PODCAST · society
Iran 1400 Podcast
by Iran 1400 Project
Welcome to the Iran 1400 Project podcast, where we explore the past, present, and possible futures of Iran through informed dialogue, independent thought, and diverse voices. From historical insight to emerging narratives, we connect ideas to action to pursue a more just, inclusive, and forward-looking society. Join us as we rethink Iran’s trajectory — one conversation at a time.🔗 Learn more at iran1400.org
-
82
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۳۶|
Canal-e Vafa | EP 36 | کانال وفا | اپیزود ۳۶ | روایت ما | بهفر بهادراناین اپیزود «روایت ما» از مصاحبه کامل بهفر بهادران در «وفا و دوستان» انتخاب شده. روایت او را از زبان خودش بشنویم.بهفر بهادران، آهنگساز و نوازنده و مدرس تار، سهتار، تنبور و دف در منتطقه واشنگتن دیسی است. بهفر از استادانی چون همایون خرم، علیاکبر مرادی و حمید متبسم بهره برده و با هنرمندانی چون کیهان کلهر، پژمان حدادی و مژگان شجریان همکاری داشته است. بهفر بهادران دانشآموخته رشته هنرهای زیبا از دانشکده هنر موسسه مریلند (MICA) است و از بنیانگذاران گروه پژواک و سرواد. در اجراهای بهفر از موسیقی کلاسیک ایرانی تا عرفانی و فولکلور و اجراهای تلفیقی با لطافت و مهارت خاصی از خشک سیمی، خشک چوبی، خشک پوست، آوای دوست را به گوش مخاطبانش میرساند.
-
81
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۳۵|
Canal-e Vafa | EP 35 | کانال وفا | اپیزود ۳۵ | وفا و دوستان | بهفر بهادرانوفا و دوستان | بهفر بهادران۲۴ آپریل ۲۰۲۶در «وفا و دوستان»کنار هم مینشینیمبرای شنیدن صدای همدیگه؛روایتهایی انسانیبرای بیداری مدنیو حفظ حافظه جمعی. این قسمت از «وفا و دوستان» میزبان بهفر بهادران، آهنگساز و نوازنده و مدرس تار، سهتار، تنبور و دف در منتطقه واشنگتن دیسی است. بهفر از استادانی چون همایون خرم، علیاکبر مرادی و حمید متبسم بهره برده و با هنرمندانی چون کیهان کلهر، پژمان حدادی و مژگان شجریان همکاری داشته است. بهفر بهادران دانشآموخته رشته هنرهای زیبا از دانشکده هنر موسسه مریلند (MICA) است و از بنیانگذاران گروه پژواک و سرواد. در اجراهای بهفر از موسیقی کلاسیک ایرانی تا عرفانی و فولکلور و اجراهای تلفیقی با لطافت و مهارت خاصی از خشک سیمی، خشک چوبی، خشک پوست، آوای دوست را به گوش مخاطبانش میرساند.
-
80
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۳۴|
بیداری مدنی | اعتمادچرا بدون اعتماد، مشارکت دوام پیدا نمیکند و نهادها ناکارآمد میشن؟ چرا حتی اگر قانون باشه نهاد باشه و مشارکت هم باشه، باز هم همکاری سخته؟ و چرا اینقدر بیاعتمادی رایجه؟در مسیری که تا اینجا طی کردیم، بارها از اعتماد گفتیم در کنش جمعی، در مسئولیت، و در شکلگیری نهادها. شاید وقت آن رسیده که خودِ اعتماد را به منزله چسب همه این اجزای جامعه مدنی ببینیماعتماد یعنی اینکه با وجود عدم قطعیت، باز هم وارد رابطه و کنش با دیگران شویم. یعنی بپذیریم که نتیجه کاملاً در کنترل ما نیست، اما با این حال همکاری را انتخاب کنیم. شاید بشه گفت اعتماد فقط یک احساس نیست، بلکه یک تصمیمه. تصمیمی که در آن ریسکِ دیگری را میپذیریم.اگر به مسیر بیداری مدنی برگردیم: عاملیت به ما امکان کنش داد، مشارکت ما را در کنار هم قرار داد، مسئولیت ما را نسبت به پیامدهای کنشهامون پاسخگو کرد، و اخلاق به این کنشها جهت داد. اما بدون چسب اعتماد، هیچکدام از اینها دوام و ادامه پیدا نمیکند.