خیابان را برای زندگی انتخاب کردهایم هر روز میتواند نقطهی عطف جنبش انقلابیمان باشد. جنبشی که با زن زندگی آزادی آغاز شد و حال نیاز به تزریق روح تازه دارد وقتی به چشمان مهسا، به چشمان نیکا، حدیث، آیدا، مجید، محمدمهدی، محسن و هزاران شهید دیگر در راه آزادی وطن نگاه میکنیم، از خودمان میپرسیم ما برای ایران چکار کردیم؟ ………………………………………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدا و متن اول: حمید فرخنژاد | سقوط خوانندهی ترانه اول و پایانی: مدگل | زن، زندگی، آزادی صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه دوم: کاری از "درخت گردو" | سرود "فاتحان خیابان
-
19
هرگز نامشان فراموش نخواهد شد | پادکست
جمهوری اعدام اسلامی محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، دو تن از مبارزان راه آزادی ایران را در ۱۷ دی ۱۴۰۱ کُشت. رژیم کودککُش با این اعدامها مرگ خودش را جلوتر انداخت. …………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدای اول: پدر محمد مهدی کرمی | از کشتهشدگان راه آزادی در انقلاب ۱۴۰۱ اجرای ترانه اول: هنرمندان مبارز | به مامان چیزی نگو اجرای ترانه دوم: هنرمندان مبارز | بازخوانی ترانه شبنورد صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور صدای سوم: هنرمندان ناشناس | فریاد اسم سید محمد حسینی از کشتهشدگان راه آزادی در انقلاب ۱۴۰۱ اجرای ترانه پایانی: زنان مستقل و هنرمند داخل ایران | خون بریخت ز چشم مادران
-
18
آتش این انقلاب روشن روشن است | پادکست
صد روز از جنگاوری ایرانیان دلیر برای آزادی از شر اهریمن میگذرد و ما بر این باوریم که: امسال سال خونه، حکومت کثیف آخوندی و رهبر الدنگش نابوده. .......................... نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدای اول: مادر امید مویدی | از کشتهشدگان راه آزادی در انقلاب ۱۴۰۱ اجرای ترانه اول: مهدی یراحی | سرود زندگی اجرای ترانه دوم: کوروش | ما صدای دوم: عباس شریفی | ۲۶ آذر، زندان تیرکلای ساری صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه پایانی: کوروش، سامی، لو، رها | یه روزی
-
17
خون با هیچی پاک نمیشه | پادکست
این حکومت قاتل را به درک واصل خواهیم کرد. انتقام ما قهقهه فرزندانمان خواهد بود …………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدای اول: پویا بختیاری | از کشتهشدگان راه آزادی در آبان ۹۸ اجرای ترانه اول: توج صالحی | میدون جنگ اجرای ترانه دوم: هنرمندان ناشناس | سپیده در برقِ تارِ مویِ توست صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه پایانی: اجرای جمعی از دانشجویان موسیقی | بیا که کوچه میزند تو را صدا
-
16
طغیان میکنیم، پس هستیم | پادکست
که خیابان سنگر ما، که جمعیت سلاح ما، و که اتحاد رمز پیروزی ماست! ………………………………………… نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی اجرای ترانه اول: هنرمندان مبارز | از خشم مادران و نالهی گرسنگان اجرای ترانه دوم: هنرمندان ناشناس | بیا ببوسمت که بوسه اعتراض ماست صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه پایانی: صبا ضامنی | بیزارم از دین شما
-
15
این یک هشدار وضعیت قرمز است | پادکست
چشمهایم را که میبندم نیکا آواز میخوند، خدانور میرقصد… ما غم را به خشم و خشم را زنده نگه میداریم ................................ نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدا و متن اول: صدای مبارزین راه انقلاب۱۴۰۱ خواننده و ترانه اول: مینو رام | یه زن بود صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه دوم: ترانه سوگند(هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودان ما) دانشجویان موسیقی دانشگاه فرهنگ و هنر تهران شعر و صدای: نورمند خنجری اجرای ترانه پایانی: دانشجویان دانشگاه هنر تهران
-
14
مانیفست خیابان | پادکست
مانیفست خیابان …………………………………………….. نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی صدا و متن اول: صدای مبارزین راه آزادی خواننده و ترانه اول: توماج صالحی | سوراخ موش صدا و متن دوم: پیام فتوحیهپور اجرای ترانه پایانی: دانشجویان دانشگاه هنر تهران ۷ آبان ۱۴۰۱
