37__کافه بزرگسالی__مَدروزگی episode artwork

EPISODE · Mar 17, 2019 · 18 MIN

37__کافه بزرگسالی__مَدروزگی

from کافه بزرگسالی

+ چای می خوری یا قهوه ؟ - چای + چای ؟ - آره + چایی خور نبودی تو ؟!!! - خخخ ، شدم ! ... اینا چیه می نویسی؟ + دارم با اجازه ادبا و حُکما، یه مفهوم جدید رو به فرهنگ لغات اضافه می کنم - چی هست این مفهوم جدیدت ؟ + مَد روزگی - چی چی روزگی ؟!!!! + مـــــــــد رووووزگییییی ... تقریبا معادل انگلیسیش می شه Event Reinterpret یعنی تفسیر مجدد یک واقعیت، به واسطه ی فهمیدن بخش تازه ای از همون واقعیت ، یعنی یه داستانی تا حالا برات یه مفهومی داشته، اما یه چیز تازه ازش می فهمی و وقتی دوباره اون داستان رو یاد آوری می کنی ، معنی و مفهومش، کلا برات عوض می شه - اوه اوه، چه پیچیده ، مگه داااااریم ؟ + چرا نداریم ؟ اتفاقا پیچیده هم نیست، خودت مگه عشقِ قهوه نبودی؟ چی شد یهو چایی خور شدی ؟ - تلاش خوبی بود برای در رفتن از جواب، من نمی دونم چه کرمی ه که یه مفهومی می خوای خلق کنی که غیر کاربردی و الکی-پیچیده ست ، وقتتو بابت یه چیز مفیدتر بذار + اگه سوالم رو درست جواب داده بودی، خودت می فهمیدی که خیلی هم کاربردی و روزمره ست ... چی شد که چایی خور شدی و قهوه از لیستت خارج شد ؟ - الکی توپ رو توی زمین من ننداز ، من فقط ترجیح دادم الان چای بخورم چون احساس خوبی نسبت به چایی دارم ، هیچ ربطی به تفسیر مجددم از قهوه نداره ... تو اگه می تونی، همینی که الان گفتی رو به صورت غیر پیچیده توضیحش بده + ممم باشه ... غذای مورد علاقه ت چیه ؟ - ماکارانی + خب بذار اول بفهمیم، مورد علاقه بودن یعنی چی ؟ ... یعنی اینکه وقتی اسم ماکارانی رو میارن پیشت یا یه ظرف ماکارانی میذارن جلوت، مغزت یه عالمه از خاطرات خوب و پر لذت، راجع به خوردن ماکارانی خوشمزه برات می سازه، توی ذهنت یه چیزی می گه آخ جووووووووون ماکارانی، یه چیز عالی، یه چیز بی نقص، یه چیز خوشمزه، تا یه حدودی هم مزه ای که از ماکارانی می شناسی رو زیر دندونت می تونی حس کنی، بعد بزاقت ترشح می شه، دهنت آب می افته، معده ت قنج می ره ، اشتیاقت برای خوردن ماکارانی بیشتر و بیشتر می شه تا جایی که دیگه نمی تونی خویشتن دار باشی و می زنی توی کار خوردنش، همه ی این لحظات هیجان انگیز، توی سرت ضبط می شه و مخلوطی از این لذت و هیجان باعث می شه تا اسم غذا بیاد، تو اول به یاد ماکارانی بیافتی، چون دلت می خواد اون لذت رو دوباره امتحان کنی. حالا فرض کن یکی از اقوامت که خیلی باهاش رودروایسی داری، دعوتت کرده خونشون، می ری سر میز می شینی و می بینی غذا ماکارانی ه ... همه ی فرکانسها به معده و بزاق دهان و آدرنالین و سیستم خاطراتت فرستاده می شه تا شرایط برای خوردن یه غذای عالی آماده شه ، به هیجان می یای و یواش یواش خویشتنداریتو از دست می دی ، دست به چنگال می بری ، از هیجان نفسات بلند تر می شه ، دهنت آب می افته ، همه ی خاطراتت بهت می گن یه لقمه بذار دهنت ، یه لقمه بذار دهنت ، عالیه عالیه عالیه و یه لقمه می گذاری دهنت .... هووووپ ... می بینی که مزه ش افتضاحه ، حتی درست نمی تونی بجوییش ، با خودت می گی لعنتی مگه می شه کسی بتونه ماکارونی رو به این بدی درست کنه ؟ چرا ؟ آخه چرا ؟ ... چرا با خاطرات منِ جوون یه همچین کاری می کنید ؟ ... تصمیم می گیری از دهنت بدیش بیرون اما می بینی همه دارن به تو و ماکارانی خوردنت نگاه می کنند، پس به جویدنت ادامه می دی و به دست خودت خاطراتت رو ویرون می کنی ، انگار ناظم دوران دبستانت رو با پیژامه دیده باشی یا هیتلر رو که نیمه لخت با سر کفی و تنِ خیس، با لنگ از خزینه جسته بیرون و به یه لهجه ی محلی ایرانی داره فحش خار و خاشاک به کسی می ده، کلا کاراکتری که از ناظمت و هیتلر توی ذهنی ساخته شده ناگهان از هم می پاشه ، به همون ترتیب هم خاطرات خوبت از ماکارانی دچار تغییر می شن، خلاصه بعد از 7 – 8 بار قورت دادن و بالا آوردن همون لقمه توی دهنت ، موفق می شی که اولین لقمه رو بدیش پایین ، اما این تازه اولین لقمه ست و از سر رودربایستی مجبوری تا آخر بشقاب، همین شکنجه رو ادامه بدی، بعد از اینکه بشقابت رو به هر بدبختی ای که شده، تموم کردی می خوای از سر سفره فرار کنی که میزبان برات یه بشقاب دیگه می کشه و میذاره جلوت و به همه می گه: "این عزیز دل ما اصلا کمتر از 3 بشقاب ماکارانی نمی تونه بخوره ، اصلا هر کجا دیدید کمتر از سه بشقاب ماکارانی بخوره یعنی اینکه صاحب خونه رو دوست نداره" ... پس می فهمی که به باد فنا رفتی و چاره ای هم نداری پس ادامه می دی ... حالا ... دفعه بعدی که یه جایی ، یه ظرف ماکارانی روبروی خودت ببینی خاطرات اون شکنجه ، بازشناسی تو رو از ماکارانی دگرگون می کنه و دیگه اون حال سابق سراغت نمیاد در اینجا شما دچار مدروزگی شدید ، یعنی به واسطه تجربه جدید یا درک بیشتر از یک پدیده یا واقعیت، مفهوم و تفسیرش برات عوض می شه ... - ی...

