خط سفید جاده

PODCAST · society

خط سفید جاده

این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخه‌ام است.گزارش های یک مسافر که سالهاست داره دورنیا با دوچرخه اش سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه.طبیعت‌دوستی که عاشق محیط‌زیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۱۰۴۰۰۰ کیلومتر و ۶۰ تا کشور و کاشتن ۴۰۰۰ درخت در ۲۵۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره.وبسایت : www.weneedtrees.comتوییتر : www.twitter.com/tajeranاینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeranدستنوشته ها : https://bikaraneha.blogspot.com/پی پال : https://www.paypal.com/paypalme/mohammadtajeranقهوه ای که مهمون میشه کرد www.coffeete.ir/MohammadTajeran****************************************************.بی انتهائی جاده همیشه مرا مجذوب خود ساخته استانتهای غریبی که بر امتداد جاده استوار است چنان مرا به به خود میکشد که همچنان خواهان رفتنم .... رفتن رفتن به بی انتهائی جاده و این آغاز سفر استبازتاب نور بر نشانه های راهنما آنان را نمایان میسازد . لحظه ای نور خاموش می گردد.همه جا سیاه است . سیاه س

  1. 417

    قسمت 411"ترکینگ ترووا "

    داستان ترکینگ به آسوس

  2. 416
  3. 415

    ‎⁨قسمت 409"تلاش برای کمی رشد "

    در مورد این اپیزود حرفی برای نوشتن ندارم

  4. 414

    ‎⁨قسمت 408"و شروع دوباره سفر "

    باز هم سفر....این بار در سایه جنگ

  5. 413

    گفتگویی با پادکست پایه ها (قسمت دوم)

    این گفتگو با ایمان حسینی عزیز بود که در استودیوی پایه ها انجام شد.

  6. 412

    گفتگویی با پادکست پایه ها (قسمت اول)

    این گفتگو با ایمان حسینی عزیز بود که در استودیوی پایه ها انجام شد.

  7. 411

    ‎⁨قسمت 407"زندگی در سایه جنگ "

    زندگی ما در سایه جنگ

  8. 410

    قسمت 406 و گفتگویی دوستانه

    این قسمت به اشتباه پاک شد ودوباره بارگذاری شد.

  9. 409

    ‎⁨قسمت 405"اجرای زنده پادکست در موزه سینما "

    اجرای زنده پادکست در موزه سینما

  10. 408

    قسمت 404"داستان دیدارم با دوستان ایرانی ام "

    روزهای آخری هست که در کلمبیا ام و تا دو روز دیگه از اینجا خارج میشم. سفرم در کلمبیا بسیار ارزشمند و خوب رود و واقعا دوست دارم اینجا رو.

  11. 407

    "قسمت 403 "یه گزارش مفصل بعد از تاخیر طولانی

    آخرین گزارشی که داشتم تقریبا یکماه پیش بوده .خیلی اتفاقا افتاده و خیلی کارا کردم ولی نمیدونم چرا هیجانی برای گزارش دادن نداشتم؟از شهر ساحلی کارتاخنو درشمال غرب کلمبیا در خدومتتون هستم .اومدم تا دوستم حمید رو ببینم و چند روزی باهم باشیم و بعد برگردم جایی که دو چرخه مو گذاشته م تا ببینم چکار باید بکنم ،چون هنوز وضعیتم مشخص نیست .ویزام تموم شده و درخواست ویزای جدید داد ه م هنوز جواب نیومده و مسیر پیش رو کاملا نامشخصه و باید صبر کنم تا ببینم چی میشه ....

  12. 406

    قسمت 402"داستان روبرو شدن با خودت "

    روبرو شدن با خودم همیشه از سخت ترین جاهای زندگی بوده برام.ا

  13. 405

    قسمت 401" در ادامه گزارش قبلی "

    در این گزارش توضیح مفصل تری در مورد نقطه عطف گزارش قبلی ارئه شده.

  14. 404

    قسمت 400" نقطه عطفی در سفر و زندگی "

    نقطه عطفی در سفر و زندگی

  15. 403

    قسمت 399" روستاهای زیبای کلونیال در کلمبیا "

    در کلمبیا روستاهای زیادی هستن که از زمان کلنی های اسپانیا به چا موندن.

  16. 402

    قسمت 398" سوتامارچان و خونواده پر مهر میگل "

    توی شهر تونخا کنار میدون وایساده رودم که میگل بهم نزدیک شد و کمی حرف زدیم. مسیری رو بهم پیشنهاد داد و منم اون مسیرو انتخاب کردم و بعد از ۲-۳ روز بهش پیام دادم تشکر کنم و اون منو دعوت کرد خونش و این شد که چند روزی مهمانش شدم.

