EPISODE · Oct 19, 2021 · 10 MIN
بوستان سعدی - 032 - باب اول - به پیکار دشمن دلیران فرست
from بهاریه
به پیکار دشمن دلیران فرستهزبران به آورد شیران فرستبه رای جهاندیدگان کار کنکه صید آزمودهست گرگ کهنمترس از جوانان شمشیر زنحذر کن ز پیران بسیار فنجوانان پیل افگن شیر گیرندانند دستان روباه پیرخردمند باشد جهاندیده مردکه بسیار گرم آزمودهست و سردجوانان شایستهٔ بخت ورز گفتار پیران نپیچند سرگرت مملکت باید آراستهمده کار معظم به نوخاستهسپه را مکن پیشرو جز کسیکه در جنگها بوده باشد بسیبه خردان مفرمای کار درشتکه سندان نشاید شکستن به مشترعیت نوازی و سر لشکرینه کاری است بازیچه و سرسرینخواهی که ضایع شود روزگاربه ناکاردیده مفرمای کارنتابد سگ صید روی از پلنگز روبه رمد شیر نادیده جنگچو پرورده باشد پسر در شکارنترسد چو پیش آیدش کارزاربه کشتی و نخچیر و آماج و گویدلاور شود مرد پرخاشجویبه گرمابه پرورده و خیش و نازبرنجد چو بیند در جنگ بازدو مردش نشانند بر پشت زینبود کش زند کودکی بر زمینیکی را که دیدی تو در جنگ پشتبکش گر عدو در مصافش نکشتمخنث به از مرد شمشیر زنکه روز وغا سر بتابد چو زنچه خوش گفت گرگین به فرزند خویشچو بربست قربان پیکار و کیشاگر چون زنان جست خواهی گریزمرو آب مردان جنگی مریزسواری که بنمود در جنگ پشتنه خود را که نام آوران را بکشتشجاعت نیاید مگر زان دو یارکه افتند در حلقهٔ کارزاردو همجنس همسفرهٔ همزبانبکوشند در قلب هیجا به جانکه ننگ آیدش رفتن از پیش تیربرادر به چنگال دشمن اسیرچو بینی که یاران نباشند یارهزیمت ز میدان غنیمت شمارسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
به پیکار دشمن دلیران فرستهزبران به آورد شیران فرستبه رای جهاندیدگان کار کنکه صید آزمودهست گرگ کهنمترس از جوانان شمشیر زنحذر کن ز پیران بسیار فنجوانان پیل افگن شیر گیرندانند دستان روباه پیرخردمند باشد جهاندیده مردکه بسیار گرم آزمودهست و سردجوانان شایستهٔ بخت ورز گفتار پیران نپیچند سرگرت مملکت باید آراستهمده کار معظم به نوخاستهسپه را مکن پیشرو جز کسیکه در جنگها بوده باشد بسیبه خردان مفرمای کار درشتکه سندان نشاید شکستن به مشترعیت نوازی و سر لشکرینه کاری است بازیچه و سرسرینخواهی که ضایع شود روزگاربه ناکاردیده مفرمای کارنتابد سگ صید روی از پلنگز روبه رمد شیر نادیده جنگچو پرورده باشد پسر در شکارنترسد چو پیش آیدش کارزاربه کشتی و نخچیر و آماج و گویدلاور شود مرد پرخاشجویبه گرمابه پرورده و خیش و نازبرنجد چو بیند در جنگ بازدو مردش نشانند بر پشت زینبود کش زند کودکی بر زمینیکی را که دیدی تو در جنگ پشتبکش گر عدو در مصافش نکشتمخنث به از مرد شمشیر زنکه روز وغا سر بتابد چو زنچه خوش گفت گرگین به فرزند خویشچو بربست قربان پیکار و کیشاگر چون زنان جست خواهی گریزمرو آب مردان جنگی مریزسواری که بنمود در جنگ پشتنه خود را که نام آوران را بکشتشجاعت نیاید مگر زان دو یارکه افتند در حلقهٔ کارزاردو همجنس همسفرهٔ همزبانبکوشند در قلب هیجا به جانکه ننگ آیدش رفتن از پیش تیربرادر به چنگال دشمن اسیرچو بینی که یاران نباشند یارهزیمت ز میدان غنیمت شمارسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
بوستان سعدی - 032 - باب اول - به پیکار دشمن دلیران فرست
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.