EPISODE · Oct 7, 2021 · 2 MIN
دیوان حافظ 484- تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
from بهاریه
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینیور نه هر فتنه که بینی همه از خود بینیبه خدایی که تویی بنده بگزیده اوکه بر این چاکر دیرینه کسی نگزینیگر امانت به سلامت ببرم باکی نیستبی دلی سهل بود گر نبود بیدینیادب و شرم تو را خسرو مه رویان کردآفرین بر تو که شایسته صد چندینیعجب از لطف تو ای گل که نشستی با خارظاهرا مصلحت وقت در آن میبینیصبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنمعاشقان را نبود چاره بجز مسکینیباد صبحی به هوایت ز گلستان برخاستکه تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرینیشیشه بازی سرشکم نگری از چپ و راستگر بر این منظر بینش نفسی بنشینیسخنی بیغرض از بنده مخلص بشنوای که منظور بزرگان حقیقت بینینازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهادبهتر آن است که با مردم بد ننشینیسیل این اشک روان صبر و دل حافظ بردبلغ الطاقه یا مقله عینی بینیتو بدین نازکی و سرکشی ای شمع چگللایق بندگی خواجه جلال الدینیحافظ, غزلیاتحافظ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
دیوان حافظ 484- تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.