EPISODE · Dec 15, 2023 · 6 MIN
هوشنگ ابتهاج | خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند
from شعر | با صدای شاعر
▨ نام شعر: برای روزنبرگها (خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند)▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شجریان▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــخبر کوتاه بود؛-«اعدامشان کردند.»خروش دخترک برخاستلبش لرزیددو چشم خستهاش از اشک پُر شدگریه را سر دادو من با کوششی پُر درد، اشکم را نهان کردم-چرا اعدامشان کردند؟میپرسد ز من با چشم اشکآلود{چرا اعدامشان کردند؟}-عزیزم، دخترمآنجا، شگفتانگیز دنیاییست {است}دروغ و دشمنی فرمانروایی میکند آنجاطلا: این کیمیای خونِ انسانهاخدایی میکند آنجاشگفتانگیز دنیایی که همچون قرنهای دورهنوز از ننگ آزار سیاهان دامنآلودهستدر آنجا حق و انسان حرفهایی {حرفهای} پوچ و بیهودهستدر آنجا دشمنی {رهزنی}، آدمکُشی، خونریزی آزادستو دست و پای آزادیست در زنجیرعزیزم، دخترمآنانبرای دشمنی با منبرای دشمنی با توبرای دشمنی با راستی اعدامشان کردندو هنگامی که یارانبا سرود زندگی بر لببه سوی مرگ میرفتندامیدی آشنا میزد چو گُل در چشمشان لبخندبه شوق زندگی آواز میخواندندو تا پایان به راه روشن خود باوفا ماندندعزیزمپاک کُن از چهره اشکت را، ز جا برخیزتو در من زندهای، من در تو: ما هرگز نمیمیریممن و تو با هزارانِ دگراین راه را دنبال میگیریماز آنِ ماست پیروزیاز آنِ ماست فردا، با همه شادی و بهروزیعزیزمکار دنیا رو به آبادیستو هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروزنوید روز آزادیست▨هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)از دفتر شعر «یادگار خون سرو»
What this episode covers
▨ نام شعر: برای روزنبرگها (خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند)▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شجریان▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــخبر کوتاه بود؛-«اعدامشان کردند.»خروش دخترک برخاستلبش لرزیددو چشم خستهاش از اشک پُر شدگریه را سر دادو من با کوششی پُر درد، اشکم را نهان کردم-چرا اعدامشان کردند؟میپرسد ز من با چشم اشکآلود{چرا اعدامشان کردند؟}-عزیزم، دخترمآنجا، شگفتانگیز دنیاییست {است}دروغ و دشمنی فرمانروایی میکند آنجاطلا: این کیمیای خونِ انسانهاخدایی میکند آنجاشگفتانگیز دنیایی که همچون قرنهای دورهنوز از ننگ آزار سیاهان دامنآلودهستدر آنجا حق و انسان حرفهایی {حرفهای} پوچ و بیهودهستدر آنجا دشمنی {رهزنی}، آدمکُشی، خونریزی آزادستو دست و پای آزادیست در زنجیرعزیزم، دخترمآنانبرای دشمنی با منبرای دشمنی با توبرای دشمنی با راستی اعدامشان کردندو هنگامی که یارانبا سرود زندگی بر لببه سوی مرگ میرفتندامیدی آشنا میزد چو گُل در چشمشان لبخندبه شوق زندگی آواز میخواندندو تا پایان به راه روشن خود باوفا ماندندعزیزمپاک کُن از چهره اشکت را، ز جا برخیزتو در من زندهای، من در تو: ما هرگز نمیمیریممن و تو با هزارانِ دگراین راه را دنبال میگیریماز آنِ ماست پیروزیاز آنِ ماست فردا، با همه شادی و بهروزیعزیزمکار دنیا رو به آبادیستو هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروزنوید روز آزادیست▨هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)از دفتر شعر «یادگار خون سرو»
NOW PLAYING
هوشنگ ابتهاج | خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 24, 2026 ·5m
Jun 24, 2026 ·4m