یدالله رویایی

PODCAST · history

یدالله رویایی

اینجا شعرهای یدالله رویایی را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. 20

    یدالله رویایی | دلتنگی شماره ۱۲

    ▨ نام شعر: دلتنگی ۱۲▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریــــــــــــــــقلبی میان ما می زد قلبی میان ما زده‌ می‌شد كه ناگهان ما را از آن اطاقك مأنوس بردند دیوارهای زندانتا كوچه‌ای نسازنداز پهنا می رفتند آن سوی پنجره هر سرفه‌ای كه عابر می كرد یك كارد از ستاره می‌افتاد این‌سویِ پنجره هر ۲۴ ساعت یكبار یك تازیانه از تقویم برمی‌خاستقلبِ درشتِ سنگ نمی‌زد و برگجز در میان باران، از قلب خود صدای تپیدن نمی‌شنید تقویم و تازیانهو دیوارهای پهن ما را از آن اتاقك مأنوس تا ۲۴ سرفه تا ۲۴ كارد بدرقه كردند.▨یدالله رویاییسال ۱۳۳۳ - در زنداناز دفتر شعر «دلتنگی ها»ــــــــــــپی‌نوشت: به علت سانسور، این شعر در برخی چاپ ها دلتنگی شماره ۱۱ است

  2. 19

    یدالله رویایی | از پنجره

    ▨ نام شعر: از پنجره▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریــــــــــــــــبر بلندِ سبزِ چنار، از دورآفتاب، بسته طلایی‌هاسایه‌ها به زمزمه‌ای خاموشدر نشیبِ تندِ جدایی‌هادر فضای خسته، غمی بیمارمُرده در نگاهِ کلاغ آوازپیشِ دیده، میلهٔ ناهنجارپشتِ پنجره، گذرِ سربازچه غروبِ بی‌نفسِ تنگیمژده در غریوِ کلاغش نیستجغد هم گریخته، پروازیدر سکوتِ مردهٔ باغش نیستجاده خالی از قدمِ قاصددل تپیده منتظرِ پیغامهمه خستگی، همه سنگینیآسمان، روی چنار آرام▨ یدالله رویاییپاییز ۱۳۳۶ - زندان لشکر ۲ زرهیاز دفتر شعر «بر جاده‌های تهی»

  3. 18

    مصاحبه با یدالله رویایی | قسمت سوم

    ــــــــــــــــــــــ▨ مصاحبه شونده: یدالله رویایی▨ محل و زمان مصاحبه: در نرماندی به سال ۱۳۷۵ و در پاریس به سال ۱۳۸۲▨ مصاحبه کننده: احمد نیک‌آذر (سازندهٔ این مستند)▨ پالایش: شهروز کبیریدر انتهای مصاحبه، دکلمهٔ شعر «دریایی‌ها شماره ۳۱« با صدای شاعر و تنظیم بنده، گنجانده شده است.

  4. 17

    مصاحبه با یدالله رویایی | قسمت دوم

    ــــــــــــــــــــــ▨ مصاحبه شونده: یدالله رویایی▨ محل و زمان مصاحبه: در نرماندی به سال ۱۳۷۵ و در پاریس به سال ۱۳۸۲▨ مصاحبه کننده: احمد نیک‌آذر (سازندهٔ این مستند)▨ پالایش: شهروز کبیری

  5. 16

    مصاحبه با یدالله رویایی | قسمت اول

    مصاحبه با یدالله رویایی (قسمت اول)ــــــــــــــــــــــ▨ مصاحبه شونده: یدالله رویایی▨ محل و زمان مصاحبه: در نرماندی به سال ۱۳۷۵ و در پاریس به سال ۱۳۸۲▨ مصاحبه کننده: احمد نیک‌آذر (سازندهٔ این مستند)▨ موضوع: توضیح راجع به شعر رویایی، تعریف شعر حجم و شعرخوانی▨ پالایش: شهروز کبیری

