EPISODE · Oct 12, 2024 · 5 MIN
دکتر مهدی حمیدی شیرازی | طبع خاموش
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: طبع خاموش▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــکِلکِ شیرینزبانِ من، صد حیفسالها میرود که گویا نیستطبع گوهرفزای من افسوسدیگر آن بحرِ گوهر افزا نیستنغمهسازنده مرغِ جانِ مرانغز، آن نعمههای شیوا نیسترفته در خواب بیکران خاموشآن که چون او بلندآوا نیستای گرانمایه طبعِ خستهی منکهت گهرها به هیچ دریا نیستخوب کردی که خاموشی، گر چندبیتوام زندگی مهنّا نیسترفتی از دستِ من؛ که دانستیکه تو را جایِ ماندن اینجا نیستهیچکس قدرِ تو چو من نشِناختگفتی این یک تن آنقَدَرها نیستعمرِ من گرچه در هوای تو شدپایبندِ تو، عمرِ تنها نیستتو به نازیدن احتیاجت بودکه به جز ناز، کارِ رعنا نیستناز کردیّو ناز تو نخریدچشم کورِ زمان که بینا نیستمن که دانستم احتیاج تو رامکر گفتم تو را و حاشا نیستخلق، فرق تو را ز من نشناختگفت: مدّاحِ خویش دانا نیستمردمانِ زمانه کوردلاندمردگانند، چشمشان وا نیست!ور نه روزی یکی همی پرسیدکه: فلان هست در جهان یا نیست؟کارِ دنیایِ او بیاراییمگرچه او پایبندِ دنیا نیستاین نگفتند و این نمیگویندکه کسی جز به فکرِ یغما نیستکارها را به کاردان ندهندکاردان نیست، کارفرما نیست!دورم از خلق و گوشهای تنهاوینچنین گوشهگیر عنقا نیستدردری آید به دیدنم هر شامکه امیدی مرا به فردا نیستچون پدیدار نیست بودنِ منچه غم از آن که طبعِ غرّا نیست!؟▨دکتر مهدی حمیدی شیرازیاز کتاب کالبدهای پولادین شعر - صفحه ۱۲۷دهم آذرماه ۱۳۲۸ - تهران
What this episode covers
▨ نام شعر: طبع خاموش▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــکِلکِ شیرینزبانِ من، صد حیفسالها میرود که گویا نیستطبع گوهرفزای من افسوسدیگر آن بحرِ گوهر افزا نیستنغمهسازنده مرغِ جانِ مرانغز، آن نعمههای شیوا نیسترفته در خواب بیکران خاموشآن که چون او بلندآوا نیستای گرانمایه طبعِ خستهی منکهت گهرها به هیچ دریا نیستخوب کردی که خاموشی، گر چندبیتوام زندگی مهنّا نیسترفتی از دستِ من؛ که دانستیکه تو را جایِ ماندن اینجا نیستهیچکس قدرِ تو چو من نشِناختگفتی این یک تن آنقَدَرها نیستعمرِ من گرچه در هوای تو شدپایبندِ تو، عمرِ تنها نیستتو به نازیدن احتیاجت بودکه به جز ناز، کارِ رعنا نیستناز کردیّو ناز تو نخریدچشم کورِ زمان که بینا نیستمن که دانستم احتیاج تو رامکر گفتم تو را و حاشا نیستخلق، فرق تو را ز من نشناختگفت: مدّاحِ خویش دانا نیستمردمانِ زمانه کوردلاندمردگانند، چشمشان وا نیست!ور نه روزی یکی همی پرسیدکه: فلان هست در جهان یا نیست؟کارِ دنیایِ او بیاراییمگرچه او پایبندِ دنیا نیستاین نگفتند و این نمیگویندکه کسی جز به فکرِ یغما نیستکارها را به کاردان ندهندکاردان نیست، کارفرما نیست!دورم از خلق و گوشهای تنهاوینچنین گوشهگیر عنقا نیستدردری آید به دیدنم هر شامکه امیدی مرا به فردا نیستچون پدیدار نیست بودنِ منچه غم از آن که طبعِ غرّا نیست!؟▨دکتر مهدی حمیدی شیرازیاز کتاب کالبدهای پولادین شعر - صفحه ۱۲۷دهم آذرماه ۱۳۲۸ - تهران
NOW PLAYING
دکتر مهدی حمیدی شیرازی | طبع خاموش
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 19, 2026 ·5m
Jun 19, 2026 ·4m