  17. 401

    قسمت 397" جاده های زیبای کلمبیا "

    توی جاده های زیبای کلمبیا در حال رکاب زدن ام.

  18. 400

    قسمت 396" و بالاخره کلمبیای زیبا "

    من بالاخره وارد کلمبیا شدم و در آستانه سفر و جستجو در این کشور زیبا هستم.

  19. 399

    یه گفتگوی متفاوت با دوستم اوروس

    یه گفتگوی متفاوت با دوستم اوروس

  20. 398

    قسمت 395" روزهایی در خلوت و سکوت "

    روزهایی در خلوت و سکوت

  21. 397

    قسمت 394" خداحافظی با اقیانوس اطلس جنوبی "

    من بایستی برمیگشتم به سائوپائولو به انتظار ویزای اکوادور.خیلی ژولانی شده بود فرایند ویزا و واقعا حوصله ام سر رفته ولی چاره ای هم‌نیست و بایستی مثل یه بچه گربه پشت در منتظر بشینم تا لحظه ای در باز بشه و بپرم بیرون

  22. 396

    قسمت 393" کلبه کوچک جنگلی و رودخونه و بارون "

    وقتی رسیدم به اوباتوبا، به دوستم پیام دادم و اون هم گفت که برم و توی کلبه جنگلی اون اقامت کنم. یه جایی وسط جنگل کنار یک رودخونه هیجان انگیز و زیبا. بهترین جایی که میشد روزهای بارونی رو‌به انتظار نشست تا تموم بشن و خورشید دوباره خودشو‌نشون بده

  23. 395

    قسمت 392" سربالایی و کوهستان و یه شهر جذاب "

    شهر کامپو دو‌ژوردائو یک شهر واقعا جذابه تو استان سائوپائولو، یه بافت اروپایی در ارتفاع حدود ۱۸۰۰ متر که کمک کرده آب و هوایی بسیار دل انگیز داشته باشه و‌مم واقعا خوشحال بودم که دوباره به اون ارتفاع رفته بودم و از هوای مطبوع ک‌هستان داشتم لذت میبردم.

  24. 394

    قسمت 391" به سوی کامپو دو ژوردائو "

     من از سائوپائولو زدم بیرون تا خودم رو کنی سرگرم کنم. خسته کننده شده بود برام موندن توی شهر و از طرفی مجبور بودم بمونم و این فرصت مغتنم لود تا زمانم رو‌کمی صرف کاری کنم که دوست دارم.

  25. 393

    قسمت 390" گذر از روزهای جنگ "

    این روزها همه ما توی هر گوشه دنیا غمگینیم از آنچه داره به سر سرزمیمنمون میاد. روزهای سختیه و من هم این گوشه دنیا حوصله هیچ کاریو ندارم

  26. 392

    قسمت 389" "

    بعدا اضافه میشه

  27. 391

    قسمت 388"آخرین شب شیلی

    جلوی چادرم نشسته م و منتظرم که خشک بشه و راه بیفتم . احتمالا امشب آخرین شب کمپ زدنم تو شیلی باشه .چون باید فردا خودم رو به سانتیاگو برسونم و تکلیف خودم رو مشخص کنم که میتونم برم ایران یا نه .اگه هزینه بلیط جور بشه میرم ایران و گرنه باید برم برزیل .در ادامه گزارش قبلی، بعد از چند روزی که خونه اولگا بودم ..

  28. 390

    قسمت 387"برای خلق نگاه بهتری در مخاطبم چه کاری از دستم برمیاد ؟

    این گزارش رو از خونه اولگا و رائول دوستان آرژانتینی م در نوکول تقدیمتون می کنم . هفتصد کیلومتری به سمت جنوب سانتیاگو اومدم تا مقداری از شلوغی و هیاهوی فضای شهری دور باشم و چند روزی رو سپری کنم تا وضعیت ویزا و ادامه سفرم مشخص بشه چون ده روز از ویزام بیشتر نمونده و هنوز مشخص نیست که کجا باید 

  29. 389

    قسمت 386"وضعیت مار و پله ی زندگی در سفر

    دوسه روز هست که به سانتیاگو رسیده م و یه آپارتمان اجاره کرده م و درحال استراحت و بازیابی خودم هستم و بقیه مسیرم رو مدیریت و طراحی می کنم .بعد از گزارش قبلی به جاده زدم هرروز تا غروب دوچرخه سواری می کرد م و صبح ها دیرتر راه می افتادم تا استراحت کنم و از فضای اطراف لذت ببرم و بعد راه بیفتم ...