  6. 15

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۲۰

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۲۰▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو شکل راه رفتن تو معنای مثنوی استدر حالت عمیق عزیمتکه منظره‌ی راه بازوی صحرایی مرا به تکان می‌آرد در حالت عمیق عزیمت شتاب‌های موازی در گردیِ مچ تو به هم می‌رسند وباد،صفات باد، شکل عزیز زانو را -که قدرت و اطاعت را با هم دارد- تصویر می‌کند تا قیصر از کف پای تو قوس بلند طاق نصرت رابرگیرددر حالت عمیق عزیمت که سمت نیم‌رخ تو برابر نگهم ماند پرواز طوطیان جغرافیای صورت من را در هم ریخت و آسمان،که بایر از درخشش‌های آبی می‌شدناگاه نام تو از تمام جهت‌هامی‌آمد.وقتی که باز می‌آیینام تو را تمام جهت‌هارسم می‌کنند. و در گذار ِ دامن تو دانه‌های شنبر ریشه‌های پیدا پیراهن عبور شعاعمی‌پوشدپیشانی تو وسعت شیشه‌است وقتی که باز می‌آیی و هر درخت، بوسه استوقتی که مفصل تو ملاقاتی است -بین صفات باد و تکبیر طوفان- و در هوای دهکده، پیشانی تو وسعت اطراف هجر را محدود می‌کندتو باز می‌آیی با نافی از خلیج احمر و رانی از عصای موسی و شکل راه رفتن تو معنای مثنوی است، و روح مولوی است اینککز ساق تو حکایت نی رابر می‌دارد!▨شعر شماره ۱۵ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــ▨تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری این شعر بر طبق کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، شماره ۲۰ است اما به نظر می‌رسد در برخی چاپ ها این شعر دلتنگی شماره ۳۱ باشد

  7. 14

    یدالله رویایی | میوه‌های ملال

    ▨ نام شعر: میوه‌های ملال▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــتو می‌گریزی و من، در غبار رویاهاهزار پنجره را بی‌شُکوه می‌بندمبه باغ سبزِ نوید تو می‌سپارم خویشهزار وسوسه را در ستوه می‌بندمتو می‌گریزی و پیوند روزهای درازمرا چو قافلهٔ سنگ و سرب می‌گذرددرنگِ لحظهٔ سنگینِ انتظار، چو کوهبه چشمِ خستهٔ من، پای درد می‌فشردتو می‌گریزی چونان که آب از سر سنگز سنگِ لال نخیزد نه شِکوه، نه فریادتو می‌گریزی چونان که از درخت، نسیمدرختِ بسته نداند گریختن با بادتو می‌گریزی و با من نمی‌گریزی، لیکغمِ گریز تو بالِ شکیب می‌شکندچو از نیامدنت بیم می‌کنم، با مننگاهِ سبز تو نقش فریب می‌شکندبیا که جلوهٔ بیدارِ هر چه تنهایی‌ستبه نوشخندِ گوارای مهر، خواب کنیمبه رویِ تشنگیِ بی‌گناهِ لب‌هامانهزار بوسهٔ نشکفته را خراب کنیمتو می‌گریزی اما -دریغ! می‌ماندخیال خستهٔ شب‌ها و میوه‌های ملالاگر درست بگویم، نمی‌توانم بازبه دست حوصله بسپارم آرزوی وصال▨یدالله رویاییشعر «میوه‌های ملال» از مجموعه شعر از دوستت دارم‌شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷چاپ اول: ۱۳۴۷

  8. 13

    یدالله رویایی | منِ گذشته‌امضا

    ▨ شعر: منِ گذشته امضا▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــاین متن‌ها طبیعتِ من هستند.این متن‌ها طبیعت هستند. و در امضای من پرنده‌ای هست که هر صبح، اینجا، به طور عجیبی می‌خواند، و من به‌طور عجیبی عادت کرده‌ام که هر صبح از خواب برخیزم و پنجره را باز کنم، در این لحظه به‌طور عجیبی می‌خواهم با طبیعت ارتباط برقرار کنم، و طبیعت از ارتباط با من به‌طور عجیبی برقرار نمی‌کند. پنجره را می‌بندم، بدون آنکه مایوس شوم و بدون آنکه طبیعت را مجبور کنم برای این‌کارش، بر این کارش، دلیلی ارایه کند. چون به دور دست اگر نگاه کنم، طبیعت دمِ دست را از دست می‌دهم. و طبیعت دمِ دست هم حاضر نیست در آواز پرنده، دورتر از آنچه هست برود، و یا اصلا آوازِ پرنده او را دوردست کند. برای آنکه به دورتر نگاه کنم، نزدیک‌تر را از میان بردارم، و این به نظر عادلانه نمی‌رسد، که طبیعت نزدیک را فدای طبیعت دور کنم. گرچه این‌کار را هم که نکنم در عمل طبیعت دور است که فدای طبیعت نزدیک می‌شود.پس واقعا نمی‌دانم چه کنم، پنجره را می‌بندم، و پرنده به‌طور عجیبی تنها می‌ماند.»▨شعر شماره ۳۳ (آخرین شعر) از مجموعه شعرهای دریایی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴چاپ اول: ۱۳۴۴ــــــــــــــــــــتذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۳۱ است