کنش جمعی بدون اعتماد بهسرعت از هم میپاشد. مسئولیت بدون اعتماد بیمعنا میشود. و نهادها بدون اعتماد به ساختارهایی بیروح تبدیل میشوند.این مسئله فقط در سطح نظری یا در رابطههای فردی نیست در هر جایی که کنش جمعی شکل میگیرد هم خودش را نشان میدهد.در گروههای مدنی، در نهادهای غیرانتفاعی، در فضاهای مذهبی، و حتی در جمعهایی که با هدف بهبود شرایط یا ایجاد تغییر دور هم جمع میشوند،وقتی اعتماد کم باشد، همکاری بهراحتی دچار اصطکاک میشود. سوءتفاهمها بیشتر میشود، انگیزهها زیر سؤال میرود، و حتی هدفهای مشترک بهتدریج کمرنگ میشوند.در چنین شرایطی، افراد بهجای تمرکز بر مسئله، بیشتر درگیر یکدیگر میشوند.در زندگی روزمره نمونههای سادهای از این را میبینیم. وقتی قولی میدهیم و به آن عمل نمیکنیم، اعتماد کمی کمتر میشود. وقتی قانونی هست اما اجرا نمیشود، اعتماد آسیب میبیند. وقتی افراد فقط به منافع کوتاهمدت خود فکر میکنند، اعتماد فرسوده میشود.اعتماد همونطور که یکباره به وجود نمیاد، یکباره هم از بین نمیرود. بهتدریج محو میشود در تجربههای مکرری که در آنها افراد نمیتوانند در بحثهایی که درباره شکلگیری جامعه مطرح شده، از جمله در مفهوم قرارداد اجتماعی، معمولاً از توافق بر سر قواعد صحبت میشود. اینکه افراد میپذیرند در چارچوبی مشترک با هم زندگی کنند.اما یک نکته مهم کمتر گفته میشود: هیچ توافقی بدون اعتماد شکل نمیگیرد. اگر افراد به یکدیگر و به اجرای این قواعد اعتماد نداشته باشند، قرارداد فقط روی کاغذ و لای کتاب میماند.در این معنا، اعتماد قبل از قانون است و در عین حال نتیجه اجرای قانون هم هست. اگر اعتماد نباشد، قانون اجرا نمیشود. و اگر قانون اجرا نشود، اعتماد تقویت نمیشود.در بسیاری از تحلیلها به این نکته اشاره میشود که وقتی اعتماد کاهش پیدا میکند، همهچیز سختتر و پرهزینهتر میشود. همکاری کمتر میشود، تصمیمگیری کندتر میشود، و حتی روابط ساده پیچیدهتر میشوند.اما شاید مسئله فقط این نباشد که اعتماد کم شده است. این فقط یک برداشت شخصی هم نیست. دادههای جهانی هم از همین روند خبر میدهند.گزارشهایی مانند Edelman Trust Barometer نشان میدهند که سطح اعتماد عمومی به نهادهای اصلی در بسیاری از کشورها حوالی مرز ۵۰ درصد باقی مانده است، و بررسیهای Pew Research Center نیز از سطح پایین یا متزلزل اعتماد به دولتها در بخشهای قابل توجهی از جهان حکایت دارند. این وضعیت در برخی موارد به نهادهای مذهبی و رسانهها هم گسترش یافته است.پس مسئله فقط کاهش اعتماد نیست، بلکه این است که افراد خود را در این ساختارها مؤثر نمیبینند.==وقتی نهادها وجود دارند، اما افراد نقشی برای خود قائل نیستند، وقتی تصمیمها گرفته میشود، اما مردم در آن سهیم نیستند، نوعی شکاف شکل میگیرد: شکاف میان ساختار و تجربهٔ زیستهٔ جامعه.در چنین شرایطی، حتی اگر نهادها باقی بمانند، حتی اگر قانون برقرار باشد، اعتماد بهتدریج فرسوده میشود.و شاید بشه گفت اعتماد زمانی شکل میگیرد که افراد احساس کنند هم دیده میشوند، و هم اثر دارند.در این معنا، اعتماد هم نتیجه رفتار ماست، و هم شرط تداوم آن.اعتماد پدیدهای از بالا به پایین نیستدر تعاملات روزمره، در پایبندیهای کوچک،و در تجربههایی ساخته میشود که در آنهاافراد میتوانند روی یکدیگر حساب کنند.ما در رفتارهای روزمرهمان چقدر قابل اعتماد هستیم؟ و چقدر به گونهای عمل میکنیم که دیگران بتوانند روی ما حساب کنند؟آیا ما فقط انتظار داریم دیگران قابل اعتماد باشند، یا خودمان هم در ساختن این اعتماد نقش داریم؟در این معنا، اعتماد یک امر یکطرفه نیست، یک رابطه است.
