فردوسی - شاهنامه - 06 - داستان زال episode artwork

EPISODE · Mar 12, 2022 · 5H 41M

فردوسی - شاهنامه - 06 - داستان زال

from بهاریه

سام نریمان صاحب پسری می‌شود که موی و روی سپید است. پدر «زال» را به کوه می‌برد و سیمرغ او را می‌پرورد. سیمرغ سال‌ها بعد او را بازمی‌گرداند و زال عاشق رودابه، دختر مهراب کابلی، می‌شود. شاه ایران، منوچهر، ابتدا با این وصل مخالف است....- گفتار اندر زادن زال- خواب دیدن سام از حال پسر- آگاه شدن منوچهر از کار سام و زال زر- بازگشتن زال به زابلستان- پادشاهی دادن سام، زال را- آمدن زال به نزد مهراب کابلی- رای زدن رودابه با کنیزکان- رفتن کنیزکان رودابه به دیدن زال زر- بازگشتن کنیزکان به نزد رودابه- رفتن زال به نزد رودابه- رای زدن زال با موبدان در کار رودابه- نامه نوشتن زال نزدیک سام و احوال نمودن- رای زدن سام با موبدان بر کار زال- آگاهی یافتن سین‌دخت از کار رودابه- آگاه شدن مهراب از کار دخترش- آگاه شدن منوچهر از کار زال و رودابه- آمدن سام به نزد منوچهر- رفتن سام به جنگ مهراب- رفتن زال به رسولی به نزد منوچهر- خشم گرفتن مهراب بر سین‌دخت- دل‌خوشی دادن سام سین‌دخت را- آمدن زال با نامه‌‌ی سام نزد منوچهر- پژوهش کردن موبدان از زال- پاسخ دادن زال موبدان را- هنر نمودن زال در پیش منوچهر- پاسخ نامه سام از منوچهر- رسیدن زال به نزدیک ساماز تخمه‌ی سام، پهلوان ایرانی، فرزند پسری زاده می‌شود با این اوصاف:به چهره چنان بود تابنده شید ولیکن همه موی بودش سپیدسام نریمان چون مطلع شد که صاحب پسری با موهای سفید شده است، به گمان اینکه این بچه اهریمنی است، از طعن بداندیشان هراسید و کودک را به پای البرزکوه برد؛ او را آنجا نهاد و خود بازگشت. سیمرغ که در آن کوه خانه داشت، کودک را برگرفت و به پرورش او همت گماشت.از پسِ سالیان، شبی سام در رویا دید که پهلوانی با سپاهی گران نزد او آمد و او را سرزنش کرد و زنده بودن پسرش را مژده داد. سام از کرده پشیمان شد و روی سوی کوه کرد. سرانجام سام پسر را بازیافت که در سایه‌ی پرورش سیمرغ به گُردی آموخته بدل شده بود. سیمرغ او را پری از پرهای خود داد تا به گاهِ نیاز، آن را بر آتش افکند.منوچهرشاه چون خبر شنید نوذر را سوی سام فرستاد تا به نزد خود بخواندش. سام به دیدار شاه شتافت. ستاره‌شناسان به فرمان شاه اختر زال را دیدند و چون بلند بود، منوچهر شادمان شد و در بازگشت فرمانی نوشت و زابلستان و سیستان و کابلستان تا هند را به سام و فرزندش سپرد.زال رفته‌رفته با فنون کشورداری و پهلوانی آشنا شد و قصد سفر هند کرد. در این میانه با مهراب، شاه کابلستان، ملاقاتی داشت و چون فصلی در حسن رودابه، دختر مهراب‌شاه، شنید، نادیده دل به دختر باخت.از آن‌سوی رودابه نیز چون وصف زال بشنید، نادیده عاشق زال زر شد. روزی رازش را با تنی چند از ندیمان و کنیزکان خویش درمیان گذاشت و آنان را به جستن اخبار زال نزد او فرستاد. کنیزان از سرّ درون زال آگاه شدند و شادمان به نزد رودابه بازگشتند و این سرآغاز داستانی عاشقانه و پرماجرا در شاهنامه است؛ چراکه مهراب، از نژاد ضحاک و دشمن ایرانیان بود.شبی زال مخفیانه به دیدار رودابه رفت. آتش عشقشان فروزان‌تر شد و با یکدیگر پیمان بستند. زال که بیم داشت سام و منوچهرشاه با این وصلت مخالف کنند، نخست موبدان را بخواند و با ایشان رای زد. او را گفتند نامه‌ای بنویس و دل سام نرم کن. زال چنین کرد. سام چون نامه بخواند اندوهناک شد. پس ستاره‌شناسان و موبدان را به یاری طلبید. ایشان طالع زال بدیدند و سام را به میوه‌ی پرثمر این وصلت که پهلوان جهان بود، نوید دادند و چاره در آن دیدند که سام نریمان نزد منوچهر رود و اجازه این وصلت بگیرد.