باهم پادکست | bahampodcast

PODCAST · education

باهم پادکست | bahampodcast

تو این پادکست از تجربه‌های شخصی خودم در روابطم فردی و اجتماعی‌م حرف می‌زنم. تجربیاتی که شاید خیلیامون، مشابه‌ش رو در طول روز تجربه می‌کنیم؛ ولی به سادگی ازش می‌گذریم. اما من نمی‌گذرم و به‌شکلی به‌زبون میارمشون..سازنده: وحید فرشیدپورinstagram.com/bahampodcastt.me/bahampodcast

  1. 112

    ۱۱۲. مکثِ پیش از یک بوسه

    ۱۴۰۳.۰۴.۰۲ ||| تو این اپیزود، به دو شکل بوسهمی‌پردازم که اولیش، خیلی تجربه می‌شه تو پیوندای انسانیمون. ولی معمولا آدما دومیش رو تجربه نمی‌کنن و کلا خبر ندارن، یه همچین بوسه‌هایی رو می‌شه، لمس کرد و گرفت.

  2. 111

    ۱۱۱. تلاش برای قضاوت نشدن

    تو این اپیزود به این موضوع می‌پردازم که تلاش انسان برای قضاوت نشدن از سوی محیط، تبدیلش می‌کنه به آدمی شبیه خودش نیست.

  3. 110

    عشق ینی، فقط به‌خاطر تو! ۱۱۰

    ۱۴۰۳.۰۲.۱۰ | تو این اپیزود به این موضوع می‌پردازم که عشقِ فقط به‌خاطر تو یه توهمی بیش نیست. با یه مثال ساده یه الگوی متفاوت از عشق رو به تصور می‌کشم.

  4. 109

    حرف زدن درباره خاطرات

    تو این اپیزود به این موضوع می‌پردازم که چطور می‌تونیم با مرور خاطرات لحظه‌هامون رو بسازیم بدون این‌که تو گذشته گیر بیفتیم.

  5. 108

    ناتوانی در بیان نیاز

    تو این اپیزود به این موضوع می‌پردازم که چی شده، انسان داره به سمت تنهایی پیش می‌ره در حالی که ذاتا موجودی تنها نیست. تو این قسمت ریشه این موضوع رو تو ناتوانی آدما در بیان شفاف نیازاشون می‌دونم.

  6. 107

    اگر حسود نبودیم ۱۰۷

    اگر حسود نبودیم

  7. 106

    می‌خوای بخر، نمی‌خوای نخر ۱۰۶

    حال این روزای مااوموم یه اپیزود دیگه،اما به سبک‌وسیاق متفاوت‌تر از قبل.خوش‌حالم که با همیم.

  8. 105

    وقتی هنرمند، در برابر مردمش تعظیم می‌کند ۱۰۵

    ۱۴۰۲.۰۲‌.۲۸ | تو این اپیزود از باهم پادکست به توصیف ویدیویی ۹۰ ثانیه‌ای از حرکت هنرمند کشورمون در یکی از کنسرتاشون می‌پردازم که چطور من رو دو باره نشوند پای لپ‌تاپم تا بعد ۳ هفته دو باره بنویسم.

  9. 104
  10. 103

    اون زمونا که واقعی‌تر بودیم! ۱۰۳

    ۱۴۰۲.۰۱.۱۳ | یاد اون روزا به‌خیر که همه‌چی رو بود.

  11. 102

    و خدایی که در این نزدیکی است! ۱۰۲

    ۱۴۰۲.۰۱.۰۴ | بشر و بحران معنویت.

  12. 101

    آقای محترم مزاحم نشو! ۱۰۱

    ۱۴۰۱.۱۲.۲۶ | از مردایی که زنا سر و ته یه کرباس می‌دونن یه سوال دارم. آیا خواهر و مادرت هم جز همین قماشن یا اونا رو جدا کردی؟

  13. 100
  14. 99
  15. 98

    دروغگوها به بهشت نمی‌روند! ۹۸

    ۱۴۰۱.۱۲.۱۲ | دورغگوها به بهشت نمی‌روند؛ اما کسانی که دروغ‌ها را باور به کجا می‌روند؟

  16. 97

    پیروز رفت و ما هنوز هستیم! ۹۷

    ۱۴۰۱.۱۲.۰۹ | چند ساعت پیش باخبر شدم که پیروز رو از دست دادیم. ظاهرا تنها بازمانده نسل یوزپلنگ ایرانی. بر اون شدم که این اپیزود رو خیلی تند و یهویی، به‌یاد این حیوان عزیزتر از جان بسازم. این اپیزودم کمی انتقادیه و اصن قرار نیست با شنیدنش حال کسی خوب شه.می‌نویسم و می‌گویم تا بماند از من به یادگار که آیندگان بدانند که چه‌ها نکردیم با طبیعت‌مان.

