EPISODE · May 11, 2024 · 6 MIN
فریدون مشیری | ریشه در خاک
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: ریشه در خاک▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: شاعر و حسین علیزاده♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کردو اشک من تو را بدرود خواهد گفتنگاهت تلخ و افسردهستدلت را خار خار ِ ناامیدی سخت آزردهستغم این نابهسامانی همه توش و توانت را ز تن بُردهستتو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادیتو با دست تهی با آن همه طوفانِ بنیانکن دَر افتادیتو را کوچیدن از این خاک، دل برکندن از جان استتو را با برگبرگِ این چمن پیوندِ پنهان استتو را این ابر ِ ظلمتگستر ِ بیرحم ِ بیباران تو را این خشکسالیهای پی در پیتو را از نیمه ره برگشتن ِ یارانتو را تزویر غمخوارانز پا افکندتو را هنگامۀ شوم شغالانبانگ بیتعطیل زاغاندر ستوه آوردتو با پیشانی پاک نجیبِ خویشکه از آن سویِ گندمزارطلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج ِ خورشید است؛تو با آن گونههای سوخته از آفتابِ دشتتو با آن چهرهی افروخته از آتش ِ غیرت-که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است-تو با چشمانِ غمباریـ که روزی چشمهی ِ جوشان ِشادی بوداینک حسرت و افسوس، بر آنسایه افکندهست ـ خواهی رفتو اشکِ من تو را بدرورد خواهد گفتمن اینجا ریشه در خاکممن اینجا عاشق این خاکِ از آلودگی پاکممن اینجا تا نفس باقیست میمانممن از اینجا چه میخواهم، نمیدانمامید روشنایی گرچه در این تیره گیها نیستمن اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه، میرانممن اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دستِ تهیگُل بر میافشانممن اینجا روزی آخر از ستیغ ِ کوه، چون خورشیدسرود ِ فتح میخوانمو میدانمتو روزی باز خواهی گشت
What this episode covers
▨ نام شعر: ریشه در خاک▨ شاعر: فریدون مشیری▨ با صدای: شاعر و حسین علیزاده♬ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــتو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کردو اشک من تو را بدرود خواهد گفتنگاهت تلخ و افسردهستدلت را خار خار ِ ناامیدی سخت آزردهستغم این نابهسامانی همه توش و توانت را ز تن بُردهستتو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادیتو با دست تهی با آن همه طوفانِ بنیانکن دَر افتادیتو را کوچیدن از این خاک، دل برکندن از جان استتو را با برگبرگِ این چمن پیوندِ پنهان استتو را این ابر ِ ظلمتگستر ِ بیرحم ِ بیباران تو را این خشکسالیهای پی در پیتو را از نیمه ره برگشتن ِ یارانتو را تزویر غمخوارانز پا افکندتو را هنگامۀ شوم شغالانبانگ بیتعطیل زاغاندر ستوه آوردتو با پیشانی پاک نجیبِ خویشکه از آن سویِ گندمزارطلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج ِ خورشید است؛تو با آن گونههای سوخته از آفتابِ دشتتو با آن چهرهی افروخته از آتش ِ غیرت-که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است-تو با چشمانِ غمباریـ که روزی چشمهی ِ جوشان ِشادی بوداینک حسرت و افسوس، بر آنسایه افکندهست ـ خواهی رفتو اشکِ من تو را بدرورد خواهد گفتمن اینجا ریشه در خاکممن اینجا عاشق این خاکِ از آلودگی پاکممن اینجا تا نفس باقیست میمانممن از اینجا چه میخواهم، نمیدانمامید روشنایی گرچه در این تیره گیها نیستمن اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه، میرانممن اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دستِ تهیگُل بر میافشانممن اینجا روزی آخر از ستیغ ِ کوه، چون خورشیدسرود ِ فتح میخوانمو میدانمتو روزی باز خواهی گشت
NOW PLAYING
فریدون مشیری | ریشه در خاک
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 16, 2026 ·4m
Jun 16, 2026 ·13m
Jun 15, 2026 ·5m