EPISODE · Nov 4, 2021 · 1 MIN
گلستان سعدی - 024 - باب اول - یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود
from بهاریه
یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود کسان در عقبش برفتند و باز آوردند، وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفتهر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواستبنده چه دعوی کند حکم خداوند راستاما به موجب آن که پرورده نعمت این خاندانم نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آن گه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی ملک را خنده گرفت، وزیر را گفت چه مصلحت میبینی؟ گفت ای خداوند جهان از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند .گناه از من است و قول حکما معتبر که گفتهاندچو کردی با کلوخ انداز پیکارسر خود را به نادانی شکستیچو تیر انداختی بر روی دشمنچنین دان کاندر آماجش نشستیسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود کسان در عقبش برفتند و باز آوردند، وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفتهر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواستبنده چه دعوی کند حکم خداوند راستاما به موجب آن که پرورده نعمت این خاندانم نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آن گه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی ملک را خنده گرفت، وزیر را گفت چه مصلحت میبینی؟ گفت ای خداوند جهان از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند .گناه از من است و قول حکما معتبر که گفتهاندچو کردی با کلوخ انداز پیکارسر خود را به نادانی شکستیچو تیر انداختی بر روی دشمنچنین دان کاندر آماجش نشستیسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
گلستان سعدی - 024 - باب اول - یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.
Similar Podcasts
No similar podcasts found.