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Mar 17, 2019

Embed this episode

NOW PLAYING

37__کافه بزرگسالی__مَدروزگی

0:00 18:17

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

BarisTalk | باریستاک Baristalk Podcast کافه بهانه‌ست تا با هم حرف بزنیمکاری از: نیلوفر لاری‌پور.باریستاک را در اینستاگرام دنبال کنید</ پادکست فارسی کافه میم | Cafe MiM MiM Moshreffi یک فنجان داستان ناب فارسی ☕پادکست کافه میم، یکی از دیرینه ترین پادکستهای فارسی با میزبانی و روایتگری محمدحسین مشرفی، از سال ۱۳۹۵ خود را به گوش مخاطبان فارسی زبان می‌رسد. این پادکست در هر قسمت داستانی مجزا و منحصر به فرد را روایت می‌گذارد. Cafe Gap | کافه گپ PersianBMS کافه گپ، گپ و گفتی خودمانی پارسا فنائیان با میهمان برنامه است؛ بدون روتوش، راحت و صریح پیرامون هر موضوعی که به ذهنتان خطور کند. از موضوعات عرفانی تا موضوعات تربیتی و … با اساتید مختلفی که صدای همگی آنها برای شما آشناست. کافه فردا رادیوفردا درهای کافه فردا پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها راس ساعت ۱۸:۱۰ به وقت ایران به روی شما باز میشه تا برای پنجاه دقیقه دور هم باشیم و در قالب گپ‌های دوستانه و ملایم و شاد، در تجربه‌های شیرین همدیگه شریک بشیم و همراه یک نوشیدنی خوشمزه به خنده‌دارهای دور و برمون، بخندیم.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of کافه بزرگسالی?

This episode is 18 minutes long.

When was this کافه بزرگسالی episode published?

This episode was published on March 17, 2019.

Can I download this کافه بزرگسالی episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!