PODCAST · arts
Varaghi Az Khaterat | پادکست ورقی از خاطرات
by PersianBMS
«پارهاى از خاطراتِ من از سالهاى دور و نزديک كه تار و پود لباسى كه امروز به تن دارم را ساختهاند...» ورقى از خاطرات سهیل کمالی در رادیو پیام دوست.
-
47
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۷ - نقطه آغاز
گاهى می بينى آشنايى در مسير زندگى تو به صورت گذرى صحبتى را با تو در ميان می گذارد كه همان، سرآغاز تحول هاى بزرگى در زندگى تو می شود. تو را وامی دارد تا زير باران بروى و چشم ها را بشويى
-
46
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۴ - كبوتر بچه اى در ميان خارستان
فاجعه هايى همچون سيل در شيراز اگر رخ مي دهد آدمى از يك سو مصمم مي شود تا مانع رخداد مجدد چنین حادثه هايى بشود. ولى از آن سو تلاشى نيز می كند تا در دل همان فاجعه ها معنايى اگر به دست مردم خلق شده، آن را بيابد و در جان خود حك كند.
-
45
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱ - چشمه آب حیات
در اين سوى دنيا، درست آن زمان كه به خاطر مشكلات سياسى منِ سهيل «بيگانه» به حساب می آمدم، نام مولانا و شعر او سبب شد تا مهر من در دل بسيارى افراد اين سوى دنيا بنشيند
-
44
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۲۴ - شروين
از دست رفتن عزيز، رنگ همه چيز را، حس و حال همه چيز را به كلى ديگرگون مي كند. آن چيز كه در جان ما مي جوشد گويا تلاشى است در ساختن معنايى براى از دست دادن آن عزيز، در اين روزگارى كه مردمان مرگ را در پستوى خانه پنهان مي كنند
-
43
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۲۳ - از آسمان پرستاره
همواره كشمكشى هست در درون آدميان بر سر دوراهى هاى اخلاقى. خود ما به گذشته عمر كه نگاه مي كنيم بسيار به خود فرصت داده ايم براى تعيين مسير. خودپسندى است اگر اين فرصت از سوى ما به ديگرى داده نشود
-
42
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۲۲ - پلاك شماره ٢٨٨
داستان سربازانى كه تنها پس از يك شب آشنايى با جبهه مقابل دست و دلشان به ريختن خون يكديگر نمي رفت. در يك شهر كافى است شما يك انسان را خوب بشناسى، با او دوست باشى، آن گاه بهيچ وجه حاضر نمي شوى خلبان آن هواپيمايى باشى كه بنا است ده ها بمب بر سر آن شهر بيندازد
-
41
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۲۱ - انسی نادانسته با يك ناشناس
مي بينى يكى مي گويد فلانى را ديدم كه شباهت كاملى با تو داشت. كنجكاو مي شوى بدانى حس اين آشنا نسبت به آن فلانى چه بوده و شباهت با تو چه حسى را در دل او پديد آورده. آدمى در جستجوى ردپايى است كه از خويش بر جا گذاشته است
-
40
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۲۰ - نشانى از او در همه هستى
هستند لحظه هايى كه دلت از رفتارهايى يكى به درد می آيد، تا جايى كه تحملش دشوار مي شود. اين جور وقت ها تنها حضور معشوق است كه مي تواند به نيروى عشق، دل تو را با او آشتى دهد
-
39
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۹ - خودپسندىِ بخشيدن
رابطه با يك انسان دايره اى است، نيمِ آن بخشيدن است و نيمى هم گشودن قلب به دريافت محبت از ديگرى. نه فقط چون حس دِين در ميان نباشد، نه. آدمى در بخشيدن است كه وجودش با ديگرى پيوند ميخورد
-
38
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۸ - هديه اى از جنس درد
سخن بزرگان است كه آن چيز كه مايه عذاب ماست نه خود رنج است، بلكه نيافتن معنايى است براى آن رنج تا تحملش را براى ما هموار كند. و كجا ميتوان رنجى بزرگتر از درد فراق و دلتنگى سراغ گرفت؟
-
37
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۷ - قاطعيت يا لجاجت؟
رفتار «او» از سر احتياط است، از آن ديگرى ترس؛ درشتى كلام «او» به خاطر صداقتش است، آن ديگرى از سر بى ادبى. جسارت هاى «او» از اثر شجاعت است و آن ديگرى از سر جوزدگى. فرق و فاصله كجاست؟
-
36
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۶ - درخشش شمع هاى روشن
آن كس كه من در او صفات فرشته گون مي بينم، تو چگونه مي شود كه جز سياهى چيزى در او نمي بينى؟ و او كه تو فرشته مي بينى چگونه است كه من او را انسانى عادى مى يابم با همه خطاهاى هميشه گى بشرى؟
-
35
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۵ - چويل دنا
روزهايى هستند در زندگى كه حسرت آن چيزها را مي خورى كه ديگرانى به سادگى از پيش آن گذشته اند. دهها چيز ديگر بسا كه در امكان تو هست كه براى آن ديگرى آرزوست. داشته هاى ما آرزوهاى آن ديگری است و داشته هاى او آرزوى ما.
