EPISODE · Oct 22, 2021 · 1 MIN
بوستان سعدی - 070 - باب سوم - شکر لب جوانی نی آموختی
from بهاریه
شکر لب جوانی نی آموختیکه دلها در آتش چو نی سوختیپدر بارها بانگ بر وی زدیبه تندی و آتش در آن نی زدیشبی بر ادای پسر گوش کردسماعش پریشان و مدهوش کردهمی گفت بر چهره افگنده خویکه آتش به من در زد این بار نیندانی که شوریده حالان مستچرا برفشانند در رقص دست؟گشاید دری بر دل از وارداتفشاند سر دست بر کایناتحلالش بود رقص بر یاد دوستکه هر آستینیش جانی در اوستگرفتم که مردانهای در شنابرهنه توانی زدن دست و پابکن خرقه نام و ناموس و زرقکه عاجز بود مرد با جامه غرقتعلق حجاب است و بی حاصلیچو پیوندها بگسلی واصلیسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
بوستان سعدی - 070 - باب سوم - شکر لب جوانی نی آموختی
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.