بوستان سعدی - 030 - باب اول - حکایت کنند از جفا گستری episode artwork

EPISODE · Oct 19, 2021 · 6 MIN

بوستان سعدی - 030 - باب اول - حکایت کنند از جفا گستری

from بهاریه

حکایت کنند از جفا گستریکه فرماندهی داشت بر کشوریدر ایام او روز مردم چو شامشب از بیم او خواب مردم حرامهمه روز نیکان از او در بلابه شب دست پاکان از او بر دعاگروهی بر شیخ آن روزگارز دست ستمگر گرستند زارکه ای پیر دانای فرخنده رایبگوی این جوان را بترس از خدایبگفتا دریغ آیدم نام دوستکه هر کس نه در خورد پیغام اوستکسی را که بینی ز حق بر کرانمنه با وی، ای خواجه، حق در میاندریغ است با سفله گفت از علومکه ضایع شود تخم در شوره بومچو در وی نگیرد عدو داندتبرنجد به جان و برنجاندتتو را عادت، ای پادشه، حق روی استدل مرد حق گوی از این جا قوی استنگین خصلتی دارد ای نیکبختکه در موم گیرد نه در سنگ سختعجب نیست گر ظالم از من به جانبرنجد که دزدست و من پاسبانتو هم پاسبانی به انصاف و دادکه حفظ خدا پاسبان تو بادتو را نیست منت ز روی قیاسخداوند را من و فضل و سپاسکه در کار خیرت به خدمت بداشتنه چون دیگرانت معطل گذاشتهمه کس به میدان کوشش درندولی گوی بخشش نه هر کس برندتو حاصل نکردی به کوشش بهشتخدا در تو خوی بهشتی سرشتدلت روشن و وقت مجموع بادقدم ثابت و پایه مرفوع بادحیاتت خوش و رفتنت بر صوابعبادت قبول و دعا مستجابسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

حکایت کنند از جفا گستریکه فرماندهی داشت بر کشوریدر ایام او روز مردم چو شامشب از بیم او خواب مردم حرامهمه روز نیکان از او در بلابه شب دست پاکان از او بر دعاگروهی بر شیخ آن روزگارز دست ستمگر گرستند زارکه ای پیر دانای فرخنده رایبگوی این جوان را بترس از خدایبگفتا دریغ آیدم نام دوستکه هر کس نه در خورد پیغام اوستکسی را که بینی ز حق بر کرانمنه با وی، ای خواجه، حق در میاندریغ است با سفله گفت از علومکه ضایع شود تخم در شوره بومچو در وی نگیرد عدو داندتبرنجد به جان و برنجاندتتو را عادت، ای پادشه، حق روی استدل مرد حق گوی از این جا قوی استنگین خصلتی دارد ای نیکبختکه در موم گیرد نه در سنگ سختعجب نیست گر ظالم از من به جانبرنجد که دزدست و من پاسبانتو هم پاسبانی به انصاف و دادکه حفظ خدا پاسبان تو بادتو را نیست منت ز روی قیاسخداوند را من و فضل و سپاسکه در کار خیرت به خدمت بداشتنه چون دیگرانت معطل گذاشتهمه کس به میدان کوشش درندولی گوی بخشش نه هر کس برندتو حاصل نکردی به کوشش بهشتخدا در تو خوی بهشتی سرشتدلت روشن و وقت مجموع بادقدم ثابت و پایه مرفوع بادحیاتت خوش و رفتنت بر صوابعبادت قبول و دعا مستجابسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

NOW PLAYING

بوستان سعدی - 030 - باب اول - حکایت کنند از جفا گستری

0:00 6:30

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 6 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on October 19, 2021.

What is this episode about?

حکایت کنند از جفا گستریکه فرماندهی داشت بر کشوریدر ایام او روز مردم چو شامشب از بیم او خواب مردم حرامهمه روز نیکان از او در بلابه شب دست پاکان از او بر دعاگروهی بر شیخ آن روزگارز دست ستمگر گرستند زارکه ای پیر دانای فرخنده رایبگوی این جوان را بترس از...

Can I download this بهاریه episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!