EPISODE · Feb 10, 2024 · 25 MIN
Azordeh Del - Eftekhari & Mousavi
from خصوصی - Khosousi
آزرده دل - اجرای خصوصی علیرضا افتخاری و محمد موسوی در ابوعطاز گلبن چید گل چینی گلی راشنید از پی صدای بلبلی راتو خوشبختی گلی چیدی و رفتیندانستی که آزردی دلی راطاووس را بدیدم می کند پر خویشگفتم مکن که پر تو با ریب بافر استبگریست زارزار و مرا گفت ای حکیمآگه نه ای که دشمن جان من این پر استدلی دیرم خریدار محبتکز او گرم است بازار محبتلباسی دوختم بر قامت دلزپود محنت و تار محبتخدایا دل ز مو بستان بزارینمیآید ز مو بیمار دارینمیدونم لب لعلش به خونمچرا تشنه است با این آبداریبروی دلبری گر مایلستممکن منعم گرفتار دلستمخدا را ساربان آهسته میرانکه مو واماندهٔ این قافلستمتو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن اول روز دانستم که این عهدکه با من میکنی محکم نباشدبه دشت افتاده مجنون زار و دلتنگچو سیل آورده چوبی در بن سنگبه شب از آتش آه شرربارنمایان بود در دامان کوهسارهیچ صبحدم نشد فلک چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکردز روی مهت جانا پرده برگشا بر آسمان مه را منفعل نمابه ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوندفراق رویت یک چند به جانم آتش افکند بکن به وصلت خرسندبیا نگارا جمال خود بنمابه رنگ و بویت خجل نما گل رارو در طرف چمن بین بنشسته چو مندلخون بس زغم یاری غنچه دهنگل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنانهر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغانز جور مه رویان شکوه گر سازیبه شش در محنت مهره اندازیهمچون سالک دست خود بازی
Embed this episode
What this episode covers
آزرده دل - اجرای خصوصی علیرضا افتخاری و محمد موسوی در ابوعطاز گلبن چید گل چینی گلی راشنید از پی صدای بلبلی راتو خوشبختی گلی چیدی و رفتیندانستی که آزردی دلی راطاووس را بدیدم می کند پر خویشگفتم مکن که پر تو با ریب بافر استبگریست زارزار و مرا گفت ای حکیمآگه نه ای که دشمن جان من این پر استدلی دیرم خریدار محبتکز او گرم است بازار محبتلباسی دوختم بر قامت دلزپود محنت و تار محبتخدایا دل ز مو بستان بزارینمیآید ز مو بیمار دارینمیدونم لب لعلش به خونمچرا تشنه است با این آبداریبروی دلبری گر مایلستممکن منعم گرفتار دلستمخدا را ساربان آهسته میرانکه مو واماندهٔ این قافلستمتو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن اول روز دانستم که این عهدکه با من میکنی محکم نباشدبه دشت افتاده مجنون زار و دلتنگچو سیل آورده چوبی در بن سنگبه شب از آتش آه شرربارنمایان بود در دامان کوهسارهیچ صبحدم نشد فلک چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکردز روی مهت جانا پرده برگشا بر آسمان مه را منفعل نمابه ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوندفراق رویت یک چند به جانم آتش افکند بکن به وصلت خرسندبیا نگارا جمال خود بنمابه رنگ و بویت خجل نما گل رارو در طرف چمن بین بنشسته چو مندلخون بس زغم یاری غنچه دهنگل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنانهر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغانز جور مه رویان شکوه گر سازیبه شش در محنت مهره اندازیهمچون سالک دست خود بازی
NOW PLAYING
Azordeh Del - Eftekhari & Mousavi
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.