  30. 388

    قسمت 385" "راه حل ساده برای مشکل آزاردهنده من" "

    در ساحل اقیانوس آرام جنوبی توی چادرم نشسته م و امواج بزرگ اقیانوس رو تماشا می کنم و از نشستن زیر آفتاب دل انگیز لذت می برم .در این مدتی که گزارش نداده م در حال دوچرخه‌سواری بودم و...

  31. 387

    قسمت 384" تفاوت زیبا "

    این گزارش رو نه از زیر چادر که از روی دوچرخه و در حال رکاب زدن پر می کنم و باینکه من تو گزارش دادن متکلم وحده هستم ولی همیشه حضورتون رو تجربه می کنم . مسیرم خیلی از دریا دور نیست و بعضی جاها دوسه کیلومتر با دریا فاصله دارم .مسیرم اتوبان هست و چیز خاصی نداره و فقط پر ماشین و ترافیک هست و مثل پاتوگونیا شگفت انگیز و پر از آب و رود خونه نیست و به راحتی در همه جا در دسترسی به آب نیست و به نظرم این تفاوت قشنگه ..

  32. 386

    قسمت 383" ""قرار بود برم ایران " "

    قرار بود این گزارش رو از ایران تقدیمتون کنم ولی شرایط فراهم نشد به همین دلیل هنوز در شیلی هستم ؛ به سمت شمال حرکت می کنم و اینجاها خشک و بیابانی و به سمت کویر هست و دیگه از رودخونه و سرسبزی خبری نیست . برنامه ذهنیم این بود که برای نوروز میرم ایران و فکر می کردم مثل همیشه همه چیز جور میشه .....

  33. 385

    قسمت 382" "چند روزی سفر با ماشین "

    "چند روزی سفر با ماشین " کمی بیشتر ازدو هفته هست که یه ماشین کرایه کرده م . به کارترواوسترال جاده جنوبی رفتم و باز کمی اونجا رو دیدم هنوز از اونجا دل نکنده بودم .امروز به سمت سانتیاگو می رم و فردا ماشین رو تحویل می دم و به شکل نرمال زندگیم بر می گردم باید دنبال مدیریت شرایط ویزا باشم تا بعد از یک سال برگردم ایران .چند روزی که با ماشین بودم زندگی وسفرم خیلی متفاوت بود و محدویتم خیلی کمتر از دوچرخه بود  ...

  34. 384

    قسمت 381"بر خلاف گزارشهای قبلی پشت فرمون هستم

    بر خلاف گزارشهای قبلی پشت فرمون هستم ! و علتش رو و اینکه روزای گذشته چطور گذشت رو در این گزارش براتون تعریف می کنم .بعد از گزارش قبلی که کنار دریا بودم چند روزی در چیلوئه سپری کردم و بعد ازون باید خودم رو به شهر اونکود می رسوندم تا قطعات دوچرخه م برسه چون ادامه دادن با اون وضعیت دوچرخه دیگه تقریبا غیر ممکن شده بود ....

  35. 383

    قسمت 380""چیلوئه "

    "چیلوئه "جلوی چادر نشسته م توی هوای ابری در پارک مزرعه مانندی که محصولش رو جمع کرده و کفِش فضای نرم و آرومی بود برای چادر زدن .و شب دل انگیزی آرومی رو داشتم و الان داشتم کم کم جمع می کردم که راه بیفتم به سمت پورتومونت ،دو روز تا اونجا راه دارم .در ادامه گزارش قبلی به چیلوئه اومدم و هدف خاصی نداشتم وصرفا می خواستم

  36. 382

    قسمت 379"تماشای جذر ومد پر از برکت

    زیر چادر کنار ساحل دریا نشسته م و دارم تماشا می کنم که آب کم کم بالا میاد .بعد از گزارش قبلی که سانتیاگو بودم باید مدتی می موندم تا وسایل دوچرخه م به والدیویا برسه و از طرفی اینجا حالا فصل توریست هست و همه جا خیلی شلوغه و برای من لذت بخش نیست و میخواستم بخشی از این زمان رو به دیدار دوستات سپری کنم و استراحت کنم تا این زمان بگذره و خلوت تر بشه و بعد به طبیعت برم ....

  37. 381

    قسمت 378"رنج رو انکار نمی کنم ..."

