PODCAST · arts
ایرج میرزا
by شهروز کبیری
اینجا شعرهای ایرج میرزا را با هم خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر میشود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk
-
3
ایرج میرزا | تصویر زن
▨ نام شعر: تصویرِ زن (بر سردر کاروان سرایی)▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــبر سردرِ کاروانسراییتصویر زنی به گچ کشیدندارباب عَمایم این خبر رااز مُخبِر صادقی شنیدندگفتند که وا شریعتا، خلقرویِ زنِ بینقاب دیدندآسیمه سر از درون مسجدتا سردرِ آن سرا دویدندایمان و اَمان به سرعت برقمیرفت که مؤمنین رسیدنداین آب آورد، آن یکی خاکیک پیچه ز گِل بر او بریدندناموس به باد رفتهای رابا یک دو سه مشت گل خریدندچون شرعِ نبی از این خطر جَسترفتند و به خانه آرمیدندغفلت شده بود و خلق وحشیچون شیر درنده میجهیدندبیپیچهزنِ گشادهرو راپاچینِ عفاف میدریدندلبهای قشنگ خوشگلش رامانند نبات میمکیدندبالجمله تمام مردم شهردر بحر گناه میتپیدنددرهای بهشت بسته میشدمردم همه میجهنمیدندمیگشت قیامت آشکارایکباره به صور میدمیدندطَیر از وَکرات و وحش از جحرانجم ز سپهر میرمیدنداین است که پیش خالق و خلقطلاب علوم رو سفیدندبا این علما هنوز مردماز رونق ملک ناامیدند!▨ایرج میرزا
-
2
ایرج میرزا | تسلیت به دوست پدر مرده
▨ نام شعر: تسلیت به دوستِ پدر مرده▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــسخت است گرچه مرگِ پدر بر پسر همیهان ای پسر مخور غم از این بیشتر همیدر روزگار هر پسری بیپدر شودتنها تو نیستی که شدی بیپدر همیاسکندرِ کبیر که میرفت از جهانگفت این سخن به مادرِ خونین جگر همیکز بعد من عزایی اگر میکنی به پایطوری بکن که باد پسندیدهتر همیتنها مگِری، عدّهای از دوستان بخواهکآیند و با تو گریه نمایند سر همیلیکن چه عدّهای؛ که نباشند داغدارزان بیشتر به مرگِ کسانِ دگر همیبا عدّهای بگَری برایم که پیش از اینننموده مرگ از درِ ایشان گذر همیزیرا که داغ دیده بگرید برای خویشوآنگه تو را گُذارَد منّت به سر همیگر گریهای کنند، کنند از برایِ منمرگِ کسی نباشدِشان در نظر همیچون خواست مادرش به وصّیت کند عملبا عدّهای شود به عزا نوحهگر همییک تن که داغدیده نباشد نیافتندبشتافتند گرچه به هر کوی و در همیاین گفت دخترم سرِ زا رفته پیش از اینآن گفت مرده شوهرم اندر سفر همیآن دیگری سرود که از هشت ماهِ قبلدارم ز فوتِ مادرِ خود دیده تر همیآن یک بیان نمود که از پنج سالِ پیشمرگ پدر نموده مرا دربهدر همیالقصّه مرگ چون همهکس را گَزیده بودحاضر نشد به
-
1
ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین
▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین▨ شاعر: ایرج میرزا▨ با صدای: سبحان گنجی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بوداگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بودچه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیمچه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بودعجب شبی به احبّا گذشت و پندارمکه چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بودجهان به دیدۀ من ناپسند میآمدولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بودلوازم طرب و موجبات آسایشز لطف حاج امین جمله تحتِ تأمین بودتمام حرفِ وفا در لب و صفا در چشمنه در سری هَوَسِ بَد نه در دلی کین بودنه از میلسپو آنجا سخن نه از نُرمالنه ذکر آنقُره، نی صحبتِ فلسطین بودنه گفت و گویِ رضاخان نه یادِ احمد شاهنه فکرِ مؤتمن الملک و ذکرِ چایکین بودانار و سیب و به و پرتقال و نارنگیکبابِ برّۀ خوب و شرابِ قزوین بودعرق به حدِّ کمال آبجو به حدِّ نِصابگل و بنفشه فزونتر ز حدِّ تخمین بودمُعاشران همه خوشروی و مهربان بودندیکی نبود که بدخوی و زشت آیین بود
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
Loading similar podcasts...