-
13
برای گیسوان دختران انقلاب | قسم به ظلم رفته بر تن زنانگی
35anj.net |زن، زندگی، آزادی| نخستین استفاده از این شعار توسط معترضان در ایران به اعتراض به کشتهشدن مهسا امینی بازمیگردد. این شعار نخستین بار در مراسم تدفین مهسا امینی در گورستان آیچی شهر سقز و سپس در اعتراضات شعر سنندج پس از مراسم تدفین سر داده شد و سپس به اعتراضات دانشجویان در دانشگاه تهران و پس از آن به اعتراضات سایر شهرهای ایران در روزهای بعد نیز راه یافت. در پی گسترش اعتراضات ایرانیان به سایر شهرهای جهان، تجمعاتی در شهرهای مختلف برگزار شد و معترضان در این تجمعات نیز از شعار «زن، زندگی، آزادی» استفاده کردند. شعار زن، زندگی، آزادی را بار اول در زندان اوین از شیرین علمهولی شنیده شده. شیرین شعار زن، زندگی، آزادی را نوشته بود زده بود روی دیوار کنار تختش. شیرین در اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط حکومت فاشیستی آخوندی اسلامی به قتل رسید .............................................. به نام دختران سرزمین آفتاب به نام رهروان حق، به نام انقلاب به پاس خون سرخ، به رأی زندگی قسم به ظلم رفته بر تن زنانگی گذر کن از تمام روزهای غرق خواب گذر کن از تمام لحظههای اضطراب ز طوق بندگی، به شوق زندگی برون شو از جهان سرد و تلخ بردگی دست در دست هم، دریا میشویم طوفان میشویم، میخروشیم دست در دست هم، مشتهای محکمیم فریاد میزنیم، آزادی برای گیسوان دختران انقلاب برای مردمان من، به رسم انتخاب نترس و دم بزن برای حق زن بیا برافکنیم درفش جور اهرمن که فردای روشنی در انتظار ماست فسانهی گذشته بر لبان بچههاست طنین خندهها، بلند و یک صداست شعار زن، زندگی، پیام نسل ماست دست در دست هم، دریا میشویم طوفان میشویم، میخروشیم دست در دست هم، مشتهای محکمیم فریاد میزنیم، آزادی ای آزادی، ای آزادی زن زندگی آزادی
-
12
خشم ما از قدرت شما بزرگتر است | این یک انقلاب است | پادکست
برای همه آن انسانهای بیگناه که به خون نشستند ................................... نویسنده و کارگردان: ناما جعفری گوینده متن: ریرا آزادی خواننده: نهال لادنى، بازخوانى شعرِ "براى" صدا و متن: پیام فتوحیهپور خواننده و ترانه: شروین حاجیپور شروین حاجیپور، پسری ۲۵ساله با دست خالی، با ابتکاری بینظیر ترانه "براى" را سرود، خودش نواخت، خودش خواند! صدای ترانه «برای...» از کوچههای اصفهان، سعادتآباد و تهرانپارس و تمام ایران به گوش میرسد. شروین حاجیپور، هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات است.
-
11
در جدال با خاموشی | صدای احمد شاملو
۱ من بامدادم سرانجام خسته بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. هرچند جنگی از این فرسایندهتر نیست، که پیش از آنکه باره برانگیزی آگاهی که سایهی عظیمِ کرکسی گشودهبال بر سراسرِ میدان گذشته است: تقدیر از تو گُدازی خونآلوده در خاک کرده است و تو را دیگر از شکست و مرگ گزیر نیست. من بامدادم شهروندی با اندام و هوشی متوسط. نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل میپیوندد. نامِ کوچکم عربیست نامِ قبیلهییام تُرکی کُنیَتَم پارسی. نامِ قبیلهییام شرمسارِ تاریخ است و نامِ کوچکم را دوست نمیدارم (تنها هنگامی که تواَم آواز میدهی این نام زیباترین کلامِ جهان است و آن صدا غمناکترین آوازِ استمداد). در شبِ سنگینِ برفی بیامان بدین رُباط فرود آمدم هم از نخست پیرانه خسته. در خانهیی دلگیر انتظارِ مرا میکشیدند کنارِ سقاخانهی آینه نزدیکِ خانقاهِ درویشان. (بدین سبب است شاید که سایهی ابلیس را هم از اول همواره در کمینِ خود یافتهام). در پنجسالگی هنوز از ضربهی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم و با شغشغهی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمیبالیدم بیریشه بر خاکی شور در برهوتی دورافتادهتر از خاطرهی غبارآلودِ آخرین رشتهی نخلها بر حاشیهی آخرین خُشکرود. در پنجسالگی بادیه بر کف در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب میدویدم