  17. 96

    آها، پس که اینطور! ۹۶

    ۱۴۰۱.۱۲.۰۵ | خیلی وقتا ما آدما یه‌حرف رو به‌خاطر اینکه کاملا درسته، مدام تکرارش می‌کنیم بدون اینکه وضعیت طرف مقابلمون رو درک کرده باشیم. تو این اپیزود به این موضوع خیلی ساده می‌پردازم. باشد که تمرین کنیم هر حرف درستی، لزوما برای همه موثر نیست.

  18. 95

    تجربه‌ای از جنس زیست همدلانه ۹۵

    ۱۴۰۱.۱۲.۰۱ | تو این اپیزود یه تجربه بسیار ساده براتون تعریف می‌کنیم که با یه نفر همدلی کردم. دوستان همدلی تعریفی فراتر از توجه به غم و غصۀ انسانها داره. کافیه یه خرده چشم و گوش‌مون رو تیز کنیم.

  19. 94

    آیا ما اشرف مخلوقاتیم! ۹۴

    ۱۴۰۱.۱۱.۲۲ | در نبود آدم، آب در دل جهان هستی تکان نخواهد خورد. اینکه انسان فکر می‌کند در نبودش، دنیا چیزی را کم دارد سخت در اشتباه است و توهمی بیش نیست. دنیا در نبودِ انسانِ امروز، به زیبایی به حیات خود ادامه خواهد؛ حال چه ما باشیم و چه نباشیم.

  20. 93

    سایۀ سرد بی‌اعتمادی ۹۳

    ۱۴۰۱.۰۱۱.۱۵ | بی‌اعتمادی یه سایه‌س. اعتماد با همۀ حرارتی که تو رابطه اینجا می‌کنه؛ نبودش به‌شدت احساسات و عواطف و هیجانات رو منجمد می‌‌کنه. تو این اپیزود به‌خرده به این موضوع پرداختم و به چنتا عامل فراگیر اجتماعی و اثرگذار تو شکل‌گیری بی‌اعتمادی اشاره کردم.

  21. 92

    بدن‌های سنگین! ۹۲

    ۱۴۰۱.۱۱.۰۷ | گوش انسان در دارازی تکاملش به صدای بدنش کر شده است. دیگر صدای ناله‌ها و زارهای بدنش را نمی‌شنود. بخش غم‌انگیز قصۀ آدم در طول حیاتش این است که "رنجی بی‌امانی که به بدنش روا می‌دارد؛ به امری طبیعی تبدیل شده است."

  22. 91

    مَردُم کیست؟ ۹۱

    ۱۴۰۱.۱۰.۳۰ | تو این اپیزود درباره مردمی صحبت می‌کنم که سایه‌وار تو کوچه پست کوچه‌های این شهر راه می‌رن تا شاید تو این تاریکی، نقطه روشن پیدا کنن برای تجربۀ قدری بی‌قفسی.

  23. 90

    با لب خاموش سخن می‌گویم! ۹۰

    ۱۴۰۱.۱۰.۱۶ | گوش با لب خاموش سخن می‌گویم / پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست.بیاییم تمرین کنیم یه وقتایی با لب خاموش سخن بگیم.

  24. 89

    بی‌نیازی از خوداثبات‌گری ۸۹

    ۱۴۰۱.۱۰.۱۱ | خیلی‌وقتا باور عموم اینه‌‌که برای اثبات خود، بایستی بریم سراغ نزدیک‌ترین کسان‌مون. در حالی که آدمای نزدیک به‌ما، همواره پذیرا و شنوای آنچه اکنون هستیم، نیستن. گاهی پناه‌بردن به غریبه‌های آشنا، مناسب‌ترین گزینه‌ها هستن که ما اغلب کم داریم این آدما رو.

  25. 88

    چرا نیازهایمان برآورده نمی‌شود! ۸۸

    ۱۴۰۱.۰۹.۲۶ | یکی از دلیلایی که به نیازامون تو طول یه رابطه پاسخ داده نمی‌شه؛ شاید بخاطر اینه‌که منتظرم دیگری خودش متوجه یه نیازی در درون‌مون بشه. در حالی که به سادگی می‌شه با بیان و به زبون آوردن نیازامون، پی ببریم که آدما کجای زندگی‌مون هستن.

  26. 87

    مردی که پوستش می‌خارید! ۸۷

    ۱۴۰۱.۰۹.۱۹ | تو اپیزود قراره قدری با هم بخندیم پس پیشنهاد می‌کنم حتما هندزفری گوش کنین. از تجربه‌ای حرف می‌زنم که احتمالا همه‌مون داریم یا تجربه‌ش کردیم؛ ولی جایی نبوده که درباره‌ش حرف زده شه. اینجا خیلی ساده‌س به این تجربه‌ای خاص و ناب و التیام‌بخشِ انسانی می‌پردازم تا شاید بیابیم خنده‌هایی که این روزا لای روزمره‌گی‌هامون گمش کردیم.

