EPISODE · Jun 17, 2022 · 26 MIN
خلوت گزیده
from کتابخانه گلها
#برگ_سبزبرنامه شماره 183#ایرج#حافظ#عراقی#فرصت_شیرازی#علی_تجویدی#امیرناصر_افتتاح#فرهنگ_شریف#روشنکچشم بگشا که جلوه دلداربه تجلی ست از در و دیواراین تماشا چو بنگری گوییلیس فی الدار غیره دیاربا آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوختبر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوختجز آهنین دل تو که دارد توان و تابدیگر دلی نماند که بر حال ما نسوختبس عاشقان که خویش چو پروانه سوختندکس غیر ما و شمع ز سر تا به پا نسوختاین آتشی که در دل من از هوای توستکی برگرفت شعله که مرغ هوا نسوختدر نی نوای عشق چو مطرب نمود سازاز حیرتم که نی ز چه از این نوا نسوختفرصت ز لعل نوش تو آب بقا نیافتتا در محبت تو به نار بلا نسوختکنون که بار خزان فرش لعل فام کشیدخوش آنکه در صف مستان نشست و جام کشیددلم که جام نگون داشت سالها چو حبابدیدی که موج شراب از چه سان به دام کشیدخزان در آمدن آن سوار حاضر بودکه در رهش ورق زر به احترام کشیدفلک بداد مرادم چنان که دل میخواستبه هر سر مویم صد انتقام کشیدهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدخلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت استجانا به حاجتی که تو را هست با خدایآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت استای مدعی برو که مرا با تو کار نیستاحباب حاضرند به اعدا چه حاجت استمحتاج جنگ نیست گرت قصد خون ماستچون رخت از آن توست به یغما چه حاجت استهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدزیبد که ز درگاهت نومید نگردد بازآن کس که به امیدی در خاک درت افتداین هم برگ سبزی بود تحفه درویشعلی نگهدار شما
Embed this episode
What this episode covers
#برگ_سبزبرنامه شماره 183#ایرج#حافظ#عراقی#فرصت_شیرازی#علی_تجویدی#امیرناصر_افتتاح#فرهنگ_شریف#روشنکچشم بگشا که جلوه دلداربه تجلی ست از در و دیواراین تماشا چو بنگری گوییلیس فی الدار غیره دیاربا آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوختبر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوختجز آهنین دل تو که دارد توان و تابدیگر دلی نماند که بر حال ما نسوختبس عاشقان که خویش چو پروانه سوختندکس غیر ما و شمع ز سر تا به پا نسوختاین آتشی که در دل من از هوای توستکی برگرفت شعله که مرغ هوا نسوختدر نی نوای عشق چو مطرب نمود سازاز حیرتم که نی ز چه از این نوا نسوختفرصت ز لعل نوش تو آب بقا نیافتتا در محبت تو به نار بلا نسوختکنون که بار خزان فرش لعل فام کشیدخوش آنکه در صف مستان نشست و جام کشیددلم که جام نگون داشت سالها چو حبابدیدی که موج شراب از چه سان به دام کشیدخزان در آمدن آن سوار حاضر بودکه در رهش ورق زر به احترام کشیدفلک بداد مرادم چنان که دل میخواستبه هر سر مویم صد انتقام کشیدهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدخلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت استجانا به حاجتی که تو را هست با خدایآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت استای مدعی برو که مرا با تو کار نیستاحباب حاضرند به اعدا چه حاجت استمحتاج جنگ نیست گرت قصد خون ماستچون رخت از آن توست به یغما چه حاجت استهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدزیبد که ز درگاهت نومید نگردد بازآن کس که به امیدی در خاک درت افتداین هم برگ سبزی بود تحفه درویشعلی نگهدار شما
NOW PLAYING
خلوت گزیده
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.