32__کافه بزرگسالی__از تنهایی تا تنهایی episode artwork

EPISODE · Feb 27, 2019 · 39 MIN

32__کافه بزرگسالی__از تنهایی تا تنهایی

from کافه بزرگسالی

برای هر کسی یه جوری اتفاق می افته اما اول همش یه چیزه ... خیلی احساس تنهایی می کنی ... و همزمان با خودت فکر می کنی : وای من چه آدم فوق العاده ای هستم ... چه احساسات نابی دارم ... چه شخصیت بی همتایی دارم ... چقدر با استعدادم ... چه آینده ی درخشانی در انتظارمه، واقعا کسی پیدا میشه که لیاقت منو داشته باشه؟ ... یعنی می شه من کسی رو پیدا کنم که همه احساساتم رو به پاش بریزم و اون هم منو عاشقانه روست داشته باشه ؟ ... البته که دوست داری اون تو رو بیشتر دوست داشته باشه ، دائما دلش برات تنگ بشه و هی بهت بگه وای تو چقدر فوق العاده هستی عزیزم! ... تا حالا هیچ کس رو مثل تو ندیدم ... باهات مثل یک پادشاه یا یک پرنسس رفتار کنه و به شدت مشتاقت باشه ، کسی که حاضر بشه فقط به خاطر عشقِ به تو همه چیزش رو فدا کنه و دست به هر کاری بزنه، اگه پسر باشی دوست داری طرف یه دوست دختر بغلی مطیع مشتاق باشه که تو رو رییس و مالک خودش بدونه، و اگر دختر باشی طرفتو شوهری رمانتیک ، خوشتیپ و خوش پوش با صدایی بم و گیرا در منزل با یک شاخه گل رز تصور می کنی که همه جا به عشق تو اعتراف می کنه و تحسینت می کنه... نکته جالب قضیه اینجاست، کسایی با این مشخصات، زود با اردنگی از قلب رمانتیک ما خارج می شن و بعدش، همون تنهایی ای که باعث شد به سمت این آدمها فرار کنیم، برامون تبدیل به یه رویای دوست داشتنی می شه ... بگذریم ... الان زوده راجع بهش حرف بزنیم ... داشتنِ احساس تنهایی، یه دوره ی تکرار شونده در سنین مختلف ه، هر بار با یه بهونه و یه شکلی خودش رو نشون می ده، اولین بار بعد از نوجوونی میاد سراغمون، در این دوره شمع و در قفل شده اتاق و صدای بلند موزیک، نقش مهمی رو در گذروندن وقت، بازی می کنند. بذر احساس خود هنرمند پنداری، توی همین زمینهای خاکی کاشته می شه ... این جوونکا هستند که همه اش کمک می کنند و بی خودی از خودشون توی جمع محبت و فضای مثبت پخش می کنند، همه هنرمند، همه عارف، همه خوب ، اینا همه شون در حال آبیاری بذرشونند ... آدم ها در دوره تنهاییشونه که آماده باربری و خود خوب نشون دهی هستند وگرنه وقتی وارد روابط می شن انگار همه مسئولیت های دنیا تموم می شه. کسایی که توی یک رابطه هستند به هیچ کس توجه نمی کنند، کله شون از گوشیشون در نمیاد ، بعد از هر تلفن هم چیریق چیریق پیام متنی می دن و غیبشون می زنه و معلوم نیست کجا دارن چه غلطی می کنند؟!. گربه هایی که دستشون به گوشت رسیده، اینها نماد گذرِ خر از پل هستند. توی دوره ای که احساس تنهایی و ضعف و نیاز می کنیم، همه مون دارای روحیات لطیفیم. عاشق طبیعت و بارون و باد و مزرعه ی گندم و شبهای مهتابی. شعر می خونیم و شعر می نویسیم ، آهنگ های پر شور و حرارت گوش می دیم ، غمگین ها رو بیشتر ترجیح میدیم ، فیلمهای رومانتیک می بینیم، جملات فیکِ صد من یه غاز ، منتسب به شاعرها و نویسنده ها رو به اشتراک می گذاریم ... وای که عجب دورانی ه این دوران "خودهنرمندپنداری در تنهایی" ... هذیونهای هنری خلق می کنیم ... دری وری های سانتی مانتالی بلغور می کنیم ... برای معشوق خیالیمون شعرهایی از زیبایی و مهربانیهاش می گیم ، از دلتنگیهامون از دوری و جدایی ... از همه جالبتر موقعی ه که معشوق خیالیمون بهمون خیانت می کنه و با رقیب خیالیمون به ریش ما عاشقان دلسوخته می خنده ... بعد آدم می ره توی دفترچه خاطراتش می نویسه : "عزیزم نمی تونم فراموشت کنم، چون هنوز باهات آشنا نشدم و نمی دونم دقیقن چی رو باید فراموش کنم ، اما دوره ای که با هم داشتیم، بهترین دوران زندگیم بود" ! . این جور نوشته ها و هنرپراکنی هایی از این دست، نشونه های بیماری به شدت مسری و زیانبارِ "جفت خواهی" ه. بیماری ای که همه فکر می کنند با شربت عشق مداوا می شه اما آخرش، کار به شیافِ ازدواج می کشه. بعد از اینکه می فهمیم خیلی تنهاییم ، توی خیابون که راه می ریم تو ذهنمون آهنگ هایی رو زمزمه می کنیم ، به تیپهامون بیشتر می رسیم و وقتی میبینیم یه نفر از جنس مخالف تنهاست با خودمون فکر می کنیم که الان میاد به سمتم و با یه شیطنت یا یه جمله خیلی مودبانه سر حرف رو باز می کنه و بهم ابراز علاقه می کنه و بعدش مراحل دنیای عاشقونمون رو تو ذهنمون پله به پله مرور می کنیم و انقدر غرق فکرهامون می شیم که رد شدن طرف رو نمی بینیم ... یا مثلا وقتی یه مدتی هر روز، یک نفر رو تو ایستگاه اتوبوس یا تاکسی میبینیم، با خودمون خیال پردازی میکنیم که باهاش دوست شدیم و همه چیز چقدر رویایی ه، در صورتی که استرس داریم حتی یک کلمه باهاش حرف بزنیم ... به روابط دیگران توجه بیشتری نشون می دیم ... وقتی یه پسر دختر رو می بینیم که تو خیابون دست تو دست با هم راه میرن، احساسات مختلفی تومون بیدار میشه، حسادت، غبطه، همزاد پنداری، رویابافی، غم، عواطف عاشقانه...