  9. 12

    یدالله رویایی | لبریخته‌ها ۳۸

    ▨ شعر: لبریخته‌ها ۳۸▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبهارِ برگبا یادِ دستِ بریده پاییز استپاییز ِ برگپایان جهیدن ازخطرمتن ِخطر استو دستِ بریده می‌داندکه سوی تن دیگر بر‌نمی‌گردد تقدیر که می‌رسد پاییز پاییز، بهارِ تقدیر است▨شعر شماره ۳۸ از مجموعه لبریخته‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۸ به بعدچاپ اول: پاریس ۱۳۶۹ــــــــــــــــــــ▨تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری این شعر بر طبق کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، شماره ۳۸ است.

  10. 11

    یدالله رویایی | لبریخته‌ها ۲۱

    ▨ شعر: لبریخته‌ها ۲۱▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآنگاهمزرعه بگذاشتموز جذبه‌ی نعل‌های ریخته بگذشتمآنقدر که آیینه قفای من می‌شدافتادمجایی که شیهه‌های ناتوان افتادندافتاده بودند از بارهر بارستاره سرخ می‌شد از پیغام▨شعر شماره ۲۱ از مجموعه لبریخته‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۸ به بعدچاپ اول: پاریس ۱۳۶۹ــــــــــــــــــــ▨تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری این شعر بر طبق کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، شماره ۲۱ است

  11. 10

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۱۷

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۱۷▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآنگاه كویر ِمشكل رااز فاصله ساختندآغاز مرغ بودآغاز بال پایدارو مرغ اول جهان ناگاهوقتی كه كویر مشكل رااز فاصله ساختندفریادی سخت بركشیدو سمت شن‌ها را آشفتفریاد میان آب افتادو آببا زمزمه تارهای صوتی را لرزاندو حافظه‌ی قنات را باد آزردوقتی كه تارهای صوتیدر گوشت آبمی‌لرزید▨شعر شماره ۱۷ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــــــــــتذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۱۶ است

  12. 9

    یدالله رویایی | آفتاب سبز

    ▨ نام شعر: آفتاب سبز (طنین تماشا)▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز چشم من طنین تماشا برخاستدر چشم او طنین تماشا بنشستموجی ز بیگناهی من پر زدبا عمق بی‌گناهی او پیوست.در آفتاب سبز نگاه او،تکرار نور بود و گریز رنگ،سودای جان و همهمه‌ی دل بود،پرواز دور زورق صد آهنگ.آن بیکرانه، ظهر زمستان بود-سرشار از حرارت دلخواه-با جلوه‌های عاطفه در تغییر،هر لحظه از درخشش ناگاه.موجی در آن دیار، نمی‌آشفتآن بیگناهی ساکت را در ماوراهای نهان، لیکروییده بود رقص علامت‌هاتا در من انتظاری راویران کنند و انتظار دیگر راعریان. اینک گریز بی‌خبر دل رازنگ کدام کوچ دمیده‌ست؟سوی کدام جاده، نیاز نورراهم به اشتیاق بریده‌ست؟در نقش بیقرار دو چشم من،تنهایی غریب شکسته ستدر خلوت بزرگ دو چشم اوتصویر اعتماد نشسته است،در تنگه‌های کوچک و دورش، هر لحظه روشنی‌هایی،تکرار می‌شود.در دور دست‌ها از تابش اشعه‌ی نمناک،گودال بی‌نهایت،هموار می‌شود. تا من نگاه می‌کنم، زان بیکرانه مزرع سبز،رنگی بریده می‌شود.تا او نگاه می‌کند،بر روی قلب من، ابدیتگویی شنیده می‌شود.▨شعر «آفتاب سبز» از مجموعه شعر از دوستت دارم‌شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷چاپ اول: ۱۳۴۷

  13. 8

    یدالله رویایی | شدن ِ مادر

    ▨ نام شعر: شدن ِ مادر▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهزار صفحه، سینه داشتهزار صفحه، سینه رابه سایه دادو سایه‌ای که می‌کِشیدشدر دستهزار، آئینه داشت.هزار صفحه سینه، در هزار آئینهتنی تناهی شدتنان ِنامتناهی شد.▨از مجموعه لبریخته‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۸ به بعدچاپ اول: پاریس ۱۳۶۹ــــــــــــــــــــ▨تذکر: این شعر در چاپ اول کتاب لبریخته‌ها، در صفحه ۱۲۸ موجود است، اما در چاپ ِ«مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به نظر نمی‌رسد موجود باشد؛ پیدا نشد و احتمالا سانسور شده است.