از آن‌سوی سین‌دخت، مادر رودابه، از سرّ درون دختر آگاه شد و مهراب را خبر کرد. پدر دلش از دختر به درد آمد و خشمگین او را بخواند و نکوهید که وصلت با دشمن ما را نشاید. اما منوچهرشاه که پیشاپیش خبر عشق زال و دختر مهراب شاه را شنیده بود، در اندیشه شد که سرانجام از این عشق چه خواهد شد و آیا باشد که فرزندی بیاید و خون و خوی ضحاکی‌اش غالب شود و ایران را ویران کند؟ پس چون سام به نزد او رفت، پیش‌دستی کرد و او را به جنگ مهراب‌شاه فرمان داد.خبر لشگرکشی سام به کابل، به گوش مهراب و زال رسید. زال به پیشواز پدر رفت و عاجزانه از او برای خاندان دختر محبوبش امان خواست. سام در اندیشه شد، نامه‌‌ای به منوچهرشاه نوشت و ضمن یادآوری خدمات خود، قصه دل‌دادگی زال به رودابه آشکار کرد و اجازه وصلت خواست. سپس زال را با نامه نزد شاه فرستاد.در کابل، سین‌دخت از مهراب رخصت خواست تا نزد سام رود و از او بخواهد خون بی‌‌گناهان را نریزد. سپس با هدایایی گران‌بها به حضور سام رفت. سام هدایا را پذیرفت و او را مژده داد که زال را برای چاره‌جویی نزد منوچهر فرستاده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سام نریمان صاحب پسری می‌شود که موی و روی سپید است. پدر «زال» را به کوه می‌برد و سیمرغ او را می‌پرورد. سیمرغ سال‌ها بعد او را بازمی‌گرداند و زال عاشق رودابه، دختر مهراب کابلی، می‌شود. شاه ایران، منوچهر، ابتدا با این وصل مخالف است....- گفتار اندر زادن زال- خواب دیدن سام از حال پسر- آگاه شدن منوچهر از کار سام و زال زر- بازگشتن زال به زابلستان- پادشاهی دادن سام، زال را- آمدن زال به نزد مهراب کابلی- رای زدن رودابه با کنیزکان- رفتن کنیزکان رودابه به دیدن زال زر- بازگشتن کنیزکان به نزد رودابه- رفتن زال به نزد رودابه- رای زدن زال با موبدان در کار رودابه- نامه نوشتن زال نزدیک سام و احوال نمودن- رای زدن سام با موبدان بر کار زال- آگاهی یافتن سین‌دخت از کار رودابه- آگاه شدن مهراب از کار دخترش- آگاه شدن منوچهر از کار زال و رودابه- آمدن سام به نزد منوچهر- رفتن سام به جنگ مهراب- رفتن زال به رسولی به نزد منوچهر- خشم گرفتن مهراب بر سین‌دخت- دل‌خوشی دادن سام سین‌دخت را- آمدن زال با نامه‌‌ی سام نزد منوچهر- پژوهش کردن موبدان از زال- پاسخ دادن زال موبدان را- هنر نمودن زال در پیش منوچهر- پاسخ نامه سام از منوچهر- رسیدن زال به نزدیک ساماز تخمه‌ی سام، پهلوان ایرانی، فرزند پسری زاده می‌شود با این اوصاف:به چهره چنان بود تابنده شید ولیکن همه موی بودش سپیدسام نریمان چون مطلع شد که صاحب پسری با موهای سفید شده است، به گمان اینکه این بچه اهریمنی است، از طعن بداندیشان هراسید و کودک را به پای البرزکوه برد؛ او را آنجا نهاد و خود بازگشت. سیمرغ که در آن کوه خانه داشت، کودک را برگرفت و به پرورش او همت گماشت.از پسِ سالیان، شبی سام در رویا دید که پهلوانی با سپاهی گران نزد او آمد و او را سرزنش کرد و زنده بودن پسرش را مژده داد. سام از کرده پشیمان شد و روی سوی کوه کرد. سرانجام سام پسر را بازیافت که در سایه‌ی پرورش سیمرغ به گُردی آموخته بدل شده بود. سیمرغ او را پری از پرهای خود داد تا به گاهِ نیاز، آن را بر آتش افکند.