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Feb 27, 2019

Embed this episode

NOW PLAYING

32__کافه بزرگسالی__از تنهایی تا تنهایی

0:00 39:59

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

BarisTalk | باریستاک Baristalk Podcast کافه بهانه‌ست تا با هم حرف بزنیمکاری از: نیلوفر لاری‌پور.باریستاک را در اینستاگرام دنبال کنید</ پادکست فارسی کافه میم | Cafe MiM MiM Moshreffi یک فنجان داستان ناب فارسی ☕پادکست کافه میم، یکی از دیرینه ترین پادکستهای فارسی با میزبانی و روایتگری محمدحسین مشرفی، از سال ۱۳۹۵ خود را به گوش مخاطبان فارسی زبان می‌رسد. این پادکست در هر قسمت داستانی مجزا و منحصر به فرد را روایت می‌گذارد. Cafe Gap | کافه گپ PersianBMS کافه گپ، گپ و گفتی خودمانی پارسا فنائیان با میهمان برنامه است؛ بدون روتوش، راحت و صریح پیرامون هر موضوعی که به ذهنتان خطور کند. از موضوعات عرفانی تا موضوعات تربیتی و … با اساتید مختلفی که صدای همگی آنها برای شما آشناست. کافه فردا رادیوفردا درهای کافه فردا پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها راس ساعت ۱۸:۱۰ به وقت ایران به روی شما باز میشه تا برای پنجاه دقیقه دور هم باشیم و در قالب گپ‌های دوستانه و ملایم و شاد، در تجربه‌های شیرین همدیگه شریک بشیم و همراه یک نوشیدنی خوشمزه به خنده‌دارهای دور و برمون، بخندیم.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کافه بزرگسالی?

This episode is 39 minutes long.

When was this کافه بزرگسالی episode published?

This episode was published on February 27, 2019.

Can I download this کافه بزرگسالی episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!