  14. 7

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۱

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها شماره یک▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز دوردست عمر،تا سرزمین میلادم،صدها هزار فرسخ بود.با اسب‌های خسته كه راه دراز راتوفان ضربه‌های سم آرند ارمغان،با بوی خیس یال،و طبل بی‌قرار نفس‌ها،پرواز تازیانه‌ی خود را فراز راهافراشتم.انبوه لال فاصله‌ها را-این خیل خیرگی‌ها را زیر پای خویش،انباشتم.دیدم كه شوق آمدن من،یكباره ازدحام عظیم سكوت شددیدم تولدم به دیارش غریب بودو سایه‌ای كه سوخته ز آوارگی، هنوزدر آفتاب‌ها،دنبال لانه‌ی تن منمی‌گردد.تنهایی زمین من، آنجابا صد شكاف بیهده، رویای سیل راخندیده استپیشانی شكسته‌ی بارو‌ها،راز جهان برهَنِگی را به چشم دهر،باریده استاوج مناره‌ها،كز هول تند صاعقه سرباختند،در بی‌زبانی‌اش -همه سرشار سنگ-خاموش مانده‌،‌ وسعت شن‌های دور رااندیشه می‌كند:شاید گریز سایه‌ی بالی؟شاید طنین بانگ اذانی!...آن برج‌های كهنه، كه ماندندبی‌بغبغوی گرم كبوترها،پرهای سرد و ریخته را دیریستبا بادهای تنها، بیدار می‌كنندو ریگزارها -كه نشانی ز رود و دشت-گویی درخت‌ها و صداها را،تكرار می‌كنندانصاف ماهتاب،در خواب جانورها،و خار بوته‌ها،شب‌های شب تقدس می‌ریزدو از بلند ریخته بر خاك،-از یادگار قلعه‌ی مفقود-سودای اوج و همهمه می‌خیزدو بام‌ها به ریزش هر بارانغربال می‌شوند-با خاك‌هایشان كه زمان گرسنه را،در آفتاب‌هاش به زنجیر دیده

  15. 6

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۹

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها شماره ۹▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــتا از سپیده گفتگوی ِمشروطبرخیزد؛من،تصویر هجرت از پلبر می گیرم.تصویر هجرت از پل،از پله‌ی مناجاتم،تا سفره‌های شن،تا سفره‌های زخم،سفر می‌كند.بر سفره‌های شن كلماتی آبی مهمانند.مهمان هجرت،ای نفس رفته‌ی من -ای پل متصاعد!-كه جثه‌ی زمین را،در آن هزار فرسخ ِ نیلیمی‌غلتانی؛چون است اینكه عشقجز در هراس مرگما را دگر به خویش نمی خواند؟از ما جز استغاثه نمی ماند!از ما -دروگران چراگاه‌های هوایی-اینجا، میان گفتگوی مشروط،اینجا، در انتحار اشباح،جز سطل‌های خالی در چاه‌های خالی!كی از مزارع نمكما را عبود داده‌ست؟▨شعر شماره ۹ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــــــــــتذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۸ است.

  16. 5

    یدالله رویایی | دلتنگی ۸

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۸ (تحرک متروک)▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــبا کاروان ِمنتحرک ِمتروکصحرا مجال ِصحبت بودو کاروان که فرصت ِاندیشه رااز صحنه‌ی نمکزاربر می‌گرفتپیمانه‌های سرخ ِعطش رابا خواب ِباستانی ِکاریزپُر می‌کردما از میان ِاستراحت ِشرقی می‌رفتیمپستان‌های تشنه‌ی زن‌هامانبا دکمه‌های مردانهشب را نگاه می‌کردند▨ در برخی نسخه‌ها؛ پستان‌های بی‌شیر مادران)با دکمه‌هایی از شیر(شب را به جاده‌های شیری می‌دادند▨و چشم‌های خسته‌ی مردانبر کهکشانشروع شن‌هاجاری بودبر گرد ای تحرک ِمتروکاینجا نه ابر، نه گذر ِباددیریست تا معاش ِنبات راپیغامی از سواحل ِتبخیر نیستو سرنوشت ِآبدر سفره‌های زیرزمینیتقطیر ِآسمان را از یاد برده است▨شعر شماره ۸ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــتذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر کلا حذف شده و موجود نیست