  27. 86

    در جست‌وجوی شادی از دست رفته ۸۶

    ۱۴۰۱.۰۹.۱۴ | آهای شادی! کجایی؟ خیلی وقته شال و کلاه کردی و رفتی! با ما قهر نباش!

  28. 85

    صلح و آزادی ۸۵

    ۱۴۰۱.۰۹.۰۵ | صلح و آزادی دو کلمه‌ای است که این روز جدا از هم تعریف می‌شه و همین موضوع باعث شده که ملت‌ها برای لمس آزادی مدام در جنگ باشن؛ در حالی که برای تجربه و حس عمیق آزادی، بیش از جنگ بایستی طالب صلح و آشتی بود. .موسیقی درون متن، به‌نام "چه روزگار تلخی" با صدای آقای عیسی بهادر

  29. 84

    بشر دور افتاده از طبیعت ۸۴

    ۱۴۰۱.۰۸.۳۰ | تو این اپیزود با زبونی ساده، به مفهوم ‌طبیعی بودن، تو زندگی پرداختم و اینکه بشرِ متوهم امروزی، چطور تونسته به هر موضوع غیرطبیعی‌ای رنگ طبیعی بزنه.

  30. 83

    قصۀ گیسوی تو! ۸۳

    ۱۴۰۱.۰۸.۲۴ | قصۀ گیسوی تو

  31. 82

    رقصی چنین میانۀ میدانم آرزوست! ۸۲

    ۱۴۰۱.۰۸.۲۰ | بعضی از موضوعات از بس ساده‌ هستن،آدم معمولا بی‌توجه از کنارش می‌گذره؛ درست مثِ موضوع این اپیزود که به سهم زن‌ومرد از حضورشون تو اجتماع می‌پردازه. اما من باز، مث همیشه، ساده ازش نگذشتم و به شکلی بهش پرداختم.

  32. 81

    سفره‌ای که بوی نان نمی‌دهد! ۸۱

    تو این اپیزود از سفره‌ای حرف می‌زنم که همه، به‌جا اینکه کنار‌ش نشسته باشیم، وسطش ایستادیم. سفره‌ای که هر تیکه‌ش آغشته به خون آدماییه که زمانی به‌نام میهن، رفتن زیر مشتی خاک. سفره‌ای که آغشته‌س، به خون شهید باکری و جهان‌آرا و مهسا امینی. سفره‌ای که دیگه بوی نون نمی‌ده!

  33. 80

    زیبارویان بی‌هنر! ۸۰

    این روزا، آدما برا شناخت هم، چندان به هنر توجهی ندارن. در حالی که در گذشته، همون‌طور که در اثار شعرای کشورمون مث حافظ و سعدی و فردوسی و... می‌بینیم برای هنر ارج بسیاری قائل بودن. شعرا محو هنر یک انسان می‌شدن و براش شعر می‌سوزدن و نه زیبایی چهره‌ش.

  34. 79

    دلیل برای ماندن _ آبان ۱۴۰۱ اصفهان! ۷۹

    ۱۴۰۱.۰۸.۰۵ | آدم گاهی فکرش رو نمی‌کنه که یه سفر تا این‌حد می‌تونه زندگیش رو تحت تاثیر قرار بده که اگه می‌دونست، زودتر پا به‌سفر می‌ذاشت.سفرم در آبان ۱۴۰۱ به اصفهان، جزء جابه‌جایی‌هایی بود که در زمان و مکان درست تجربه‌ش کردم.اونچه می‌شنوین بریده از زیست چند روزه‌م تو این شهره..به‌یاد مهسا و سارا و برای همه زنان کشورم.

  35. 78

    رخت عزا بر تن وطن ۷۸

    بعضی وقتا شاهد حجمی بزرگ، از شادی تو جامعه هستم، مث عروسی که گاهی آدم باورش می‌شه که گویا هیچ اتفاقی رخ نداده. در حالی که همچنان ایران‌خانم داغ‌داره. ایران، شاید با داغ مهسا امینی کنار بیاد؛ ولی قطعا به داغ این نامردمیا و کج‌فهمیا خو نمی‌کنه.

  36. 77

    روابطی که به‌زور تحمل می‌کنیم! ۷۷

    ۱۴۰۱.۰۸.۰۳تو این اپیزود به مثلث *پول، فرزند و حرف مردم* می‌پردازم که باعث می‌شن، آدما به‌زور یه رابطه رو تحمل کنن. کار از جایی بیخ پیدا می‌کنه که ما، صورت‌مساله رو با روابط بیرون از رابطه، پاک می‌کنیم.