    سانتیاگو ی شیلی هستم . بعد از اینکه از پورتوواراس که عاشقش بودم و بعد از سه ماه بودن در طبیعت زیبای پاتوگونیا وارد شهر شده بودم دچار شوک بودم و خیلی برام دشوار بود اما خوشبختانه خیلی آروم وارد این فضا شدم و بعد از چند جا در نهایت برای کارای ویزام وارد شلوغی سانتیاگو شدم ...

  38. 380

    قسمت 377محدودیتی که توانمندیم رو بیشتر کرد

    پورتو واراسا هستم شهری تو باریکه شمال شیلی ودوساعتی وقت دارم که اتاق رو تحویل بدم وتو این فاصله گزارش رو پر می کنم . یکماهی تو کارترواوسترال بودم که بهشت فوق‌العاده ای بود یکی از زیباترین جاهایی که تاحالا سفر کرده بودم و سفر پر حرکتی بود .تو سی وچهار شب گذشته هرشب توی چادر بودم .

  39. 379

    قسمت 376 طبیعت بکر

    این روزها چون همش در حرکت هستم و کار خاصی انجام نمیدم و اینترنت هم زیاد دردسترس نیست ،گزارش کمتری میدم . خیلی وقت بود دلم می خواست چنین جایی دوچرخه سواری کنم طبیعت بکر وزیبا ست ،جمعیت کم و فاصله روستاها زیاده ،الان جایی که چادر زدم کنار یه دریاچه در یه جنگل حفاظت شده انبوه هست که فقط یه مسیر باریک باز هست

  40. 378

    قسمت 375 جاده خاکی تو بهشت طبیعت

    الان نگاه کردم ودیدم که دوهفته هست که گزارش نکردم .از گزارش قبلی که تو اویخینز بودم پونصد کیلومتر جاده خاکی طی کردم و وارد جاده کارترواوسترال شدم . این چند روز با یه دوچرخه سوار هلندی که تو کشتی آشنا شدم تا یونگای همراه بودم و بعد از هم جدا شدیم و من به سمت شمال حرکت کردم 

  41. 377

    قسمت 374 از ابتدای جاده جنوبی

    در روستای اویخیز هستم و از زیر چادرم گزارش رو تقدیمتون می کنم .بعد گزارش قبلی به سمت شهر پورتو ناتالس راه افتادم ،چون بعد از چهار روز توی پارک نیاز به حمام گرم و غذای خوب وشستن لباسهام داشتم .و باید بررسی کنم که چکار کنم .چون تنها گزینه ای که بعد از رسیدن به پورتو ناتالس داشتم این بود که با کشتی خودم رو به ایستگاهی به نام کلتایونگای برسونم ولی 

  42. 376

    قسمت 373د مالک طبیعت چه کسیه ؟

    در روستای کوچکی به اسم سروکاسترو هستم . بعد از پارک ملی به این روستا رسیدم و بعد از پنج روز تونستم سوپر مارکت ببینم وخرید کنم وغذای گرم بخورم .بعد از گزارش قبلی به سمت پارک ملی رفتم ،ورودی پارک ملی خیلی زیاد بود و هنوز در کشمکش هستم که چرا باید برای دیدن طبیعت پول بدم ،مالک این کوه کیه که برای حق طبیعی دیدن طبیعت

  43. 375

    قسمت 372دانستن و ترس

    این گزارش رو هم طبق معمول از توی چادرم تقدیمتون می کنم . بعد از گزارش قبلی که چهارشنبه هفته پیش بود، به پونتو آرنا رفتم باید برگشتم چون صبح پنجشنبه یه کارگاه در یه مدرسه داشتم

  44. 374

    قسمت 371 شروع مسیرم از ته دنیا

    این گزارش رو از ته دنیا تقدیمتون می کنم . انتهای جاده های شیلی ،که بعد از اینجا دیگه هیچ جاده ای نیست . از اینجا که جنوبی ترین جای شیلی هست، حرکت به سمت شمال رو شروع می کنم که چهار پنج سال این مسیر طول می کشه که خودم رو به شمال قاره ی آمریکا برسونم 

  45. 373

    قسمت 370 خداحافظی با مردم مهربون آرژانتین

    گزارش رو از شهر پونتو آرِنا در جنوب شیلی تقدیم می کنم .چون بدنم خیلی خسته بود دو روز هست که اینجا یه اتاق گرفته م که استراحت کنم .در ادامه براتون علت این خستگی رو تعریف می کنم .بعد از پیاده روی در الچاتن به کمپینگ که وسایلم رو گذاشته بودم رسیدم ،یک شب موندم و فردای اونروز به سمت راه افتادم .هنوز دوسه روز از ویزام مونده بود و یه مکان دیدنی هم مونده بود 

  46. 372

    قسمت 369 پیاده روی لَاگو توره در ال چالتن

    گزارش رو از مسیر پیاده روی لَگوتوره در الچالتن  در پاتوگونیا تقدیمتون می کنم .اینجا دل پاتوگونیا ست جایی که تمام زیبایی‌های معروفش وجود داره .دارم از کمپ به سمت الچالتن قدم میزنم تا بعد برگردم ریه گایدو پیش دوچرخه م .بعد از گزارش قبلی می خواستم تا الچالتن هیچ هایک (سفر با ماشینهای گذری) کنم .مسیر کمتر از پونصد کیلومتر بود و لی کم تردد ....