  17. 4

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۶

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۶▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشب ، در گریز اسب سیاهیك صف درخت باقی می‌مانددر چهار كهكشان نعل،یك صف درختبی‌شیهه می‌گذشترگ بریده، دهان باز كرد و ریختافق دراز،درازدراز ِ لخته لخته،‌ دراز ِمذاب.زنی در اصطكاك ران‌‌هایشگُر می‌گرفتستاره‌ای رسیده، در ته خود چكه كردصدایی، از سرعت پرسید:کجا؟کجا؟اما جواب،گذشتن بودو در گریز اسب سیاه،سرعت پیاده می‌رفتسرعت، ‌صف درخت بودكه می‌ماند.▨شعر شماره ۶ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــــــــــدر نسخه‌ی سانسور شده، سطرهای:زنی در اصطكاك ران‌‌هایشگُر می‌گرفتتبدیل شده اند به:زنی در اصطكاك تاریكیبه شكل تازه ای از شب رسید

  18. 3

    یدالله رویایی | دریایی‌ها ۳۳ | پالایش شده

    ▨ شعر: دریایی‌ها ۳۳▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــای شعرهای دریایی،آه، ای مسافران ِ از دریا تا من!از دریا:از سرزمین عطر و علفو عهدنامه و منشور،تا من،ـ تا سرزمین هیچ قرار و قرارداد ـاز دریا،از ازدحام ماهی و مروارید-در بستر جزیره‌های بی‌نام،و از قلمرو اطاعت حکام،تا من ـ سکوت بی‌ثمر مشتاق ـآه، ای مسافران ِ از دریا تا من!از دریا تا من:از شیب پله‌های همیشه،در خواب‌ جاری خندق‌های آبو از فرازهای بی‌تغییر،که جلوه‌ی دفاع و تهاجم دارند؛تا من - همه توکل و تسلیم -تا من که در قلمرو تصویر، از شماویرانه‌های باطن خود را،هموار می‌کند،بیدار می‌کند.آه، ای مسافران ِ از دریا تا من!از دریاـ از مرتع ستاره و کف ـتا منـ تا مزرع نیاز و طپش ـاز آب‌ها،ـ پاییز برگ‌ها ـپرواز بیگناه گنجشکان،تا من ـ دهان گرسنه‌ی ماران ـاز آب‌های کوهان اشتراناسبان وحشیو قاطراناز آب‌های هلهه‌های نهانی،ترسیم ناگهانی،ـ ترسیم ناگهانی مهمیز ـترسیم ناگهانی شمشیر- از آب‌های تصویر،تصویر فکری از سنگ-- ادراکی از سقوط -. ای شعرهای دریایی!آه، ای مسافران ِاز دریا تا من!از آب‌ها،که شکل در هم امضاء دارندتا من،که واژه‌ی شکسته‌ی "رؤیا"یمو شکل روشن نامم را دارمای شعرهای دریاسیبدرودتان گرامی باد!اینک من!بر ساحل ایستاده سبکباربا برگ‌های ساتر ِ انجیر!بار دگر برهنه و آزاددر آفتاب افسانه،از داستان خلقت بر