-
79
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۳۳|
سواد رسانهای | اخلاقآیا تا حالا به این فکر کردیم که در فضای رسانهای، اصلاً «اخلاق» کِی وارد تصمیمهای ما میشود؟وقتی چیزی را میبینیم، باورش میکنیم، یا بازنشر میکنیم—در آن لحظه، بر چه اساسی تصمیم میگیریم؟اگر در بیداری مدنی از اخلاق بهعنوان قطبنمای کنش در جامعه گفتیم، اینجا میخواهیم همین مفهوم را در یک موقعیت دیگر ببینیم:لحظهای که یک محتوا به دست ما میرسد.در اپیزود قبل گفتیم که در فضای رسانهای امروز، مسئولیت و مسئولیتپذیزی آرامآرام کمرنگ و نامرئی شدهیعنی با اون محتوا یه کاری میکنیمولی مسئولیتش رو نمیپذیریم. بیشتر واکنش نشان میدهیم تا اینکه مکث کنیم و فکر کنیم.در این شرایط، اخلاق چه میشود؟ما معمولاً اخلاق را بهعنوان مجموعهای از باید و نبایدها میشناسیم.اما در فضای رسانهای، اخلاق بیشتر از اینکه یک اصل ثابت باشد، یک انتخاب در لحظه است.لحظهای که میتوانیم بازنشر کنیم، یا نکنیم،واکنش نشان بدهیم، یا مکث کنیم.در این لحظه، قانونی در کار نیست، ناظری وجود ندارد، و هیچ نهادیما رو بازخواست نمیکند.اما تصمیم گرفته میشود.و همینجا است که اخلاق معنا پیدا میکند.اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که فضای رسانهای امروز ملاک اخلاق در تصمیمگیری را ساده نمیکند.چرا؟در تکنیکهای رسانهای و ارتباطات گفته میشود که توجه به یک سرمایه اقتصادی تبدیل شده.نهادها و رسانهها برای جلب توجه ما رقابت میکنند، و از همین توجه برای درآمدزایی یا پیشبرد منافع و سیاستهای خود استفاده میکنند.و در این میان، توجه این گوهر پربها به حراج واکنش گذاشته میشود.و هر چیزی که بیشتر واکنش ایجاد کند، بیشتر دیده میشود.در این فضا، آنچه دیده میشود لزومـاً آن چیزی نیست که دقیقتر است،بلکه آن چیزی است که هیجان بیشتری ایجاد میکند.و اینجاست که اخلاق به چالش کشیده میشود.چون انتخاب مابر اساس «درست» و «غلط» نیست،بلکه برای بیشتر دیده شدنه تا تآثیر مسئولانه است.همانطور که در اپیزود قبل گفتیم، فضای رسانه یکطرفه نیست.هم ما،و هم رسانهها و پلتفرمها،در این میداندر شکل دادن به معناها نقش داریم.پلتفرمها با طراحی و الگوریتمهای خودمسیر دیدهشدن محتوا را تعیین میکننداینکه چه چیزی بیشتر دیده شود،چه چیزی تقویت شود،و چه چیزی به حاشیه برود.و در این میان،ما همبا هر واکنش و بازنشردر همین مسیر مشارکت میکنیم.ما فقط مصرفکننده نیستیم،در تقویت این معناها هم نقش داریم.و شایدمسئله اخلاقدقیقاً همینجا جدیتر میشود:اینکهقبل از هر واکنشاز خودمان بپرسیم:این چیزی که میخواهم منتشر کنم،چه اثری دارد؟آیا تنش را بیشتر میکند،یا فهم را عمیقتر؟آیا دیگری را حذف میکند،یا امکان گفتوگو را حفظ میکند؟در اپیزود «پرستش» گفتیمکه وقتی معنا تبدیل به هویت میشود،دیگر سؤال نمیکنیمفقط دفاع میکنیم.در این حالت، اخلاق هم کمرنگ میشود.چون دیگر دنبال حقیقت نیستیم،دنبال تأیید خودمان هستیم.اینجاست که یک چرخش مهم اتفاق میافتد:اخلاق از جستجوی حقیقت به دفاع از هویت تبدیل میشود.و وقتی این اتفاق میافتد، دیگر مهم نیست چه چیزی یا چه کاری درست است،مهم این میشه که با ما و اون هویتی که برای خودمون تعریف کردیم سازگار بشه.شاید به همین دلیل است که در فضای رسانهای امروز، مرز میان درست و غلط خیلی وقتها مبهم میشود.