بوستان سعدی - 114 - باب پنجم - سیهکاری از نردبانی فتاد episode artwork

EPISODE · Oct 28, 2021 · 5 MIN

بوستان سعدی - 114 - باب پنجم - سیهکاری از نردبانی فتاد

from بهاریه

سیهکاری از نردبانی فتادشنیدم که هم در نفس جان بدادپسر چند روزی گرستن گرفتدگر با حریفان نشستن گرفتبه خواب اندرش دید و پرسید حالکه چون رستی از حشر و نشر و سال؟بگفت ای پسر قصه بر من مخوانبه دوزخ در افتادم از نردباننکو سیرتی بی تکلف برونبه از نیک نامی خراب اندرونبه نزدیک من شب رو راهزنبه از فاسق پارسا پیرهنیکی بر در خلق رنج آزمایچه مزدش دهد در قیامت خدای؟ز عمرو ای پسر چشم اجرت مدارچو در خانهٔ زید باشی به کارنگویم تواند رسیدن به دوستدر این ره جز آن کس که رویش در اوستره راست رو تا به منزل رسیتو در ره نه‌ای، زین قبل واپسیچو گاوی که عصار چشمش ببستدوان تا به شب، شب همان جا که هستکسی گر بتابد ز محراب رویبه کفرش گواهی دهند اهل کویتو هم پشت بر قبله‌ای در نمازگرت در خدا نیست روی نیازدرختی که بیخش بود برقراربپرور، که روزی دهد میوه‌بارگرت بیخ اخلاص در بوم نیستاز این بر کسی چون تو محروم نیستهر آن کافگند تخم بر روی سنگجوی وقت دخلش نیاید به چنگمنه آبروی ریا را محلکه این آب در زیر دارد وحلچو در خفیه بد باشم و خاکسارچه سود آب ناموس بر روی کار؟به روی و ریا خرقه سهل است دوختگرش با خدا در توانی فروختچه دانند مردم که در جامه کیست؟نویسنده داند که در نامه چیستچه وزن آورد جایی انبان بادکه میزان عدل است و دیوان داد؟مرائی که چندین ورع می‌نمودبدیدند و هیچش در انبان نبودکنند ابره پاکیزه‌تر ز آسترکه این در حجاب است و آن در نظربزرگان فراغ از نظر داشتندازان پرنیان آستر داشتندور آوازه خواهی در اقلیم فاشبرون حله کن گو درون حشو باشببازی نگفت این سخن با یزیدکه از منکر ایمن‌ترم کز مریدکسانی که سلطان و شاهنشهندسراسر گدایان این درگهندطمع در گدا، مرد معنی نبستنشاید گرفتن در افتاده دستهمان به گر آبستن گوهریکه همچون صدف سر به خود در بریچو روی پرستیدنت در خداستاگر جبرئیلت نبیند رواستتو را پند سعدی بس است ای پسراگر گوش گیری چو پند پدرگر امروز گفتار ما نشنویمبادا که فردا پشیمان شویاز این به نصیحتگری بایدتندانم پس از من چه پیش آیدت!سعدی, بوستان, باب پنجم در رضاسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سیهکاری از نردبانی فتادشنیدم که هم در نفس جان بدادپسر چند روزی گرستن گرفتدگر با حریفان نشستن گرفتبه خواب اندرش دید و پرسید حالکه چون رستی از حشر و نشر و سال؟بگفت ای پسر قصه بر من مخوانبه دوزخ در افتادم از نردباننکو سیرتی بی تکلف برونبه از نیک نامی خراب اندرونبه نزدیک من شب رو راهزنبه از فاسق پارسا پیرهنیکی بر در خلق رنج آزمایچه مزدش دهد در قیامت خدای؟ز عمرو ای پسر چشم اجرت مدارچو در خانهٔ زید باشی به کارنگویم تواند رسیدن به دوستدر این ره جز آن کس که رویش در اوستره راست رو تا به منزل رسیتو در ره نه‌ای، زین قبل واپسیچو گاوی که عصار چشمش ببستدوان تا به شب، شب همان جا که هستکسی گر بتابد ز محراب رویبه کفرش گواهی دهند اهل کویتو هم پشت بر قبله‌ای در نمازگرت در خدا نیست روی نیازدرختی که بیخش بود برقراربپرور، که روزی دهد میوه‌بارگرت بیخ اخلاص در بوم نیستاز این بر کسی چون تو محروم نیستهر آن کافگند تخم بر روی سنگجوی وقت دخلش نیاید به چنگمنه آبروی ریا را محلکه این آب در زیر دارد وحلچو در خفیه بد باشم و خاکسارچه سود آب ناموس بر روی کار؟به روی و ریا خرقه سهل است دوختگرش با خدا در توانی فروختچه دانند مردم که در جامه کیست؟نویسنده داند که در نامه چیستچه وزن آورد جایی انبان بادکه میزان عدل است و دیوان داد؟مرائی که چندین ورع می‌نمودبدیدند و هیچش در انبان نبودکنند ابره پاکیزه‌تر ز آسترکه این در حجاب است و آن در نظربزرگان فراغ از نظر داشتندازان پرنیان آستر داشتندور آوازه خواهی در اقلیم فاشبرون حله کن گو درون حشو باشببازی نگفت این سخن با یزیدکه از منکر ایمن‌ترم کز مریدکسانی که سلطان و شاهنشهندسراسر گدایان این درگهندطمع در گدا، مرد معنی نبستنشاید گرفتن در افتاده دستهمان به گر آبستن گوهریکه همچون صدف سر به خود در بریچو روی پرستیدنت در خداستاگر جبرئیلت نبیند رواستتو را پند سعدی بس است ای پسراگر گوش گیری چو پند پدرگر امروز گفتار ما نشنویمبادا که فردا پشیمان شویاز این به نصیحتگری بایدتندانم پس از من چه پیش آیدت!سعدی, بوستان, باب پنجم در رضاسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

NOW PLAYING

بوستان سعدی - 114 - باب پنجم - سیهکاری از نردبانی فتاد

0:00 5:40

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 5 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on October 28, 2021.

What is this episode about?

سیهکاری از نردبانی فتادشنیدم که هم در نفس جان بدادپسر چند روزی گرستن گرفتدگر با حریفان نشستن گرفتبه خواب اندرش دید و پرسید حالکه چون رستی از حشر و نشر و سال؟بگفت ای پسر قصه بر من مخوانبه دوزخ در افتادم از نردباننکو سیرتی بی تکلف برونبه از نیک نامی...

Can I download this بهاریه episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!