EPISODE · Oct 22, 2021 · 3 MIN
بوستان سعدی - 055 - باب دوم - کسی دید صحرای محشر به خواب
from بهاریه
کسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابهمی برفلک شد ز مردم خروشدماغ از تبش میبرآمد به جوشیکی شخص از این جمله در سایهایبه گردن بر از خلد پیرایهایبپرسید کای مجلس آرای مردکه بود اندر این مجلست پایمرد؟رزی داشتم بر در خانه، گفتبه سایه درش نیکمردی بخفتدر آن وقت نومیدی آن مرد راستگناهم ز دادار داور بخواستکه یارب بر این بنده بخشایشیکز او دیدهام وقتی آسایشیچه گفتم چو حل کردم این راز را؟بشارت خداوند شیراز راکه جمهور در سایهٔ همتشمقیمند و بر سفرهٔ نعمتشدرختی است مرد کرم، بارداروز او بگذری هیزم کوهسارحطب را اگر تیشه بر پی زننددرخت برومند را کی زنند؟بسی پای دار، ای درخت هنرکه هم میوه داری و هم سایهوربگفتیم در باب احسان بسیولیکن نه شرط است با هرکسیبخور مردم آزار را خون و مالکه از مرغ بد کنده به پر و بالیکی را که با خواجهٔ تست جنگبه دستش چرا میدهی چوب و سنگ؟برانداز بیخی که خار آورددرختی بپرور که بار آوردکسی را بده پایهٔ مهترانکه بر کهتران سر ندارد گرانمبخشای بر هر کجا ظالمی استکه رحمت بر او جور بر عالمی استجهانسوز را کشته بهتر چراغیکی به در آتش که خلقی به داغهر آن کس که بر دزد رحمت کندبه بازوی خود کاروان میزندجفا پیشگان را بده سر ببادستم بر ستم پیشه عدل است و دادسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
کسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابهمی برفلک شد ز مردم خروشدماغ از تبش میبرآمد به جوشیکی شخص از این جمله در سایهایبه گردن بر از خلد پیرایهایبپرسید کای مجلس آرای مردکه بود اندر این مجلست پایمرد؟رزی داشتم بر در خانه، گفتبه سایه درش نیکمردی بخفتدر آن وقت نومیدی آن مرد راستگناهم ز دادار داور بخواستکه یارب بر این بنده بخشایشیکز او دیدهام وقتی آسایشیچه گفتم چو حل کردم این راز را؟بشارت خداوند شیراز راکه جمهور در سایهٔ همتشمقیمند و بر سفرهٔ نعمتشدرختی است مرد کرم، بارداروز او بگذری هیزم کوهسارحطب را اگر تیشه بر پی زننددرخت برومند را کی زنند؟بسی پای دار، ای درخت هنرکه هم میوه داری و هم سایهوربگفتیم در باب احسان بسیولیکن نه شرط است با هرکسیبخور مردم آزار را خون و مالکه از مرغ بد کنده به پر و بالیکی را که با خواجهٔ تست جنگبه دستش چرا میدهی چوب و سنگ؟برانداز بیخی که خار آورددرختی بپرور که بار آوردکسی را بده پایهٔ مهترانکه بر کهتران سر ندارد گرانمبخشای بر هر کجا ظالمی استکه رحمت بر او جور بر عالمی استجهانسوز را کشته بهتر چراغیکی به در آتش که خلقی به داغهر آن کس که بر دزد رحمت کندبه بازوی خود کاروان میزندجفا پیشگان را بده سر ببادستم بر ستم پیشه عدل است و دادسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
بوستان سعدی - 055 - باب دوم - کسی دید صحرای محشر به خواب
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.