EPISODE · Nov 10, 2023 · 5 MIN
فریدون مشیری | کوچه
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: کوچه▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: فریدون مشیری♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــبی تو مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودمدر نهانخانهی جانم، گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچید▨یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیمتو؛ همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتمن؛ همه محو تماشای نگاهتآسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشهی ماه فرو ریخته در آبشاخهها دست برآورده به مهتابشب و صحرا و گل و سنگهمه دلداده به آواز ِشباهنگ یادم آید، تو به من گفتی:از این عشق حذر کنلحظهای چند بر این آب نظر کنآب آیینهی عشق ِ گذران استتو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،باش فردا، که دلت با دگران استتا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن▨با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانمسفر از پیش تو؟ هرگز نتوانمنتوانمروز اول، که دل من به تمنای تو پر زدچون کبوتر، لب بام تو نشستمتو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستمباز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتمتا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتمحذر از عشق ندانم، نتوانم▨اشکی از شاخه فرو ریختمرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریختاشک در چشم تو لرزیدماه بر عشق تو خندیدیادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدمپای در دامن اندوه کشیدمنگسستم، نرمیدم▨رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر همنه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر همنه کنی دیگر از آن کوچه گذر همبی تو اما، به چه حالی، من از آن کوچه گذشتم
What this episode covers
▨ نام شعر: کوچه▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: فریدون مشیری♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــبی تو مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودمدر نهانخانهی جانم، گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچید▨یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشستیمتو؛ همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتمن؛ همه محو تماشای نگاهتآسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشهی ماه فرو ریخته در آبشاخهها دست برآورده به مهتابشب و صحرا و گل و سنگهمه دلداده به آواز ِشباهنگ یادم آید، تو به من گفتی:از این عشق حذر کنلحظهای چند بر این آب نظر کنآب آیینهی عشق ِ گذران استتو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،باش فردا، که دلت با دگران استتا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن▨با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانمسفر از پیش تو؟ هرگز نتوانمنتوانمروز اول، که دل من به تمنای تو پر زدچون کبوتر، لب بام تو نشستمتو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستمباز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتمتا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتمحذر از عشق ندانم، نتوانم▨اشکی از شاخه فرو ریختمرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریختاشک در چشم تو لرزیدماه بر عشق تو خندیدیادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدمپای در دامن اندوه کشیدمنگسستم، نرمیدم▨رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر همنه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر همنه کنی دیگر از آن کوچه گذر همبی تو اما، به چه حالی، من از آن کوچه گذشتم
NOW PLAYING
فریدون مشیری | کوچه
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m