  19. 2

    یدالله رویایی | دریایی‌ها ۳۱

    ▨ شعر: دریایی‌ها ۳۱▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمن از جزیره‌های نجاتمن از دماغه‌های امیداز آب‌های متروکدر خلوت بنادر ویرانخواهم گذشت.     خواهم گذشت:از آب های کشکول،از آب های کالا...همراه قصه‌های درویش،همراهم پندهای بازرگانخواهم گذشت.با کاروان امتعه‌ی هندبا بارهای صمغطلاعاجنیشکر  با بارهای مرجان  مروارید              با بارهای ادویه وعطراز آب‌های جاوه،از آب‌های مسقط و عمان،خواهم گذشت.از آب‌های مشتاق؛مشتاق ِ ماجرامشتاق قتل در کشتی‌های رهزنان،خواهم گذشت.از جمع آب‌ها،- جمعیت فراری،تصویری از فرار-،    ازگام‌های رقص-پیوسته در ترنّم تکرار-از قلعه‌های مرتفع آب،و برج‌های رهگذر باد،از چهره‌ی مصور فریادـ یال بلند طوفان ـ   خواهم گذشت.دریای بی‌تباهی!ای بستر بلند عروسان آب!و عاشقان هجرت-برجاده‌ای فروتن و وحشی! چون بادبان‌های سفید و شاد،،از تو،ای معبر مهاجرتِ شاهان!خواهم گذشت.ار آب های عنبر،گهواره‌های پر،چون ماهیان تنبل- پیوسته در معاشرتِ آب‌ها -ای آب ماهیانه!از تو،دریای بی‌ستون و،دروازه !     معماری ِ پریشان !خواهم گذشت.▨شعر شماره ۳۱ از مجموعه شعرهای دریایی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴چاپ اول: ۱۳۴۴ــــــــــــــــــــتذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به د

  20. 1

    یدالله رویایی | پاییز سبز

    ▨ شعر: پاییز سبز▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروز_______________________ زمین فصاحت برگ چنار رابه باد خسته‌ی پاییز می‌سپردهوا ترنم سودایی شکفتن راز نبض بی‌تپش خاک می‌گرفتغروب حرف خودش رابه گوش جنگل خاموش گفته بودو شیروانی لال،میان دوده‌ی افشان شب شبح می‌شد.میان در هم ِ هذیان من دو شعله‌ی سبزنشست.به روی شیشه‌ تارملال پرده شکستو از حقیقت اشیا بوی شک برخاستو با حقیقت اشیا بوی او پیوستتمام پنجره‌‌ی من،خیال او شده بود.تمام پوست‌ام از عطر آشتی بیمار،تمام ذهن من از نور و نسترن سرشار.من از رطوبت سبز نگاه او دیدمکه در نهایت چشمش کبوتر دل من،قلم‌رویی ز برهنه‌ترین هواها داشتو اشتیاق تب‌آلود بام‌های بلند،در آفتاب ز پرواز دور او می‌سوختز روی پنجره من،خیال او پر زدو شب ادامه گرفتو من ادامه گرفتم.▨شعر «پاییز سبز» از مجموعه شعر از دوستت دارم‌شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷چاپ اول: ۱۳۴۷

  21. 0

    یدالله رویایی | جاده

    ▨ نام شعر: جاده▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجاده در میان جمع بود و، در میان جمعترس تنها بوددر میان جمعهمیشه ترس تنها است.روی راه رفته ردّ ِ پا افقروی راه رفته دست ِ رد عمودعشق تو زخمبر راهِ رفته می‌زدو راهِ رفته با تو می‌گفت :هوا هواستهوا همه جا هواست.▨یدالله رویاییپاریس - پاییز ۲۰۱۴ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتوضیح شاعر: هربار در برابر ِآیینه اعتراف، تصویرِِ من را از من دور میکند. هر بار دورتردر اعترافِ آخرین ِ من امروز، تصویر دورتر نرفت. نمی‌رفت. جیوه، جیوه‌ی مُقاوم،جیوه‌‌ی سخت. سخت تر از من ، سخت تر از من ِ تصویر، از اعتراف چیزی بیشتراز آنچه می شناخت نمی شناخت. از پیش دانسته را پس می زند ، تصویر ِ من به منبر‌میگردد و آنجه جیوه به من برمیگرداند، در پای آینه به هَدَر می‌شود.

