EPISODE · Nov 4, 2021 · 1 MIN
گلستان سعدی - 010 - باب اول - یکی از ملوک عرب رنجور بود
from بهاریه
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده که سواری از در درآمد و بشارت داد که فلان قلعه را به دولت خداوند گشادیم و دشمنان اسیر آمدند و سپاه و رعیت آن طرف بجملگی مطیع فرمان گشتند ملک نفسی سرد بر آورد و گفت این مژده مرا نیست دشمنانم راست یعنی وارثان مملکت.بدین امید به سر شد دریغ عمر عزیزکه آنچه در دلم است از درم فراز آیدامید بسته بر آمد ولی چه فایده زانکامید نیست که عمر گذشته باز آیدکوس رحلت بکوفت دست اجلای دو چشمم وداع سر بکنیدای کف دست و ساعد و بازوهمه تودیع یکدگر بکنیدبر منِ اوفتاده دشمن کامآخر ای دوستان گذر بکنیدروزگارم بشد بنادانیمن نکردم شما حذر بکنیدسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده که سواری از در درآمد و بشارت داد که فلان قلعه را به دولت خداوند گشادیم و دشمنان اسیر آمدند و سپاه و رعیت آن طرف بجملگی مطیع فرمان گشتند ملک نفسی سرد بر آورد و گفت این مژده مرا نیست دشمنانم راست یعنی وارثان مملکت.بدین امید به سر شد دریغ عمر عزیزکه آنچه در دلم است از درم فراز آیدامید بسته بر آمد ولی چه فایده زانکامید نیست که عمر گذشته باز آیدکوس رحلت بکوفت دست اجلای دو چشمم وداع سر بکنیدای کف دست و ساعد و بازوهمه تودیع یکدگر بکنیدبر منِ اوفتاده دشمن کامآخر ای دوستان گذر بکنیدروزگارم بشد بنادانیمن نکردم شما حذر بکنیدسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
گلستان سعدی - 010 - باب اول - یکی از ملوک عرب رنجور بود
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.