EPISODE · Nov 4, 2021 · 2 MIN
گلستان سعدی - 008 - باب اول - پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست
from بهاریه
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشدبفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آیدای سیر تو را نان جوین خوش ننمایدمعشوق من است آن که به نزدیک تو زشت استحوران بهشتی را دوزخ بود اعرافاز دوزخیان پرس که اعراف بهشتستفرقست میان آن که یارش در برتا آن که دو چشم انتظارش بر درسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشدبفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آیدای سیر تو را نان جوین خوش ننمایدمعشوق من است آن که به نزدیک تو زشت استحوران بهشتی را دوزخ بود اعرافاز دوزخیان پرس که اعراف بهشتستفرقست میان آن که یارش در برتا آن که دو چشم انتظارش بر درسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
گلستان سعدی - 008 - باب اول - پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.