EPISODE · Aug 25, 2020 · 4 MIN
E14 - Delbar
from Radium · host Radium.ir
چند وقت پیشا دلبر کلید کرده بود بریم جاده چالوس! تو نمیری یُوخده گره ابروهامونو بیشتر کردیم یکمم صدامونو کلفت تر که بابا بیخیال چالوس اما دیگه دلبره! کاریش نمیشه کرد! مام بعدِ کلی کش و قوس و من بمیرم تو بمیری دستمال ابریشمیمونو چارتا زدیم، یُوخده روغن مالوندیم به شاخ سیبیل، دستیم به سروگوش پیکان چی؟ پیکان جوانانمون کشیدیم! تو نمیری شده بود عینهو عروسک! بعدشم که یه بسم الله نوشتیم رو شیشه ی جلو و زدیم به دل جاده... اَی قشنگ بود...اَی قشنگ بود تو نمیری! جاده چی؟چالوس باشه، دلبرم باشه، شاخ سیبیلاتم بلند باشه دیگه چی میخوای مشتی از این خراب شده ی دنیا؟ یکی دو ساعتی که گذشت از سفر، زدم بغل یه دو پک تنباکو پرتقالی دود کردیم با عیال! تو نمیری قلیون کنار جاده صفای دیگه ای داره بامرام! بعدِ اونم یه سوسن گذاشتیم، ژاپنی به دست رفتیم وسط چالوس! وسط مسطای ظهر بود حضرت عباسی نمیدونم چی چی شد این عروسک ما، ماشینو میگم! با ما قهر کرد! تو نمیری آب روغنشم میزون بودا! اما نمیدونم یهو چیشد جوش آورد و داستانی شد واس خودش! خیلی سرتو درد نیارم بامرام! با هر نذر و نیازی بود کشوندیمش تا یه مکانیکی... اوناش یه کنار! اما خوب گوشاتو وا کن بیبین چی میخوام بگم لوتی! وقتی که عروسک خراب شد و زدیم بغل، یه نگاه انداختم به دلبر، آی حاج علی اقا قربونش بره، لپاش گل انداخته بود پیشونیش عرق کرده بود و نگرون نیگام میکرد... تو نمیری دلم قنج رفت! اصن عروسک خراب شد فدا یه تار موش! میخوام بگم بیس بیس و پنج سال میگذره از اون داستان اما هنوز دلم هوای اون نگاه نگرونای دلبرو میکنه... آخ تو نمیدونی وقتی یکی با تمام وجودش مشتی بخوادت یعنی چی... اصن آخرته لوتی گریه... حالام باس ببخشین ما اذیتت کردیم زیادی پرچونگی کردیم... اما مشتی قدر لرزیدن دلتو بدون که یکی بدونی واسه کی بلرزونیش یکیم قدر اون دلبرو بدونی... خلاصه خیلی میخوامت بامرام مراقبت کن چاکریم... یاعلی!
Embed this episode
Ready to play
E14 - Delbar
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.