-
34
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۴ - ارزشمندتر از شكوفايى هنر
سرگذشت هنرمندى كه يك بار به خاطر جنسيت و بارى ديگر به خاطر عقيده سقفى كوتاه بر فراز آرزوهايش بنا كردند. داستان تلاشى خستگى ناپذير براى به بالا راندن اين سقف تا آن روز كه فرصت شكوفايى دست بدهد
-
33
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۲ - اسیر پنجه های احساس
لحظاتى هست كه آدمى دل شكسته و مايوس شده است از دوستى كه پيشترها نهايت اعتماد را به او داشته. چه آن زمان كه تلخى در جان آدم هست، و چه بعدتر كه تغييرى در آن پديد بيايد، بُن و اساس ديگرى براى احساس آدمى معلوم می شود
-
32
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۱ - خرقه سالوس
درخواست كمكى از دوستان تا مرا آن گونه كه خود مي شناسند به من نيز بشناسانند. فرق و فاصله اى است ميان تصور من از خودم تا آن چيز كه در ذهن دوستان من جا گرفته است
-
31
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۱۰ - هشیاری ترس آور
شنيدن سخنى از زبان يك آدم بسيار خوشتر به جان آدم مي نشيند تا همان سخن از زبان ديگرى. اگر اشتياقى براى شنيدن نباشد نشان محبت كجاست؟
-
30
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۸ - تو جهانى بر خيالى بين روان
تفكر هميشه تمركز بر يك مساله نيست. گاهى هم آن است كه ذهن را آزاد بگذارى تا هر انديشه اى، بى هيچ قضاوتى از گوشه آن بگذرد. بسا كه شخصيت فرداى تو، تحقق همين خيال بافى هاى امروز باشند
-
29
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۶ - خنديدن جرم نيست
فيلم هاى شادى و رقص و پايكوبى نوجوان ها در مدارس كشور كه منتشر شد بسيارى محتسبان ابراز تاسف كردند از ابتذال. هرچند رقص لزوما نشان شادابى درونى نيست، اما پايكوبى نكردن هم لزوما خبر از متانت و وقار نمي دهد
-
28
ورقی از خاطرات ۴ - قسمت ۵ - خنده بر هر درد بى درمان دواست
دردهايى در اين زندگى هستند كه هر قدر هم بخواهى تلاش كنى خودت را بر جاى اين و آن بگذارى تا بتوانى آن درد را نيكوتر فهم كنى نمي شود كه نمي شود.
