بوستان سعدی - 072 - باب سوم - شبی یاد دارم که چشمم نخفت episode artwork

EPISODE · Oct 22, 2021 · 2 MIN

بوستان سعدی - 072 - باب سوم - شبی یاد دارم که چشمم نخفت

from بهاریه

شبی یاد دارم که چشمم نخفتشنیدم که پروانه با شمع گفتکه من عاشقم گر بسوزم رواستتو را گریه و سوز باری چراست؟بگفت ای هوادار مسکین منبرفت انگبین یار شیرین منچو شیرینی از من بدر می‌رودچو فرهادم آتش به سر می‌رودهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو می‌دویدش به رخسار زردکه ای مدعی عشق کار تو نیستکه نه صبر داری نه یارای ایستتو بگریزی از پیش یک شعله خاممن استاده‌ام تا بسوزم تمامتو را آتش عشق اگر پر بسوختمرا بین که از پای تا سر بسوختهمه شب در این گفت و گو بود شمعبه دیدار او وقت اصحاب، جمعنرفته ز شب همچنان بهره‌ایکه ناگه بکشتش پری چهره‌ایهمی گفت و می‌رفت دودش به سرهمین بود پایان عشق، ای پسرره این است اگر خواهی آموختنبه کشتن فرج یابی از سوختنمکن گریه بر گور مقتول دوستقل الحمدلله که مقبول اوستاگر عاشقی سر مشوی از مرضچو سعدی فرو شوی دست از غرضفدائی ندارد ز مقصود چنگوگر بر سرش تیر بارند و سنگبه دریا مرو گفتمت زینهاروگر می‌روی تن به طوفان سپارسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Oct 22, 2021

Embed this episode

NOW PLAYING

بوستان سعدی - 072 - باب سوم - شبی یاد دارم که چشمم نخفت

0:00 2:46

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 2 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on October 22, 2021.

Can I download this بهاریه episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!