EPISODE · Aug 22, 2017 · 26 MIN
کوی عاشقانه
from کتابخانه گلها
#یک_شاخه_گلبرنامه شماره 213#سعدی#آذر_پژوهش#امیر_ناصر_افتتاح#حبیب_خراسانی#روح_الله_خالقی#رازی#گلپایگانی#رضا_ورزندهیاد دارم كه شبی در كاروانی همه شب رفته بودم و سحر در كنار بیشه ای خفته شوریده ای كه در آن سفر همراه ما بود نعره ای بر آورد و راه بیابان گرفت و یك نفس آرام نیافت چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود گفت بلبلان را دیدم كه به نالش در آمده بودند از درخت و كبكان از كوه و غُوكان در آب و بهایم از بیشه اندیشه كردم مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفتهدوش مرغی به صبح می نالیدعقل و صبرم ببرد و طاقت و هوشیكی از دوستان مخلص را مگر آواز من رسید به گوشگفت باور نداشتم كه ترابانگ مرغی چنین كند مدهوشگفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح گوی و من خاموشدر سلسلهٔ عشق كه بگسیختنی نیست غیر از دل سودا زده آویختنی نیستدر سایهٔ زلف تو نهد دام بلا را هر فتنه كه از چشم تو انگیختنی نیستما سر به كفِ خویش نهادیم در این كوی از بخت سیه تیغ تو آمیختنی نیستمردانه گوارا و بجان نوش كن ای دل این جام بلا را كه زكف ریختنی نیست هر كجا گذری كوی عاشقانهٔ ماست حدیث مسجد و دیر و حرم بهانهٔ ماستهر آنچه می نگرم آفتاب طلعت اوست هر آنچه می شنوی نغمهٔ ترانهٔ ماست مرا نگار طلب می كند به خانهٔ خویش عجب مداركه رضوان بر آستانهٔ ماست نشان خانه گرفتم زیار و گفت به لطف دل شكستهٔ عاشق همیشه خانهٔ ماستنشان خانه گرفتم زیار و گفت به لطف دل شكستهٔ عاشق همیشه خانهٔ ماستبه هر كجا گذری كوی عاشقانهٔ ماست حدیث مسجد و دِیر و حرم بهانهٔ ماست
Embed this episode
NOW PLAYING
کوی عاشقانه
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.