پیشاپیشِ خواهرم که هنوز با جذبهی کهربایی مرد بیگانه بود. نخستینبار که در برابرِ چشمانم هابیلِ مغموم از خویشتن تازیانه خورد ششساله بودم. و تشریفات سخت درخور بود: صفِ سربازان بود با آرایشِ خاموشِ پیادگانِ سردِ شطرنج، و شکوهِ پرچمِ رنگینْرقص و داردارِ شیپور و رُپرُپهی فرصتسوزِ طبل تا هابیل از شنیدنِ زاری خویش زردرویی نبرد. □ بامدادم من خسته از با خویش جنگیدن خستهی سقاخانه و خانقاه و سراب خستهی کویر و تازیانه و تحمیل خستهی خجلت از خود بردنِ هابیل. دیری است تا دَم بر نیاوردهام اما اکنون هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم که سرانجام اینک شیطان که بر من دست میگشاید. صفِ پیادگانِ سرد آراسته است و پرچم با هیبتِ رنگین برافراشته. تشریفات در ذُروهی کمال است و بینقصی است راست در خورِ انسانی که برآنند تا همچون فتیلهی پُردودِ شمعی بیبها به مقراضش بچینند. در برابرِ صفِ سردَم واداشتهاند و دهانبندِ زردوز آماده است بر سینی حلبی کنارِ دستهیی ریحان و پیازی مُشتکوب. آنک نشمهی نایب که پیش میآید عُریان با خالِ پُرکرشمهی اَنگِ وطن بر شرمگاهش وینک رُپرُپهی طبل: تشریفات آغاز میشود هنگامِ آن است که تمامتِ نفرتم را به نعرهیی بیپایان تُف کنم. من بامدادِ نخستین و آخرینم هابیلم من بر سکّوی تحقیر شرفِ کیهانم من تازیانهخوردهی خویش که آتشِ سیاهِ اندوهم دوزخ را از بضاعتِ ناچیزش شرمسار میکند. ۲ در بیمارستانی که بسترِ من در آن به جزیرهیی در بیکرانگی میمانَد گیج و حیرتزده به هر سویی چشم میگردانم: این بیمارستان از آنِ خنازیریان نیست. سلاطونیان و زنانِ پرستارش لازم و ملزومِ عشرتی بینشاطند. جذامیان آزادانه میخرامند، با پلکهای نیمجویده و دو قلب در کیسهی فتق و چرکابهیی از شاش و خاکشی در رگ با جاروهای پَر بر سرنیزهها به گردگیریِ ویرانه. راهروها با احساسِ سهمگینِ حضورِ سایهیی هیولا که فرمانِ سکوت میدهد محورِ خوابگاههاییست با حلقههای آهن در دیوارهای سنگ و تازیانه و شمشیر بر دیوار. اسهالیان شرم را در باغچههای پُرگُل به قناره میکشند و قلبِ عافیت در اتاقِ عمل میتپد در تشتکِ خلاب و پنبه میانِ خُرناسهی کفتارها زیرِ میزِ جراح. اینجا قلبِ سالم را زالو تجویز میکنند تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی به شیرینترین ترانهی جانت نغمه سردهی تا آستانِ مرگ که میدانی امنیت بلالِ شیرْدانهییست که در قفس به نصیب میرسد، تا استوارِ پاسدارخانه برگِ امان در کَفَت نهد و قوطی مُسکنها را در جیبِ روپوشت: ــ یکی صبح یکی شب، با عشق! □ اکنون شبِ خسته از پناهِ شمشادها میگذرد و در آشپزخانه هماکنون دستیارِ جراح برای صبحانهی سرپزشک شاعری گردنکش را عریان میکند (کسی را اعتراضی هست؟) و در نعشکشی که به گورستان میرود مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند و نبضها و زبانها را هنوز از تبِ خشم کوبش و آتشی هست. □ عُریان بر میزِ عمل چاربندم اما باید نعرهیی برکشم شرفِ کیهانم آخر هابیلم من و در کدوکاسهی جمجمهام چاشتِ سرپزشک را نوالهیی هست. به غریوی تلخ نواله را به کامش زهرِ افعی خواهم کرد، بامدادم آخر طلیعهی آفتابم.
-
10
ترا من چشم در راهم | داروگ | دو شعر از نیما یوشیج با صدای غزاله عليزاده
ترا من چشم در راهم | داروگ | دو شعر از نیما یوشیج با صدای غزاله عليزاده by 35anj
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
نشریه الکترونیکی سهپنج که(صدای مستقل ادبیات ایران) خوانده میشود، از بیست و یک آذرماهِ سال هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی برابر با ۱۲دسامبر۲۰۰۷میلادی، مصادف با تولد احمدشاملو شاعر بزرگ ایرانی، فعالیتِ خود را آغاز کرد، سهپنج در نبود نشریات کاغذی و سایتهای مستقل ادبی به وجود آمد. سهپنج آماده تازه دیدن و تازه خواندن است پس دوستانی که احساس میکنند مطالبی خارج از گرایشهای نوشتاری رایج مینویسند سهپنج را خانهی خود بدانند تنها شرط ما یک مسئله است که مخاطب و خالق اثر، باید بتوانند بارها و بارها دچار وسوسهی خواندنش بشوند
HOSTED BY
35anj
CATEGORIES
Loading similar podcasts...