  47. 371

    قسمت 368 دارم تو خیابون راه میرم

    بعد از آخرین شبی که در پارک ملی لوس آلرسس بودم به شهری به اسم اِسکِل رسیدم ،وقتی به اسکل رسیدم چون بیشتر از دوهفته توی چادر بودم .دلم میخواست به هتل برم و تخت و دوش آب گرم مفصل داشته باشم و قیمتها در این قسمت‌های توریستی آرژانتین خیلی بالاست . هتلی توجهم رو جلب کرد و جلوش ایستادم و وقتی قیمت رو پرسیدم خیلی مناسب بود ....

  48. 370

    قسمت 367 نوزده روز هست که هرشب توی چادر خوابیدم

    این گزارش روهم از توی چادرم تقدیمتون می کنم ، داشتم حساب میکردم دیدم هجده نوزده روز هست که هرشب توی چادر خوابیدم و اتاق وتختی نبوده و چه خوب ...بعد از اینکه از خونه ی خاویر بیرون اومدم و به سمت البورسون حرکت کردم ،مسافتی که داشتم بیشتر از یک روز بود و خودم هم به چند دلیل دوست داشتم که کمی آهسته تر برم و توقف‌های بیشتری داشته باشم ....

  49. 369

    قسمت 366 مسیر بسیار زیبا

    کنار یه دریاچه خیلی زیبا در آرژانتین نزدیک باریلوچه گزارش می کنم ،اینجا از زیبایی در وصف نمی گنجه .آماده هستم ولی برای رفتن دودل هستم .بعد از گزارش وقتی به سمت جاده رودا د سیکلاگوس راه افتادم این مسیر پر از دریاچه ست و بسیار زیباست ولی هیچ محلی برای خرید و جود نداره و اینترنت وتلفن آنتن نداره ...

  50. 368

    قسمت 365 خلاصه ای از چند روز جالب گذشته

    از کنار یه دریاچه فوق‌العاده زیبا در کنار چادر گزارش رو تقدیمتون می کنم .بعد از گزارش قبلی ،اونروز اومدم کنار جاده که منتظر ماشین باشم . تا ساعت ده ،ده و بیست دقیقه منتظر بودم و تصمیم گرفتم تا دوازده منتظر بودم و اگر موفق نشدم راه بیفتم و برم .رفتم کنار پمپ بنزین که بطری آبم رو پر کنم و برم و راه بیفتم ...

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

این پادکست، سفرنامه من، محمد تاجران، از سفر دور دنیا با دوچرخه‌ام است.گزارش های یک مسافر که سالهاست داره دورنیا با دوچرخه اش سفر میکنه و درخت میکاره و با کودکان در مورد اهمیت درختان صحبت میکنه.طبیعت‌دوستی که عاشق محیط‌زیسته خودش در حال آموختن و آموختن و آموختنه و تازه داره سفر کردن رو بعد از ۱۰۴۰۰۰ کیلومتر و ۶۰ تا کشور و کاشتن ۴۰۰۰ درخت در ۲۵۰ مدرسه مختلف دنیا یاد میگیره.وبسایت : www.weneedtrees.comتوییتر : www.twitter.com/tajeranاینستاگرام : www.instagram.com/mohammad.tajeranدستنوشته ها : https://bikaraneha.blogspot.com/پی پال : https://www.paypal.com/paypalme/mohammadtajeranقهوه ای که مهمون میشه کرد www.coffeete.ir/MohammadTajeran****************************************************.بی انتهائی جاده همیشه مرا مجذوب خود ساخته استانتهای غریبی که بر امتداد جاده استوار است چنان مرا به به خود میکشد که همچنان خواهان رفتنم .... رفتن رفتن به بی انتهائی جاده و این آغاز سفر استبازتاب نور بر نشانه های راهنما آنان را نمایان میسازد . لحظه ای نور خاموش می گردد.همه جا سیاه است . سیاه س

HOSTED BY

Mohammad Tajeran محمد تاجران

URL copied to clipboard!