منوچهرشاه چون خبر شنید نوذر را سوی سام فرستاد تا به نزد خود بخواندش. سام به دیدار شاه شتافت. ستاره‌شناسان به فرمان شاه اختر زال را دیدند و چون بلند بود، منوچهر شادمان شد و در بازگشت فرمانی نوشت و زابلستان و سیستان و کابلستان تا هند را به سام و فرزندش سپرد.زال رفته‌رفته با فنون کشورداری و پهلوانی آشنا شد و قصد سفر هند کرد. در این میانه با مهراب، شاه کابلستان، ملاقاتی داشت و چون فصلی در حسن رودابه، دختر مهراب‌شاه، شنید، نادیده دل به دختر باخت.از آن‌سوی رودابه نیز چون وصف زال بشنید، نادیده عاشق زال زر شد. روزی رازش را با تنی چند از ندیمان و کنیزکان خویش درمیان گذاشت و آنان را به جستن اخبار زال نزد او فرستاد. کنیزان از سرّ درون زال آگاه شدند و شادمان به نزد رودابه بازگشتند و این سرآغاز داستانی عاشقانه و پرماجرا در شاهنامه است؛ چراکه مهراب، از نژاد ضحاک و دشمن ایرانیان بود.شبی زال مخفیانه به دیدار رودابه رفت. آتش عشقشان فروزان‌تر شد و با یکدیگر پیمان بستند. زال که بیم داشت سام و منوچهرشاه با این وصلت مخالف کنند، نخست موبدان را بخواند و با ایشان رای زد. او را گفتند نامه‌ای بنویس و دل سام نرم کن. زال چنین کرد. سام چون نامه بخواند اندوهناک شد. پس ستاره‌شناسان و موبدان را به یاری طلبید. ایشان طالع زال بدیدند و سام را به میوه‌ی پرثمر این وصلت که پهلوان جهان بود، نوید دادند و چاره در آن دیدند که سام نریمان نزد منوچهر رود و اجازه این وصلت بگیرد.از آن‌سوی سین‌دخت، مادر رودابه، از سرّ درون دختر آگاه شد و مهراب را خبر کرد. پدر دلش از دختر به درد آمد و خشمگین او را بخواند و نکوهید که وصلت با دشمن ما را نشاید. اما منوچهرشاه که پیشاپیش خبر عشق زال و دختر مهراب شاه را شنیده بود، در اندیشه شد که سرانجام از این عشق چه خواهد شد و آیا باشد که فرزندی بیاید و خون و خوی ضحاکی‌اش غالب شود و ایران را ویران کند؟ پس چون سام به نزد او رفت، پیش‌دستی کرد و او را به جنگ مهراب‌شاه فرمان داد.خبر لشگرکشی سام به کابل، به گوش مهراب و زال رسید. زال به پیشواز پدر رفت و عاجزانه از او برای خاندان دختر محبوبش امان خواست. سام در اندیشه شد، نامه‌‌ای به منوچهرشاه نوشت و ضمن یادآوری خدمات خود، قصه دل‌دادگی زال به رودابه آشکار کرد و اجازه وصلت خواست. سپس زال را با نامه نزد شاه فرستاد.در کابل، سین‌دخت از مهراب رخصت خواست تا نزد سام رود و از او بخواهد خون بی‌‌گناهان را نریزد. سپس با هدایایی گران‌بها به حضور سام رفت. سام هدایا را پذیرفت و او را مژده داد که زال را برای چاره‌جویی نزد منوچهر فرستاده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

NOW PLAYING

فردوسی - شاهنامه - 06 - داستان زال

0:00 5:41:08

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

No similar podcasts found.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of بهاریه?

This episode is 5 hours and 41 minutes long.

When was this بهاریه episode published?

This episode was published on March 12, 2022.

What is this episode about?

سام نریمان صاحب پسری می‌شود که موی و روی سپید است. پدر «زال» را به کوه می‌برد و سیمرغ او را می‌پرورد. سیمرغ سال‌ها بعد او را بازمی‌گرداند و زال عاشق رودابه، دختر مهراب کابلی، می‌شود. شاه ایران، منوچهر، ابتدا با این وصل مخالف است....- گفتار اندر زادن...

Can I download this بهاریه episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!