  22. -1

    یدالله رویایی | امید آمدن لغتی

    ▨ شعر: امید آمدن لغتی▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآنچه زبان می‌خوردهمیشه همان چیزی‌ستکه زبان را می‌خورد:امید آمدن لغتیلغتی که نمی‌آیدتو آنسوتر آنجاتربرابر من ایستاده‌ایبرابر با منو چهره‌امچیزی به آینه از من نمی‌دهدچیزی از آینه در من می‌کاهدو انتظار صخره سرخنوک زبان تو- امید آمدن لغتی استلغتی که نمی‌آید....▨از مجموعه‌ی «در جستجوی آن لغت تنها» صفحه‌ی ۷۵شامل شعرهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۸۷چاپ اول: انتشارات نگاه ۱۳۹۲▨توضیح شاعر درباره‌ی این کتاب:بسیارِ این شعرها منتشر نشده هستند. شعرهایی که نخواستند وارد دیگر کتاب‌های من بشوند، و کتاب بشوند. چرا که موضوعی در خود نداشتند، و خود موضوعِ خود بودند: شعرِ لغت، شعرِ لوگوس، لوگوسِ تنها! پس اینکه این‌ شعرها توانسته‌اند اینجا کنار هم بیایند و کتاب بشوند، از تداومِ چیزی در من، و از تداومِ من در چیزی، خبر می‌دهد. و مرا به فکر می‌برَد که چرا آن «چیز»، هیچوقت نامِ خودش را با من نگفت . این فکرها را که می‌کنم بیشتر دلبستۀ این کتاب می‌شوم، کتابی که به عمر می‌مانَد، و مثل عمر غنیمت. الآن هم که به نسخۀ خطّی آن نگاه می‌کنم خطی از عمر ِرفته در آن می‌خوانم، که انگار کتاب در دست‌های من مثل من در دست‌های کتاب شده است، منی که زیرِ پای لغت له شد. و ندانست.

  23. -2

    یدالله رویایی | از دوستت دارم | پالایش شده

    ▨ شعر: از دوستت دارم▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــاز تو سخن از به تو گفتناز تو سخن از به آزادیوقتی سخن از تو می‌گویماز عاشقاز عارفانه می‌گویماز دوست دارماز خواهم داشتاز فكر عبور در به تنهایی.من با گذر از دل تو می‌كردممن با سفر سیاه چشم تو زیباستخواهم زیست.من با به تمنای توخواهم ماندمن با سخن از توخواهم خواندما خاطره از شبانه می‌گیریمما خاطره از گریختن در یاداز لذت ارمغانِ در پنهان،ما خاطره‌ایم از به نجواها...من دوست دارم از تو بگویم راای جلوه‌ای از به آرامیمن دوست دارم از تو شنیدن راتو لذتِ نادرِ شنیدن باش.تو از به شباهت، از به زیباییبر دیده‌ی تشنه‌ام تو دیدن باش!▨از دفتر شعر از دوستت دارم‌شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷چاپ اول: ۱۳۴۷

  24. -3

    یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۱۶

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۱۶▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر گفتگوی مافنجان تو كوهستانی‌ستوقتی كه به بوسه‌های تو نما می‌بخشدوقتی كه بوسه‌های ما نما می‌گیرندچشمان تو روح هندسی‌شان رادر كوهستان پنهان می‌سازندچشمان تو روح هندسی دارندوقتی كه فنجان تو كوهستانی‌ستو بوسه كه از كنار دست چپ تومی‌افتدمی‌افتد در دهان راست مندر گفتگوی ما-آن دم كه نگاه صخره در نگاه پَر-می‌مانداو ضلع مربع پریدن رامی‌داند▨شعر شماره ۱۶ از مجموعه دلتنگی‌هاشامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶چاپ اول: ۱۳۴۶ــــــــــــــــــــتذکر اول: در نسخه‌های چاپ بعد از انقلاب، کلمه‌ی «بوسه» در تمام طول شعر، به کلمه‌ی «واژه» سانسور شده است. طبیعتا این نسخه چون خوانش خود شاعر است، نسخه‌ی بدون سانسور است.تذکر دوم: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۱۵ است

  25. -4

    یدالله رویایی | آیینه

    ▨ نام شعر: آیینه▨ شاعر: یدالله رویایی▨ با صدای: یدالله رویایی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین شعر، یکی از آخرین خوانش‌های یدالله رویایی است که برای ما به یادگار مانده‌است.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکی چهره می‌کنم، ای چاه !دائم، کی می‌شوم؟مثل این میلکه اصل باشدیا وصفدر تهِ تاریکِ تو سقوط ِ مسافتشیبِ سیاه، ای چاه !کی خواهمت دید، ای کی !ای طی !طیّ ِ بیراهه در سرایتِ اسرار،آئینه‌هایی بر خاکِ راه تا ابرتقلیدِ خاک می‌کندسیمای تو ضدّ تو از سمتِ ذهن می‌آیدو ضدَِ تو، ذوق ِ تو می‌شودستاره در بغل ِ برگجوانه هم‌سخن ِ ماهمن در تو اصلمن در تو میلکی چهره می‌کنم، ای چاه !▨یدالله رویاییبهار ۱۳۹۷

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

اینجا شعرهای یدالله رویایی را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

HOSTED BY

شهروز کبیری

URL copied to clipboard!