  37. 76

    دنیایی بدون آدم خوب! ۷۶

    دنیای الان ما، متفاوت از قدیم، چندان نیازی به آدمای خوب نداره. دیگه حناشون رنگی نداره. دیگه باید کاسه‌کوزه‌شون رو جمع کنن برن بهشت زاییده تخیلات خودشون و اجازه آدمای بد تو جهنم خودشون بسوزن.

  38. 75

    فاصله از سکس تا عشق! ۷۵

    ۱۴۰۱.۰۷.۲۵تو این اپیزود خیلی کوتاه به ارتباط تنگاتنگ میان سکس و عشق پرداختم. در حالی که عشق، ارتباط چندان معناداری با سکس نداره و اگر پیوندی بین‌شون هست، بیشتر به لذت‌جویی و هیجان‌طلبی آدم ربط داره و نه عشق.

  39. 74

    حافظه تاریخی زمین ۷۴

    ۱۴۰۱.۰۷.۲۴حیف! صد حیف! هزاران حیف! که باز هم قراره کم‌کم یاد و خاطرات، از حافظه کم‌جونِ بشر پاک شه و باز قراره مادرِ زمین (ایران‌خانم)، همچنان با داغ فرزندانش تنها گذاشته بشه.اگه ما فراموش می‌کنیم، حافظۀ زمین خون‌های ریخته شده کف خیابونا رو از یاد نمی‌بره. هیچگاه..باز هم به یاد مهسا و دخترکانِ بی‌گناه سرزمینم که تنها در آغوش مامان‌ایران آرام گرفتن. و شرمنده‌م که انسانم و...

  40. 73
  41. 72

    خاطرات خط خطی! ۷۲

    ۱۴۰۱.۰۷.۲۱خاطران دوران کودکی، اگر چه تکرار نمی‌شن؛ ولی طعم مزه‌شون رو می‌تونیم، همچنان زیر دندونامون تجربه کنیم. تو این قسمت یه خاطره از دوران مدرسه خودم براتون می‌گم و می‌گذرم..

  42. 71
  43. 70
  44. 69

    لالا کن دختر زیبای مهتاب! ۶۹

    باز هم برای مهسا و نیکا. و چقدر هوا سنگینه!

  45. 68

    شمعی برای مهسا ۶۸

    این اپیزود، برآیند همکاری من با بانوی همدل و همراه و هنرمند سرزمینم، ""غزل"" بود که لطف کرد و با هنر و صدای اصیل و توانمندش، کاری کرد که همچنان، یاد و خاطرۀ مهسا امینی زنده نگه داشته بشه. که اگر نبود قطعا این صدا، شور و حال الانش رو نداشت..گوش کنین و اگه دوست داشتین حتما با عزیزانتون به اشتراک بذارین...صدای غزل رو می‌تونین، تو پادکست رادیوشبانه بشنوین و لذت ببرین...به یاد مهسا شمعی بیافروزیم!

  46. 67

    من موهام نیستم! ۶۷

    من موهام نیستم!

  47. 66

    دروغای راست! ۶۶

    آیا همه‌ش دروغای راست بود؟

  48. 65

    من نبودم، دستم بود! ۶۵

    آیندگان، بیش از ما، آتو اَزمون دارن که قضاوتمون کنن. این عکسا و تصاویر و فیلم‌ها، باقی می‌مونه و آیندگان رو از ورق‌زدن کتاب تاریخ بی‌نیاز می‌کنه. و خوبه که اون موقع نیستیم!

  49. 64

    جدا جدا، در کنار هم! ۶۴

    ما جدا از هم؛ ولی در کنار هم، خیلی خوب بلدیم دوام بیاریم و این دقیقا بزرگترین ایراد ماست. قضاوت با شما.

  50. 63

    ما گم شدیم! ۶۳

    ما گم شدیم و لابه‌لای صفحات تاریخ‌مان مدفون. کافی است کتاب تاریخ را برگ بزنیم تا شاهد بیرون افتادن خودمان باشیم، از لای صفحات تاریخ. من و ما کم شده‌ایم و قدری هم، خالی از معنای آدم.

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

تو این پادکست از تجربه‌های شخصی خودم در روابطم فردی و اجتماعی‌م حرف می‌زنم. تجربیاتی که شاید خیلیامون، مشابه‌ش رو در طول روز تجربه می‌کنیم؛ ولی به سادگی ازش می‌گذریم. اما من نمی‌گذرم و به‌شکلی به‌زبون میارمشون..سازنده: وحید فرشیدپورinstagram.com/bahampodcastt.me/bahampodcast

HOSTED BY

vahid farshidpour

URL copied to clipboard!