PODCAST · history
نبض
by Setarehnrz
روزی روزگاری بانوانی بسانِ نبض، پنهان ولی حیاتی بودند و گفتند تا بدانیم و پای اویی که باید، بمانیم
-
5
نبضِ سوم: نقره
یک جایی ادم فکر میکنه به ته سیاهی تقدیر رسیده، اما درست جایی نور میگیری که دلت انگار دوباره متولد میشه... شاید همه از خوشبختی یه شاهزاده بشنون، اما قصهی من از جنس صبر و خدمت عاشقانهست...
-
4
نبضِ دوم: نیمه قلب من(قسمت آخر)
وقتی باد شاخه ها را می پراکند باید ریشه داشت و ماند،این قصهی ماندن ها و سکوتهای پرصداییستاز جنس صبر، وفا و بانویی که بین نور و تاریکی قدم برداشت.پايان نبضِ دوم
-
3
نبضِ دوم: نیمه قلب من(قسمت دوم)
وقتی باد شاخه ها را می پراکند باید ریشه داشت و ماند،این قصهی ماندن ها و سکوتهای پرصداییستاز جنس صبر، وفا و بانویی که بین نور و تاریکی قدم برداشت.ادامه دارد…
-
2
نبضِ دوم: نیمه قلب من
وقتی باد شاخه ها را می پراکند باید ریشه داشت و ماند،این قصهی ماندن ها و سکوتهای پرصداییست از جنس صبر، وفا و بانویی که بین نور و تاریکی قدم برداشت...ادامه دارد...
-
1
نبضِ یکم: پناه
کوتاهترین راه به قله همیشه از میانهی صبر و سوختن میگذره...من، زادهی تنگنا و درد، اما با نور امید و یادِ عزیزانم ایستادم؛این قصه، قصهی زنانگی، قهرمانی و داغهای نگفته است.
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
روزی روزگاری بانوانی بسانِ نبض، پنهان ولی حیاتی بودند و گفتند تا بدانیم و پای اویی که باید، بمانیم
HOSTED BY
Setarehnrz
CATEGORIES
Loading similar podcasts...