بوستان سعدی - 004 - دیباچه - مرا طبع از این نوع خواهان نبود episode artwork

EPISODE · Oct 18, 2021 · 7 MIN

بوستان سعدی - 004 - دیباچه - مرا طبع از این نوع خواهان نبود

from بهاریه

مرا طبع از این نوع خواهان نبودسر مدحت پادشاهان نبودولی نظم کردم به نام فلانمگر باز گویند صاحبدلانکه سعدی که گوی بلاغت ربوددر ایام بوبکر بن سعد بودسزد گر به دورش بنازم چنانکه سید به دوران نوشیروانجهانبان دین پرور دادگرنیامد چو بوبکر بعد از عمرسر سرفرازان و تاج مهانبه دوران عدلش بناز، ای جهانگر از فتنه آید کسی در پناهندارد جز این کشور آرامگاهفطوبی لباب کبیت العتیقحوالیه من کل فج عمیقندیدم چنین گنج و ملک و سریرکه وقف است بر طفل و درویش و پیرنیامد برش دردناک غمیکه ننهاد بر خاطرش مرهمیطلبکار خیرست و امیدوارخدایا امیدی که دارد برآرکله گوشه بر آسمان برینهنوز از تواضع سرش بر زمینگدا گر تواضع کند خوی اوستز گردن فرازان تواضع نکوستاگر زیردستی بیفتد چه خاست؟زبردست افتاده مرد خداستنه ذکر جمیلش نهان می‌رودکه صیت کرم در جهان می‌رودچنویی خردمند فرخ نهادندارد جهان تا جهان است، یادنبینی در ایام او رنجه‌ایکه نالد ز بیداد سرپنجه‌ایکس این رسم و ترتیب و آیین ندیدفریدون با آن شکوه، این ندیداز آن پیش حق پایگاهش قوی استکه دست ضعیفان به جاهش قوی استچنان سایه گسترده بر عالمیکه زالی نیندیشد از رستمیهمه وقت مردم ز جور زمانبنالند و از گردش آسماندر ایام عدل تو، ای شهریارندارد شکایت کس از روزگاربه عهد تو می‌بینم آرام خلقپس از تو ندانم سرانجام خلقهم از بخت فرخنده فرجام تستکه تاریخ سعدی در ایام تستکه تا بر فلک ماه و خورشید هستدر این دفترت ذکر جاوید هستملوک ار نکو نامی اندوختندز پیشینگان سیرت آموختندتو در سیرت پادشاهی خویشسبق بردی از پادشاهان پیشسکندر به دیوار رویین و سنگبکرد از جهان راه یأجوج تنگتو را سد یأجوج کفر از زرستنه رویین چو دیوار اسکندرستزبان آوری کاندر این امن و دادسپاست نگوید زبانش مبادزهی بحر بخشایش و کان جودکه مستظهرند از وجودت وجودبرون بینم اوصاف شاه از حسابنگنجد در این تنگ میدان کتابگر آن جمله را سعدی انشا کندمگر دفتری دیگر املا کندفروماندم از شکر چندین کرمهمان به که دست دعا، گسترمجهانت به کام و فلک یار بادجهان آفرینت نگهدار بادبلند اخترت عالم افروختهزوال اختر دشمنت سوختهغم از گردش روزگارت مبادوز اندیشه بر دل غبارت مبادکه بر خاطر پادشاهان غمیپریشان کند خاطر عالمیدل و کشورت جمع و معمور بادز ملکت پراگندگی دور بادتنت باد پیوسته چون دین، درستبداندیش را دل چو تدبیر، سستدرونت به تایید حق شاد باددل و دین و اقلیمت آباد بادجهان آفرین بر تو رحمت کناددگر هرچه گویم فسانه‌ست و بادهمینت بس از کردگار مجیدکه توفیق خیرت بود بر مزیدنرفت از جهان سعد زنگی بدردکه چون تو خلف نامبردار کردعجب نیست این فرع ازان اصل پاککه جانش بر اوج است و جسمش به خاکخدایا بر آن تربت نامداربه فضلت که باران رحمت ببارگر از سعد زنگی مثل ماند و یادفلک یاور سعد بوبکر بادسعدی, بوستان, در نیایش خداوندسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Oct 18, 2021

Embed this episode

NOW PLAYING

بوستان سعدی - 004 - دیباچه - مرا طبع از این نوع خواهان نبود

0:00 7:07

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 7 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on October 18, 2021.

Can I download this بهاریه episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!