EPISODE · Mar 19, 2021 · 27 MIN
گل روی تو
from کتابخانه گلها
#یک_شاخه_گل برنامه شماره 441 #گلپایگانی #رهی_معیری #حریف_جندقی #کمال_خجندی #محمد_موسوی #جهانگیر_ملک #جواد_معروفی #جلیل_شهناز #روشنک دانی که کدامین شب و روز است که عاشق خشنود دلی دارد و خوشبوی مشامی شامی که شمال آورد از دوست نسیمی صبحی که صبا آورد از یار پیامی تا که من معتکف گوشه میخانه شدم همدم جام می و ساغر و پیمانه شدم دوش در کوی خرابات به صد شور و نشاط می زده رقص کنان وارد میخانه شدم تا که افسونگر چشمان تو افسونم کرد به سر کوی تو از عشق تو افسانه شدم بهر آراستان زلف پریشان تو دوش چین شدم حلقه شدم ابر شدم شانه شدم آن شب که نگه بر نگهش دوخته بودم از دیده وی راز دل آموخته بودم در چشم سیه داشت نهان برق نگاهی کز گرمی آن تا سحر افروخته بودم گر به چشم دل جانا جلوه های ما بینی در حریم اهل دل جلوه خدا بینی راز آسمانها را در نگاه ما خوانی نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند صد شربت شیرین ز لب خسته دلان را نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند دل شد ز تو صد پاره و فریاد که این قوم نعره زدن و جامه دریدن نگذارند مگریز کمال از سر زلفش که در این دام مرغی که در افتاد پریدن نگذارند رفتی که به روی من نگاهی نکنی شادم به نگاه گاه گاهی نکنی گفتی که مگر به اشتباهت بینم ای وای به من گر اشتباهی نکنی
Embed this episode
What this episode covers
#یک_شاخه_گل برنامه شماره 441#گلپایگانی #رهی_معیری #حریف_جندقی#کمال_خجندی#محمد_موسوی#جهانگیر_ملک#جواد_معروفی#جلیل_شهناز#روشنکدانی که کدامین شب و روز است که عاشقخشنود دلی دارد و خوشبوی مشامیشامی که شمال آورد از دوست نسیمیصبحی که صبا آورد از یار پیامیتا که من معتکف گوشه میخانه شدمهمدم جام می و ساغر و پیمانه شدمدوش در کوی خرابات به صد شور و نشاطمی زده رقص کنان وارد میخانه شدمتا که افسونگر چشمان تو افسونم کردبه سر کوی تو از عشق تو افسانه شدمبهر آراستان زلف پریشان تو دوشچین شدم حلقه شدم ابر شدم شانه شدمآن شب که نگه بر نگهش دوخته بودماز دیده وی راز دل آموخته بودمدر چشم سیه داشت نهان برق نگاهیکز گرمی آن تا سحر افروخته بودمگر به چشم دل جانا جلوه های ما بینیدر حریم اهل دل جلوه خدا بینیراز آسمانها را در نگاه ما خوانینور صبحگاهی را بر جبین ما بینیما را گلی از روی تو چیدن نگذارندچیدن چه خیال است که دیدن نگذارندصد شربت شیرین ز لب خسته دلان رانزدیک لب آرند و چشیدن نگذارنددل شد ز تو صد پاره و فریاد که این قومنعره زدن و جامه دریدن نگذارندمگریز کمال از سر زلفش که در این داممرغی که در افتاد پریدن نگذارندرفتی که به روی من نگاهی نکنیشادم به نگاه گاه گاهی نکنیگفتی که مگر به اشتباهت بینمای وای به من گر اشتباهی نکنی
Ready to play
گل روی تو
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.