نه به این دلیل که حقیقت وجود ندارد، بلکه چون ما کمتر بهدنبال آن هستیم. به یک نکته دیگر هم اشاره کنیم خالی از لطف نیست.خیلی وقتها بعد از اینکه یک خبر پخش میشود، یا یک موج شکل میگیرد، فکر میکنیم همهچیز از اول هم مشخص بوده.میگوییم: معلوم بود به اینجا میرسد.اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم این «واضح بودن» بیشتر بعد از اتفاق شکل میگیرد.و قبل از آن، همهچیز خیلی پیچیدهتر بوده. این پدیده هم تأیید میکنهکه ما فقط ناظر این اتفاقها نیستیم.ما در شکل گرفتن آنها نقش داریم.هر واکنش، هر بازنشر، و هر قضاوت سریع،میتواند یک مسیر خاص را تقویت کند.پیشتر گفتیم که سواد رسانهای فقط یک تصمیم فردی نیست، یک مسئولیت اجتماعی هم هست. اخلاق هم اینجا معنا پیدا میکند.جایی که انتخاب من، فقط به من برنمیگردد به دیگری هم مربوط میشود.به فضایی که با هم میسازیم. و به واقعیتی که در آن زندگی میکنیمبه آیندهای که با هم تصور میکنیم. اخلاق قطبنمای تصمیمگیریهای لحظهای ما در دنیایی است که هیجان و واکنش رو طلب میکنهاخلاق به ما کمک میکنه که کجا مکث کنیم و مسئولانه و آگاهانه وظیفه خودمون رو به عنوان شهروند در چرخه عرضه و تقاضای اطلاعات ایفا کنیم. برای فردایی بهتر، خودتون بهتر میدونین دیگه
-
78
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۳۲|
بیداری مدنی | اخلاقچرا بدون اخلاق، مسئولیتپذیری ما سمت و جهت پیدا نمیکند؟در دنیایی که قدرت انتخاب ما بیش از هر زمان دیگری شده آیا واقعاً میدانیم بر چه اساسی باید انتخاب کنیم؟و اگر هیچکسی ناظر ما نباشد، هیچ قانونی در کار نباشد، و هیچ نهادی ما را بازخواست نکند، چه چیزی تصمیم ما را هدایت میکند؟همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید.در اپیزود قبل از مسئولیت گفتیم.گفتیم مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در برابر نتایج و پیامدهای کنش هامون.اما فکر کردید قبل از یک اقدام یا کنش، چگونه تصمیم میگیریم؟اگر کمی به اطراف خودمان نگاه کنیم به اخبار، به شبکههای اجتماعی، و حتی به تجربههای روزمرهمانبا یک وضعیت مشترک روبرو میشویم:نوعی سردرگمی در تشخیص اینکه چه کاری درست است.در بسیاری از موقعیتها، ما فقط نمیپرسیم چه چیزی به نفع ما استولی این سوال همیشه در ذهم ما هست که چه چیزی یا چه کاری درست است؟اخیر البته حین سفر به نسخه صوتی کتابی با عنوان Homo Deus نوشتهٔ Yuval Noah Harariگوش میکردم و این نکته یادآوری خوبی بود که انسان امروز بیش از هر زمان دیگری قدرت انتخاب دارد اما لزوماً چارچوب روشنی برای این انتخابها ندارد.یعنی ما بیش از گذشته میتوانیم تصمیم بگیریم، اما همیشه نمیدانیم بر چه اساسی باید تصمیم بگیریم.و شاید همینجا است که اخلاق دوباره اهمیت پیدا میکند.اخلاق فقط مجموعهای از باید و نبایدها نیست.اخلاق معیاری است که به ما کمک میکند در موقعیتهای پیچیده تصمیم بگیریم.موقعیتهایی که همهچیز روشن نیست، قانون پاسخ دقیقی نمیدهد، و نهادها کارآمد و یا حاضر نیستند.در این فضا این اخلاق است که به تصمیم ماجهت میده و مسیر اون رو مشخص میکند.اگر به مسیری که در اپیزودهای بیداری مدنی تا اینجا طی کردیم برگردیم:عاملیت به ما امکان کنش داد.مشارکت ما را در کنار هم قرار داد.مسئولیت ما را نسبت به پیامدها پاسخگو کرد.