EPISODE · Feb 27, 2026 · 4 MIN
بهرام بیضایی | ز گهواره تا گور زور است و زور
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: ز گهواره تا گور زور است و زور▨ شاعر: بهرام بیضایی▨ با صدای: بهرام بیضایی♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــاین شعر در رثا و بزرگداشتِ سیمین بهبهانی سروده شده است.ــــــــــــــــز گهواره تا گور زور است و زورخداوند زورا در افتی به گوربه نفرین چرا باید آغاز کردبه اشک از چه داری دو چشمِ نمورهنر نیست نفرینِ نامردمانتو در مویه، ایشان به جشن و سرورپیِ گور خود رفت چابکسواربدان دخمه بردش پیِ خویش گوربه سیمین بگو ای که نامت بلندکه همتای خویشی و از خویش دورگشودی سخن را درِ بستهایز خورشید گفتی و از موشِ کورز گورت کشیدند، گوری دگرچنان مردهدزد و چنان مردهشورکه این گوربانان ز مرگ آمدندبه مرگاند زنده، به مرگاند جورچه رنجی و نالی و سوزی به دردمرنج و مسوز و منال و مشورخدای سخن را مگر گور بوداز این بیهنر لشگرِ سلم و تورمگر قرهالعین در چاه نیستکه باز آیدش چهچه از چاهِ دورشبی مرگبار است پر تندرخشنه پیداست سوگ و نه پیداست سورسفید است چشمِ شبِ روسیاهپدر دشنه زد در {بر} جگرگاهِ پوریکی بت شکستند و خود بت شدندتن از تب بسوزانَدَم چون تنورکه گورِ جوانان برآوردهاندچه آهو به دام و چه ماهی به تورنگفتند موری که دانهکش استنگفتند آیا میازار مورگذشت آنکه مردم بخوانی رمهگذشت آنکه مردم ببینی ستورچنین است انجام آن خوابِ خوشکه شب گربه آمد به چشم آن سمورچه نالی که گیتی چنین هم نماندخرد آمد آریو بشکست زورز خونِ سیاوش برآمد نهالکه گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمورندیدند یاران و کی میرسدکه پرده براندازد از خویش هورچه شیرین سرودی شود روزِ تلخچه شوری در افتد در آوای شوربه هر گوشه آوازهای سر دهندبخوانند چامه به زخمِ چگورکه سیمین به زر نامِ خود برنوشتبهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور▨ بهرام بیضایی
What this episode covers
▨ نام شعر: ز گهواره تا گور زور است و زور▨ شاعر: بهرام بیضایی▨ با صدای: بهرام بیضایی♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــاین شعر در رثا و بزرگداشتِ سیمین بهبهانی سروده شده است.ــــــــــــــــز گهواره تا گور زور است و زورخداوند زورا در افتی به گوربه نفرین چرا باید آغاز کردبه اشک از چه داری دو چشمِ نمورهنر نیست نفرینِ نامردمانتو در مویه، ایشان به جشن و سرورپیِ گور خود رفت چابکسواربدان دخمه بردش پیِ خویش گوربه سیمین بگو ای که نامت بلندکه همتای خویشی و از خویش دورگشودی سخن را درِ بستهایز خورشید گفتی و از موشِ کورز گورت کشیدند، گوری دگرچنان مردهدزد و چنان مردهشورکه این گوربانان ز مرگ آمدندبه مرگاند زنده، به مرگاند جورچه رنجی و نالی و سوزی به دردمرنج و مسوز و منال و مشورخدای سخن را مگر گور بوداز این بیهنر لشگرِ سلم و تورمگر قرهالعین در چاه نیستکه باز آیدش چهچه از چاهِ دورشبی مرگبار است پر تندرخشنه پیداست سوگ و نه پیداست سورسفید است چشمِ شبِ روسیاهپدر دشنه زد در {بر} جگرگاهِ پوریکی بت شکستند و خود بت شدندتن از تب بسوزانَدَم چون تنورکه گورِ جوانان برآوردهاندچه آهو به دام و چه ماهی به تورنگفتند موری که دانهکش استنگفتند آیا میازار مورگذشت آنکه مردم بخوانی رمهگذشت آنکه مردم ببینی ستورچنین است انجام آن خوابِ خوشکه شب گربه آمد به چشم آن سمورچه نالی که گیتی چنین هم نماندخرد آمد آریو بشکست زورز خونِ سیاوش برآمد نهالکه گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمورندیدند یاران و کی میرسدکه پرده براندازد از خویش هورچه شیرین سرودی شود روزِ تلخچه شوری در افتد در آوای شوربه هر گوشه آوازهای سر دهندبخوانند چامه به زخمِ چگورکه سیمین به زر نامِ خود برنوشتبهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور▨ بهرام بیضایی
NOW PLAYING
بهرام بیضایی | ز گهواره تا گور زور است و زور
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 29, 2026 ·18m
Jun 29, 2026 ·7m
Jun 26, 2026 ·16m