EPISODE · Oct 6, 2024 · 5 MIN
بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم▨ شاعر: سعدی▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــای سرو بلندِ قامت دوستوه وه که شمایلت چه نیکوستدر پای لطافت تو میرادهر سرو سهی که بر لب جوستنازک بدنی که مینگنجددر زیر قبا چو غنچه در پوستمه پاره به بام اگر برآیدکه فرق کند که ماه یا اوست؟آن خرمن گل نه گل که باغ استنه باغ ارم که باغ مینوستاین {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟یا بوی دهان عنبرین بوست؟خون دل عاشقان مشتاقدر گردن دیدهٔ بلاجوستدر حلقهٔ صَولَجان زلفشبیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوستمیسوزد و همچنان هوادارمیمیرد و همچنان دعاگوستمن بندهٔ لعبتان سیمینکاخر دل آدمی نه از روستبسیار ملامتم بکردندکاندر پی او مرو که بدخوستای سختدلان سستپیوند {سستپیمان}این شرط وفا بوَد که بیدوستبنشینم و صبر پیش گیرم؟دنبالهٔ کار خویش گیرم؟ [بند ۱]بگذشت و نظر {نگه} نکرد با مندر پای کشان، ز کبر دامندو نرگسِ مستِ نیمخوابشدر پیش و به حسرت از قفا منای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاقگر با همه آن کنی که با منبسیار کسان که جان شیریندر پای تو ریزد اوّلا منگویندم ازو نظر بپرهیزپرهیز ندانم از قضا منگفتم که شکایتی بخوانماز دست تو نزد {پیش} پادشا منکاین سختدلی و سستمهریجرم از طرف تو بود یا من؟دیدم که نه شرط مهربانیستگر بانگ برآرم از جفا منگر سر برود فدای پایتدست از تو نمیکنم رها منجز وصل توام حرام باداحاجت که بخواهم از خدا منهرگز نشنیدهام {نشنیدهای} که یاریبییار صبور بود تا منبنشینم و صبر پیش گیرمدنبالهٔ کار خویش گیرم[بند ۸]ای روی تو آفتاب عالمانگشت نمای آل آدماحیای روان مردگان رابویت نفس مسیح مریمبر جان عزیزت آفرین بادبر جسم شریفت اسم اعظممحبوب منی چو دیدهٔ راستای سرو روان به ابروی خمدستان که تو داری ای پریرویبس دل ببری به کَفّ و مِعْصَمتنها نه منم اسیر عشقتخلقی مُتَعَشِّقند و من همشیرین جهان تویی به تحقیقبگذار حدیث ما تَقَدَّمخوبیت مُسَلَّمست و ما راصبر از تو نمیشود مُسَلَّمتو عهد وفای خود شکستیوز جانب ما هنوز محکممگذار که خستگان بمیرنددور از تو در {به} انتظار مرهمبیما تو به سر بری همه عمرمن بیتو گمان مبر که یکدمبنشینم و صبر پیش گیرمدنبالهٔ کار خویش گیرم[بند ۹]▨سعدیــــــــــــــــپینوشت اول: آنچه میشنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیعبند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا.پینوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمیشود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
What this episode covers
▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم▨ شاعر: سعدی▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــای سرو بلندِ قامت دوستوه وه که شمایلت چه نیکوستدر پای لطافت تو میرادهر سرو سهی که بر لب جوستنازک بدنی که مینگنجددر زیر قبا چو غنچه در پوستمه پاره به بام اگر برآیدکه فرق کند که ماه یا اوست؟آن خرمن گل نه گل که باغ استنه باغ ارم که باغ مینوستاین {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟یا بوی دهان عنبرین بوست؟خون دل عاشقان مشتاقدر گردن دیدهٔ بلاجوستدر حلقهٔ صَولَجان زلفشبیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوستمیسوزد و همچنان هوادارمیمیرد و همچنان دعاگوستمن بندهٔ لعبتان سیمینکاخر دل آدمی نه از روستبسیار ملامتم بکردندکاندر پی او مرو که بدخوستای سختدلان سستپیوند {سستپیمان}این شرط وفا بوَد که بیدوستبنشینم و صبر پیش گیرم؟دنبالهٔ کار خویش گیرم؟ [بند ۱]بگذشت و نظر {نگه} نکرد با مندر پای کشان، ز کبر دامندو نرگسِ مستِ نیمخوابشدر پیش و به حسرت از قفا منای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاقگر با همه آن کنی که با منبسیار کسان که جان شیریندر پای تو ریزد اوّلا منگویندم ازو نظر بپرهیزپرهیز ندانم از قضا منگفتم که شکایتی بخوانماز دست تو نزد {پیش} پادشا منکاین سختدلی و سستمهریجرم از طرف تو بود یا من؟دیدم که نه شرط مهربانیستگر بانگ برآرم از جفا منگر سر برود فدای پایتدست از تو نمیکنم رها منجز وصل توام حرام باداحاجت که بخواهم از خدا منهرگز نشنیدهام {نشنیدهای} که یاریبییار صبور بود تا منبنشینم و صبر پیش گیرمدنبالهٔ کار خویش گیرم[بند ۸]ای روی تو آفتاب عالمانگشت نمای آل آدماحیای روان مردگان رابویت نفس مسیح مریمبر جان عزیزت آفرین بادبر جسم شریفت اسم اعظممحبوب منی چو دیدهٔ راستای سرو روان به ابروی خمدستان که تو داری ای پریرویبس دل ببری به کَفّ و مِعْصَمتنها نه منم اسیر عشقتخلقی مُتَعَشِّقند و من همشیرین جهان تویی به تحقیقبگذار حدیث ما تَقَدَّمخوبیت مُسَلَّمست و ما راصبر از تو نمیشود مُسَلَّمتو عهد وفای خود شکستیوز جانب ما هنوز محکممگذار که خستگان بمیرنددور از تو در {به} انتظار مرهمبیما تو به سر بری همه عمرمن بیتو گمان مبر که یکدمبنشینم و صبر پیش گیرمدنبالهٔ کار خویش گیرم[بند ۹]▨سعدیــــــــــــــــپینوشت اول: آنچه میشنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیعبند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا.پینوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمیشود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
NOW PLAYING
بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 26, 2026 ·5m
Jun 25, 2026 ·6m
Jun 25, 2026 ·9m