-
27
ورقی از خاطرات۴ - قسمت ویژه - شب رمزآلود
گشت و گذارى در گوشه هايى از تاريخ و تاملى در تفاوت مواجهه افراد مختلف با ظهور پيامبر الهى. و هم خويشتن را بر جاى اين شخصيت ها گذاشتن تا هم تاريخ بهتر فهم شود و هم خود خودمان
-
26
ورقی از خاطرات۴ - قسمت ۳ - ديوارهاى فاصله
استاد يك كلاس بى آن كه تعمدى داشته باشد ميانه من و دوست عرب زبانى ديوارى كشيد. اما تلاشى نياز بود تا آن ديوارهاى فاصله در هم شكسته شود
-
25
ورقی از خاطرات۴ - قسمت ۲ - درد و رنج شناخت نامتقابل
یك درد در زندگى ما آن زمانى است كه خود واقعى ما از خود ايده آل ما دور است و درد ديگر اين است كه خود واقعى ما متفاوت است از آن تصورى كه در ذهن ديگران از ما نقش بسته است. بسا دوستانى هستند كه مي كوشند هر دوى اين ها به هم نزديك تر شوند
-
24
ورقی از خاطرات۴ - قسمت اول - چشمه آب حیات
در اين سوى دنيا، درست آن زمان كه به خاطر مشكلات سياسى منِ سهيل «بيگانه» به حساب مي آمدم، نام مولانا و شعر او سبب شد تا مهر من در دل بسيارى افراد اين سوى دنيا بنشيند
-
23
ورقی از خاطرات ف۳ ق۲۴ – در پیشگاه نام محبوب
اوج احترامى که در دل صمیمیت میان دو انسان نهفته است
-
22
ورقی از خاطرات ف۳ ق۲۳ – فلانى اى کاش این را تعریف نمیکردى
بیم از شکسته شدن دلِ این و آن، یگانه مانع بر سر راه ادامه ى ورقى از خاطرات
-
21
ورقی از خاطرات ف۳ ق۲۲ – به گمانم که غلط آمده ایم
نعمتها و داشتههاى ساده و دست یافتنى که نیمى از مردم جهان بى هیچ دلیل پسندیدهاى از آن محروم ماندهاند
-
20
ورقی از خاطرات ف۳ ق۲۱ – اندر اهمیت جیمِ محتجب
ناچیزترینهایى که در پیوندِ دوستى گاهى جاى ارزشمندترین چیزها را تنگ کرده اند
-
19
ورقی از خاطرات ف۳ ق۲۰ – ارزش یک سوال
تلنگرى ناخواسته که شخصى را از خواب سنگین برجهاند …
-
18
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۹- شاید محال نیست
آمیختگى این زندگى آدمى با همه کسانى که در گذر عمر اثرى حتى بر دوستانش گذاشته اند
-
17
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۸- یک ریسمان کافى است
سادگى برقرارى پیوند با همه مردمان دنیا از هر نژاد و رنگ و بوم
-
16
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۷- زندانِ جیران
اثرگذار بودن درس معلم: زمزمه ى محبت یا بساط چوب و فلک؟
-
15
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۶- بایگانى سالیان عمر
اگر میشد سال گذشته را از غربال عبور داد …
-
14
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۵- دشوارترین تکلیف
غافلگیر شدن آدمی در برابر ساده ترین پرسش زندگی.
-
13
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۴- هزار خورشید تابان
آدمیانى که همه داستانها را جانى تازه میبخشند …
-
12
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۳- کفه هاى نابرابر زندگى
رفتارهاى سردى که گرماى هزار مهر و محبّت را در این دل آدمى پژمرده کرده اند
-
11
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۲- ردّ پاى «او»
اگر چیزهایى در این زندگى جور دیگرى غیر از آن چیز که رخ داد رقم میخورد …
-
10
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱۱- واقعا از شما بعید است
ساختن میلههایى از جنس طلا بر گِرد هر آنکس که او را محترم میشماریم
-
9
پادکست ورقی از خاطرات
چه بسیار همرنگ شدنهاى آگاهانه که ارزشش صدبار از “متفاوت بودن” فراتر است
-
8
ورقی از خاطرات ف۳ ق۹- تلخى آگاهى
نقشى که حتى کوچکترین و ناتوان ترین ما آدمیان میتواند در پیشتر بردن نسل بعد آدمیان داشته باشد
-
7
ورقی از خاطرات ف۳ ق۸ – شور و شوق کودکى
دوستى: جاودانه ترین زیبایى در این زندگى آدمى.
-
6
ورقی از خاطرات ف۳ ق۷ – رمان ناتمام
پرسشهاى بى جواب در روابط انسانى: باتلاقهایى در مسیر عمر که گذار را براى ما ناممکن ساخته اند.
-
5
ورقی از خاطرات ف۳ ق۶ – جور دیگر باید دید
تنها اگر میشد از دریچهی چشم آن دیگرى در وجود خویش مىنگریستیم…
-
4
ورقی از خاطرات ف۳ ق۵ – پیوندى با سرتاسر هستى
زیبایىهایى در این زندگى که اگر نیک نظر کنیم دست یافتن به آن ما را مدیون تک تک ذرات این هستى نموده است.
-
3
ورقی از خاطرات ف۳ ق۱ – افسانهى سیزیف
دغدغهى یافتن معنا در چرخهى به ظاهر بیهودهى زندگى
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
Loading similar podcasts...