اما اخلاقه که به این کنش جهت میدهد.کنش جمعی بدون اخلاق میتواند به مسیرهای خطرناکی برود.میتواند به حذف دیگری تبدیل شود، به توجیه هر وسیلهای برسد، یا حتی همان بیعدالتیهایی را بازتولید کند که قرار بود تغییرشان دهد.در این معنا، اخلاق یعنی در نظر گرفتن دیگری، پایبندی به جستجوی حقیقت، و خودداری از اینکه برای رسیدن به هدف، هر وسیلهای را مجاز بدانیم.اگر مسئولیت پذیرش پیامد کنش است،اخلاق انتخاب مسیر کنش است.در زندگی روزمره هم این مسئله را میبینیم.لحظههایی هست که هیچکس ناظر ما نیست.قانونی در کار نیست، و کسی از ما حساب نمیکشد.اما همانجا ما تصمیم میگیریم:چه بگوییم، چه نکنیم، و یا از چه چیزی چشمپوشی نکنیم.اخلاق در همین لحظهها معنا پیدا میکند.در سطح جامعه هم همینطور است.وقتی اعتماد کاهش پیدا میکند، وقتی روایتها در جنگند و متضاد و وقتی نهادها کارکرد و کارآمدی خود را از دست میدهند،این اخلاق است که میتواند حداقلهایی از اعتماد و امکان همکاری و یا مشارکت را حفظ کند.در اپیزودهای پیشین و مقالههای پروژه ایران ۱۴۰۰ در مورد عدالت گفتیم که عدالت فقط به قواعد وابسته نیستبه رفتار ما در نسبت با یکدیگر هم وابسته است.و این رفتار بدون اخلاق قطبنمایی نداره و جهت پیدا نمیکند.در واقع اخلاق اون چیریه که باعث میشه فرد خودش را نه فقط در برابر قانون، بلکه در برابر دیگری مسئول ببینه. و حالا برگردیم به آن پرسش اول:در دنیایی که قدرت انتخاب ما زیاد است، اما معیارها مبهماند چه چیزی باید به ما در انتخاب کردن کمک کنه؟ آیا ما در تصمیمهای خود، برای حقیقت جایی قائل هستیم،برای دیگری حدی قائل هستیم،و برای خودمان مرزی تعیین میکنیم.ما وقتی تصمیم میگیریم، بر چه اساسی انتخاب میکنیم؟آیا آنچه انجام میدهیم فقط به نفع ماست؟یا در ساختن آیندهای که با دیگران میسازیم هم معنا دارد؟اینجاست که، اخلاقدیگه یک مفهوم انتزاعی نیستبخشی از همان زندگی روزمره ماست.در انتخابهای کوچک، در سکوتها، در واکنشها، و در تصمیمهایی که شاید هیچکس جز خودمان از آنها خبر نداشته باشد.جامعهای که در آن افراد بدون توجه به دیگری تصمیم میگیرند،حتی اگر قانون داشته باشد، حتی اگر نهاد داشته باشد، در بلندمدت دچار فرسایش میشود.اما جامعهای که در آن افراد در کنشهای خود اخلاق را جدی میگیرند،حتی در شرایط سخت، میتواند مسیر خود را پیدا کند.در اپیزودهای بعدی بیداری مدنی به این برمیگردیم که اخلاق چطور در کنار مشارکت و مسئولیت میتواند به ساختن نهادهای پایدار کمک کند.و در گام بعد به مفهوم اعتماد میپردازیمبرای فردایی بهتر، مکث کنیم،با جون و دل به هم گوش بدهیم، و با قطبنمای اخلاق،آگاهانه قدمی برداریم.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
Welcome to the Iran 1400 Project podcast, where we explore the past, present, and possible futures of Iran through informed dialogue, independent thought, and diverse voices. From historical insight to emerging narratives, we connect ideas to action to pursue a more just, inclusive, and forward-looking society. Join us as we rethink Iran’s trajectory — one conversation at a time.🔗 Learn more at iran1400.org
HOSTED BY
Iran 1400 Project
Loading similar podcasts...