34__کافه بزرگسالی__بودن یا نبودن episode artwork

EPISODE · Mar 13, 2019 · 20 MIN

34__کافه بزرگسالی__بودن یا نبودن

from کافه بزرگسالی

شاید لازم باشه برای گفتن این داستان، اول، یه کم مقدمه چینی کنم ، هر چند وقتی آدم برای گفتن یک چیزی مقدمه چینی می کنه و هی توضیح می ده، یعنی یه بخشهایی از داستان، مورد تاییدش نیست، بهش افتخار نمی کنه، شرمساره، احساس ضعف و خسارت و گناه می کنه. البته طبیعی ه ، برای هر کسی ، تعریف داستان عاشقانه ای که محبوب ش توی داستان نقشی نداشته باشه، خیلی زجر آوره ... اینکه تعریف کنه شرمسارانه، هر جا که می تونسته و نمی تونسته، پا پس کشیده، ... به جای اینکه قدمی جلوتر برداره، ... خیلی سخت تر هم می شه وقتی بخواد اعتراف کنه، پشت یک میز تک سرنشین نشسته، روش رو کرده یه طرف دیگه و همه ی نشانه های زوال رو نادیده گرفته، اجازه داده هر چی در حال اتفاق افتادن ه ، اتفاق بیافته. ... بعضی سهل انگاری ها قابل جبران نیست، ... لحظه ای وجود داره که آدم باید جسارت کنه و کار درست رو انجام بده، اما از تشخیص اون لحظه عاجز و از زمان وا می مونه، ... واموندگی، دردیه که آدم مبتلا، حاضر می شه زمین و زمان رو به هم بدوزه، آسمون ریسمون کنه، به عالم و آدم خسارت بزنه، تا بتونه انکارش کنه ... همه ی ماها دوست داریم قهرمان داستان خودمون و دیگران باشیم، آدمهای قوی ، باهوش ، کاردون، مشکل گشا ، آدمهای عالی و بی نقص ، آدمهایی تحسین شده، آدمهایی که همه چیز رو در کنترل خودشون دارند و سرنوشت همه رو رقم می زنند ... آدم های عالی ای که من می شناختم ، دنبال انجام بهترین کار بودند و کارها رو برای بهبود شرایطی که توش زندگی می کردند ، انجام می دادند ،کاری رو انجام می دادند که به نفع همه باشه، کاری که بواسطه ش ، همه شاد و برنده می شدند، همه، از جمله خودشون ... خب قطعا این جور آدمها توی این داستان نیستند، چون اگه بودند که اصلا نیازی به مقدمه چینی نبود، خیلی با افتخار و شفاف و صریح، داستان رو می گفتم ، ... می دونستید خیلی از دکترها نسخه هاشون رو بدخط و ناتمام می نویسند چون اسم یا طرز صحیح نوشتن اسم دارو رو بلد نیستند ؟ در واقع نوشته شون رو مخدوش می کنند تا کسی متوجه نقص و خطاشون نشه، ... مثل آدمهای عادی ، ... آدمهای عادی هم می تونند با کمی دروغ و لفاظی و انتخاب مخاطب مناسب در زمان و موقعیت مناسب و مخدوش کردن بخشی از داستان، لباس آدمهای عالی رو به تن کنند، اما واقعیت اینه که بر خلاف آدمهای عالی، آدم های عادی، فقط به چیزهایی اهمیت می دن که مستقیما درباره نفع و زیان خودشون باشه ، ارزش اون کاری که انجام می دن واقعن براشون مهم نیست، اونها فقط می خوان سود ببرند و از ترسهاشون دور باشند، مثل مزدورها ... منطق مزدور ها هم همین ه ، تنها تفاوتشون با آدمهای عادی اینه که آدمهای عادی خودشون تصمیم می گیرند که با چه کاری سود شون رو تامین کنند و از زیان کردن دور بشند، اما مزدور اجیر می شه تا کاری رو انجام بده که در واقع به سود کسی دیگه ایه، ماهیت اون کار اصلا برای مزدور مهم نیست، اون به واسطه ی کاری که انجام می ده به سودی غیر مستقیم می رسه ، پول، موقعیت یا هر چیز دیگه ای، ... به نظر می رسه کارش بده ؟ به نظر می رسه چون داستان راجع به یه مزدوره هنوز هیچی ازش نگفتم ؟ ... نه ... باور کنید قضیه خیلی بدتر از این حرفهاست ... در یک قدم جلوتر می بینیم که سرسپرده هم وضعیتی شبیه به مزدور داره ، یعنی کاری رو انجام می ده که محتوای اون کار براش مهم نیست، مهم اینه که کسی رو راضی کنه ، کسی که حس خواهش و تسلیم و ناکامی شدیدی به اون داره، به نظر می رسه کار این از اون یکی چندش آورتره، چون حتی بابت کاری که انجام می ده نفع و لذتی هم نمی بره ... اما داستان، راجع به سرسپرده هم نیست چون یه موجود دیگه ای وجود داره که از هر دوتای اینها بدتره ... بلاتکلیف ... ، کسی که کاری رو انجام می ده چون سر راهش ه و یا انجام نمی ده چون سر راهش نیست ، مردده، برنامه ای نداره، علف کف جوب آب ه، بدون اینکه واقعا جایی بره، با هر موج آب، فقط تکون می خوره... و توی جامعه ی بلاتکلیفها یه غشری وجود داره که همه ی بلاتکیفها ازشون دوری و اعلام برائت می کنند ... بلاتکلیفهای وامونده ... اینها کارها رو به این دلیل انجام می دن یا نمی دن، چون فکر می کنند کار دیگه ای نمی تونند انجام بدند ، مجبورند، بی چاره ند، توی این موقعیت گیر کردند و هیچ راهی ندارند. این ها غذا رو از دهن می ندازند، زندگی رو از شور می ندازند، یارشون رو از رمق می ندازند، آدم رو از نفس می ندازند و دست آخر، خودشون رو از چشم، می ندازند. برای درک بهتر داستان اصلی ، هنوز احتیاج دارم باز هم براتون یه چیز دیگه ای تعریف کنم ، ... چند وقت پیش، خاله ام رو بخاطر سرطان از دست دادم، یه شب توی جاده بودیم و از یه مسافرت کوتاه داشتیم بر می گشتیم خونه که بهمون خبر دادند سرطان به اندام داخلی بدن خاله م حمل...

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Mar 13, 2019

Embed this episode

NOW PLAYING

34__کافه بزرگسالی__بودن یا نبودن

0:00 20:46

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

BarisTalk | باریستاک Baristalk Podcast کافه بهانه‌ست تا با هم حرف بزنیمکاری از: نیلوفر لاری‌پور.باریستاک را در اینستاگرام دنبال کنید</ پادکست فارسی کافه میم | Cafe MiM MiM Moshreffi یک فنجان داستان ناب فارسی ☕پادکست کافه میم، یکی از دیرینه ترین پادکستهای فارسی با میزبانی و روایتگری محمدحسین مشرفی، از سال ۱۳۹۵ خود را به گوش مخاطبان فارسی زبان می‌رسد. این پادکست در هر قسمت داستانی مجزا و منحصر به فرد را روایت می‌گذارد. Cafe Gap | کافه گپ PersianBMS کافه گپ، گپ و گفتی خودمانی پارسا فنائیان با میهمان برنامه است؛ بدون روتوش، راحت و صریح پیرامون هر موضوعی که به ذهنتان خطور کند. از موضوعات عرفانی تا موضوعات تربیتی و … با اساتید مختلفی که صدای همگی آنها برای شما آشناست. کافه فردا رادیوفردا درهای کافه فردا پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها راس ساعت ۱۸:۱۰ به وقت ایران به روی شما باز میشه تا برای پنجاه دقیقه دور هم باشیم و در قالب گپ‌های دوستانه و ملایم و شاد، در تجربه‌های شیرین همدیگه شریک بشیم و همراه یک نوشیدنی خوشمزه به خنده‌دارهای دور و برمون، بخندیم.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کافه بزرگسالی?

This episode is 20 minutes long.

When was this کافه بزرگسالی episode published?

This episode was published on March 13, 2019.

Can I download this کافه بزرگسالی episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!